برخی از این عوامل، عدم آمادگی همراهی با ولیّ خدا، علاقه به دنیا، جمع بین دنیا و آخرت، احساس عدم احتیاج به ولیّ خدا می باشد.

عدم آمادگی همراهی با ولیّ خدا

اگر انسان، خودش را برای همراهی با ولیّ خدا آماده نکند، عقب خواهد ماند؛ چنان چه سید الشهدا از ماه ها قبل، موضعشان را در قبال حکومت یزید، اعلام کرده بودند؛ ولی عده ای به دلیل عدم آمادگی، از قافلة خیر، عقب ماندند. آمادگی برای ظهور موجب می شود تا زمان غیبت کاهش یابد؛ امام صادق علیه السلام درباره طولانی شدن عذاب بنی اسرائیل می فرماید: «فلما طال علی بنی اسرائیل العذاب ضجوا و بکوا الی اللّه اربعین صباحا فاوحی اللّه الی موسی و هارون یخلصهم من فرعون فحطّ عنهم سبعین و مأة سنة، قال {الراوی} فقال ابوعبداللّه هکذا انتم لو فعلتم لفرج اللّه عنا، فاما اذ لم تکونوا فان الامر ینتهی الی منتهاه» زمانی  که  عذاب  بنی اسرائیل  طول  کشید، آنان  ضجه  زدند و چهل  روز به  درگاه  خدا گریستند.

پس  خداوند به  موسی و هارون وحی  کرد که  آنان  را از فرعون  خلاصی  می بخشد. پس  یکصد و هفتاد سال  گرفتاری  از آنان  برطرف  شد. راوی  می گوید: سپس  امام  صادق علیه السلام فرمود: هم  چنین  شما اگر چنین  کنید، خداوند فرج  ما را می رساند و اگر مانند آنان  نباشید، امر [فرج] به  انتهای  زمان  معین  خود می رسد. این روایت به صراحت بیان می کند که اگر درست اقدام شود، می توان طول غیبت را کاهش داد. از نظر عقلایی نیز می توان گفت: تشکیل حکومت جهانی با آن عظمت و شکوه، به صورت دفعی هر چند محال نیست، اما دلیل عقلی یا نقلی معتبر بر چنین وقوعی نداریم. هر چند ممکن است خود ظهور به دلیل عدم توقیت، به طور «بغتة» و ناگهانی صورت گیرد، اما قطعا نمی توان گفت بدون هیچ زمینه ای انجام می شود. طبرانی و ابن ماجه از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می کنند که فرمود: «یخرج ناس من المشرق فیوطئون للمهدی سلطانه» مردمی از مشرق خروج می کنند و زمینه حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه را آماده می سازند.
علاقه به دنیا

انسانی که نتوانسته است از تعقلات دنیوی خود رها شود، یا هرگز توفیق همراهی با ولی ّ خدا را پیدا نخواهد کرد و یا هرچند توفیق همراهی را پیدا کند، نخواهد توانست تا انتهای مسیر، هم قدم او باشد و سرانجام در جایی، راه او از راه ولیّ خدا، جدا خواهد شد. تأخیرها، سستی ها، کم معرفتی ها و از همه مهم تر، تعلقات به دنیا، گاهی سبب می شود که انسان حتی تا مرز ریختن خون امام معصوم نیز، پیش برود؛ چنان چه این اتفاق، برای کوفیان زمان امام حسین افتاد و همان کسانی که برای سیدالشهدا نامه نوشتند و ایشان را دعوت نمودند، سرانجام برای حفظ دنیای خود و کسب غنیمت، از یک دیگر سبقت گرفتند. تعلق خاطر به دنیا، بالاخره انسان را رو در روی اولیای خدا قرار می دهد و این خطر جدی برای همة کسانی که خود را از تعلقات، پاک نکرده اند، وجود دارد. برخی از بزرگان، دربارة گریة بر امام حسین ، تعبیر زیبایی دارند. آن ها معتقدند یکی از اقسام گریه در مراسم سیدالشهدا ، گریة خوف است؛ یعنی انسان واقعاً خائف باشد که مبادا جزو مدعیانی قرار بگیرد که نامه نوشتند و گفتند: «باغ های ما، آماده، نهرهای ما، جاری و مزارع ما، خرّم و آباد است و فقط منتظر قدوم شما هستیم»؛ اما هنگامی که ولیّ خدا به سویشان آمد، به روی او شمشیر کشیدند و او را محاصره کردند.
جمع بین دنیا و آخرت

یکی از عواملی که باعث جدایی عده ای از سید الشهدا و حتی قرار گرفتن آن ها در جبهة ابن زیاد شد، این بود که می خواستند دنیا و آخرت را با هم جمع کنند. آن ها با خود، تصفیه حساب نکرده بودند تا بتوانند یکی از این دو را انتخاب کنند؛ لذا خداوند متعال، زمینة فتنه و امتحان را پیش آورد تا یکی را انتخاب نمایند. در این میان، عده ای گفتند: «نه همراه سید الشهدا می جنگیم و نه با ابن زیاد درگیر می شویم»! امکان ندارد که انسان بتواند دین خود را حفظ کند اما در مقابل باطل، از حق، دفاع نکند. ارادة جمع بین این دو موجب شد که عده ای به خیال این که سرانجام، صلح خواهد شد، به همراه لشکر ابن زیاد به کربلا بروند؛ اما کم کم کار به جایی رسید که در جنایات، از یک دیگر سبقت می گرفتند تا مبادا کسی نزد ابن زیاد از کم کاری آن ها گله کند. آن ها تصور می کردند که بودن در لشکر ابن زیاد، در صورتی که کار به کشتار و ریختن خون سیدالشهدا نیانجامد، جرم نیست؛ غافل از این که به محض صف بندی میان حق و باطل، باید به هر قیمتی که شده در جبهة حق قرار گرفت. حرّ که شخصیت بسیار محترم و فوق العاده ای است و با توجه به شرایطش، با رجوع به امام حسین معجزه کرد؛ هنگامی که برای عذرخواهی خدمت سیدالشهدا رسید، به ایشان عرض کرد: «گمان نمی کردم کار ابن زیاد با شما، به این جا برسد». در حالی که این فکر از اساس، غلط است.
احساس عدم احتیاج به ولیّ خدا

کوفیان تصور می کردند که اگرچه در جبهة سیدالشهدا نباشند، می توانند به صف اولیای خدایی راه یابند و به بهشت بروند. آنان گمان می کردند که برای اصلاح شدن، نیازی به سیدالشهدا ندارند و در خیال خودشان، طواف می کردند و نماز می خواندند تا تهذیب شوند! امروز هم آمادگی برای ظهور، جزو وظایف منتظران محسوب می شود و از آن جا که ظهور، ناگهانی واقع می شود، باید در همه حال، آمادگی خود را حفظ کنند. اصحاب امام زمان به دلیل برخورداری از آمادگی، به محض شنیدن ندای حضرت، همگی در مکه جمع می شوند. آنان، به گونه ای آماده اند که اگر آب، دست شان باشد، زمین می گذارند و برای یاری امام خود می شتابند. مسلم بن عوسجه در راه حمام بود که حبیب بن مظاهر با او روبرو شد. هنگامی که در جریان استنصار امام حسین قرار گرفت، حتی به خانه بازنگشت و هر دو به طرف کربلا رفتند. اگر انسان، هر روز صبح، فکرش این نباشد که «امروز، کدام کار امام زمان ، زمین مانده است تا من بردارم؟»، به جایی نخواهد رسید. اگرچه طبق متن صلواتی که از امام حسن عسگری برای امام عصر نقل شده ، بار ما را نیز، امام زمان بر می دارد؛ اما به هر حال، باید دید کجای اردوگاه ایشان، خالی است تا همان جا را پر کرد.
خلاصه سخن: از نهضت حسینی باید آموخت که چگونه زمینه سازی برای نهضت مهدوی نماییم. پیش از مهیا کردن شرایط و عوامل خارجی ظهور لازم است، شرایط معنوی خودمان را مهیا نماییم. خودسازی نکردن و نداشتن آمادگی معنوی از موانع سلوک به ولی خدا می باشد. برخی عوامل، باعث می شوند که انسان در عین حالی که به دل، ولایت ولیّ خدا را تصدیق می کند، نتواند با او هم راه و سالک شود.

باور مهدوی و فرهنگ انتظار در طول تاریخ با اندیشه ها و برداشت های نادرست بسیاری در آمیخته شده است، اندیشه ها و برداشت هایی که به تدریج تبدیل به آسیب ها و آفت های جدی برای اساس و بنیاد اعتقاد به ظهور منجی در فرهنگ شیعه شده اند.

یکی از آسیب های مرتبط با هنگامه ظهور این است که گمان می شود «فراگیری و جهان شمولی فساد» پیش شرط ظهور است؛ چرا که برخی معتقدند تا جهان پر از ظلم و فساد نشود، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه ظهور نخواهد کرد و شاید پاسخ این گروه به این پرسش که «چرا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه در غیبت است؟» این باشد که چون هنوز مناطقی از جهان را فساد فرا نگرفته است. دلیل کسانی که معتقدند جهان شمولی فساد پیش شرط ظهور است، روایاتی است که می گویند حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه زمانی ظهور می کند که جهان پر از ستم شده است، روایات فراوانی وجود دارند که درباره جهان پیش از ظهور، از تعبیر «کما ملئت ظلماً و جوراً» استفاده کرده اند، مثلاً رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: لَوْ لَمْ  یَبْقَ  مِنَ  الدُّنْیَا إِلَّا یَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ فِیهِ فَیَمْلَأَ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً» اگر از عمر دنیا فقط یک روز باقی مانده باشد، خداوند مردی از خاندان مرا بر می انگیزد که دنیا را پر از داد می کند همچنان که پر از ستم شده است.

در صورتی که عوامل ظهور هر آن چیزی است که در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه نقش دارد و از علل ظهور آن حضرت محسوب می گردند و در باره ی آن باید گفت: هر چند عامل اصلی ظهور امام زمان علیه السلام «اراده ی الهی» می باشد ولی آنچه که انسانها بعنوان زمینه سازی ظهور می توانند انجام دهند ایجاد آمادگی در خودشان می باشد؛ چون هر انقلاب و نهضتی که برای هدف معینی به وجود می آید، در صورتی پبروز است که زمینه های آن از هر جهت فراهم باشد، در غیر این صورت انقلاب با شکست روبرو خواهد شد.
قیام حضرت از این قاعده مستثنی نیست و در صورتی می تواند پیروز شود که شرایط آن فراهم گردد. پس آمادگی مردم از علل و عوامل مهم ظهور می باشد. یعنی عموم مردم خواستار آن حضرت باشند و افکار عمومی برای تأیید و پشتیبانی ایشان مهیا باشد و به عبارت دیگر باید عوامل اختیاری و قابل تغییر غیبت آن حضرت را بر طرف نمود. بر اساس آنچه در روایات، در باره ی عوامل غیبت آمده برخی از آنها در اختیار ما نیست و قابل تغییر نمی باشد مانند: بیعت کسی بر عهده آن حضرت نباشد، محافظت ایشان از خطر کشته شدن، آزمایش الهی. روشن است که این عوامل در اختیار انسانها نیست تا بتوانند تغییر دهند. اما برخی دیگر از عوامل غیبت قابل تغییر است چنان که در برخى از توقیعات شریفه به این مسأله اشاره شده است که بى وفایى مردم و گناهان آنان زمینه ساز غیبت حضرت حجت شده است. "اگر خداوند به شیعیان ما توفیق همدلى در وفاى به عهدى که بر ایشان است عنایت مى فرمود: مبارکى دیدار ما براى ایشان به تأخیر نمى افتاد و در سعادت مشاهده ما با معرفتى شایسته و درست شتاب مى شد. و چیزى ما را از ایشان محبوس نکرده است مگر اعمال ناخوشایند و ناپسندى است که از آن ها به ما مى رسد. (بحارالانوار، ج 53، ص 177)

مضمون این توقیع آن است که بى وفایى شیعیان نسبت به عهد و پیمان با آن حضرت موجب طولانى تر شدن غیبت و حرمان از وصال شده است، پس همدلى شیعیان در وفاى به عهد [آن حضرت] مى تواند عاملى براى تعجیل در ظهور باشد. علاوه بر این مطالب باید توجه داشت که مردم در عصر غیبت، افزون بر تکالیف عمومى، در خصوص مسأله غیبت وظایفى بر دوش دارند که با انجام آنها ضمن وصول به اجر و ثواب، گام هایى نیز در زمینه ظهور برخواهند داشت، که به برخی از آنها اشاره می کنیم: صبر، انتظار، دعا، انقطاع، تقوی و دوری از گناه
صبر

در روایتى امام رضا علیه السلام مى فرماید: چه قدر نیکو است صبر و انتظار فرج. آیا نشنیدى این سخن خداوند را که «فارتقبوا اِنّى مژم رقیب» و این سخن او که «فانتظروا اِنّى مژم من المنتظرین- منتظر باشید من هم با شما در انتظارم» همانا فرج پس از ناامیدى مى آید و کسانى که قبل از شما بودند صبورتر از شما بودند. تعبیر «علیکم بالصبر» صراحت دارد، در این که وظیفه شیعیان در عصر غیبت، صبر بر فراق است. البته روشن که صبر بمعنای استقامت داشتن در اعتقاد و عمل و طی نمودن خط و مکتب آن حضرت است.
انتظار

هر چند از روایت بالا وظیفه انتظار نیز به خوبى معلوم مى شود، ولى درباره انتظار باید گفت: پیامبر و ائمه اطهار با تأکید بسیار بر این امر کرده اند؛ در روایت دیگرى امام صادق علیه السلام مى فرماید: نزدیک ترین حالت بنده به خداوند و راضى ترین چیز نزد او این است که هرگاه حجت خدا از آن ها پنهان شود و برایشان ظاهر نشود و از آن ها پوشیده شود و مکانش را ندانند در این هنگام صبح و شام منتظر فرج او باشند.
دعا

 در برخى روایات عمده ترین وظیفه عصر غیبت را دعا دانسته اند؛ از جمله در توقیع اسحاق بن یعقوب که به وسیله محمد بن عثمان دریافت شده است، فرمود: برای تعجیل در فرج زیاد دعا کنید. (الاحتجاج ج 2 ص 471)
انقطاع

این بدان معنا است که تا بشریت چشم امید به قدرت هاى غیرالهى داشته باشد، عطش عدالت مهدوى در او وجود ندارد و آن گونه که بایسته و شایسته است، مهدى جو و مهدى خواه نخواهد بود. در روایتى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم که فرمود: همانا این امر (ظهور) نمى آید شما را مگر پس از ناامیدى. (بحارالانوار، ج 52، ص111) و در روایت دیگرى امام رضا علیه السلام مى فرماید: همانا فرج پس از ناامیدى مى آید و کسانى که پیش از شما بودند صابرتر از شما بودند (بحارالانوار، ج 52، ص 129 و 110)
تقوی و دوری از گناه

در احادیثی که پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه  اطهار علیهم  السلام، وظایف منتظران را معین کرده اند، همه جا سخن از تقوی، ورع، عفاف، صلاح، سداد، دوری از گناه و قرب به خداست. به عنوان نمونه، امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس خوشنود می شود که از اصحاب قائم علیه السلام باشد، پس باید منتظر باشد، و به ورع و اخلاق نیکو عمل کند، در حالی که منتظر است. اگر چنین شخصی، پیش از ظهور حضرتش بمیرد، اجر او مانند کسی است که زمان ظهور آن حضرت را درک کرده است. پس (در جهت نیکی ها) بکوشید و منتظر باشید. (این انتظار) گوارا باد بر شما ای گروه رحمت شده. (بحارالانوار، 52/140، به نقل از غیبت نعمانی)
خلاصه سخن

گسترش فساد و ظلم، اگر منجر به «انظلام» -یعنی پذیرش ظلم و ستم- بشود، هیچ گاه زمینه ی قیام علیه آن نخواهد شد. بلکه تنها در صورتی مفید است که مقدمه مبارزه در جهت تحقق عدالت و نیکی باشد. بدیهی است که این مقدمه نیز هیچگاه عملی نخواهد شد، مگر زمانی که مردم، بدی ظلم را بدانند. و در برابر آن، مظاهر صلاح و تقوای فردی و اجتماعی را نیز بشناسند. و تنها راه این شناخت، دعوت مردم به سمت صلاح و تقوی است.

کسی که در انتظار است، بی تفاوت و بی خیال  نیست. حضرت یعقوب علیه السلام منتظر یوسف علیه السلام بود، ولی بیکار نبود. به فرزندانش گفت: بروید و به دنبال یوسف و برادرش بگردید و از روح خدا ناامید نشوید.(سوره یوسف ،آیه 87) نیز، همین تعبیر در مورد حضرت مهدی (عج) وارد شده است: «نْتَظِرُوا الْفَرَجَ وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ فَإِنَّ أَحَبَّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ انْتِظَارُ الْفَرَجِ» منتظر فرج باشید و از روح خدا ناامید نشوید (بحار الانوار، ج52، ص123) بنابراین، فرزندان انتظار، آداب و وظایفی را دنبال می کنند; چون، این خاصیت انتظار است که بر حالت و رفتار و عمل منتظر تاثیر می گذارد. اینک، به تعدادی از این وظایف اشاره می شود.

یکم - اقبال

معنا و مفهوم اقبال، رو آوردن و دل دادن به محبوب است.آنان که به زندگی خود و دیگران توجه ویژه ای دارند، دست هدایت مهدی فاطمه علیها السلام را در هدایت خودشان و دیگران، به خوبی مشاهده می کنند و مساعدت های پیدا و پنهان محبوب را لمس، و حضور مهربان او را احساس می کنند. آنان، به او، رو می آورند و او را صدا می زنند و می خوانند: «انا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بک الی الله ...(مفاتیح الجنان، دعای توسل). اقبال قلبی، از شناخت و احساس محبت مایه می گیرد. از این رو، مهم ترین وظیفه ای که هر شیعه ی منتظر بر عهده دارد، کسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام و حجت زمان خویش است. چگونه می شود آن مهربان غایب را دوست نداشت، در حالی که او، نسبت به ما، مهربان و سبب دفع بلاها و گرفتاری ها است «انا خاتم الاوصیاء و بی یرفع الله البلاء عن اهله وشیعته» خدا، به سبب من، از خاندان و شیعیانم بلا را دور می گرداند. (کمال الدین، ج 2، ص 441، ح 12; بحارالانوار، ج 52، ص 25 و 30).
دوم- میثاق

 الذین یوفون بعهد الله ولا ینقضون المیثاق (سوره رعد،آیه19) فرزند انتظار، با توجه و اقبال قلبی، ارتباط میان خود و ولی و حجت حق را تحکیم می کند و تا جایی پیش می آید که نه تنها توقعی از او ندارد، بلکه متعهد می شود تمام دارایی هایش، خانواده اش، هستی اش و تمام آن چه را خدا به او عطا کرده، در راه محبوب به مصرف برساند و این میثاق، سرود دائمی او است که هر روز با ولی و امام زمان اش تجدید می کند: «وابذل مالی و اهلی و نفسی.. (مفاتیح الجنان، زیارت دوم صاحب الامر) او، می داند آن چه نزد ما می ماند، از بین رفتنی است و آن چه نزد «ولی» می ماند، ماندگار و جاویدان است، چون «ما عندکم ینفد و ما عندالله باق» (سوره نحل، آیه 96) اگر مؤمنان به عهد و پیمان و میثاق با خدا پابند باشند، یقینا، زمان ظهور فرا خواهد رسید. بنابراین، تا استعداد حضور حضرت را پیدا نکنیم، از فیض دیدار خبری نیست. امام، منتظر آمادگی و تجدید عهد خالصانه ی  ما هستند که به همراه آن، سرور و بهجت و رضایت و انس هم خواهد آمد.
سوم – پناه

انسان منتظر، وقتی مسئولیت خود و رسالت سنگین اش را دریافت و به این نتیجه رسید که باید حرکت کند - چون، ماندن، گندیدن و پوسیدن است - با مانع ها و درگیری هایی روبه رو می شود. مانع ها و درگیری هایی که در همه جا خانه گرفته اند و وحشت و غربت و تنهایی را ایجاد می کنند. انسان، در این هنگام، ناچار باید به کسی پناه برد تا او را از این غربت و تنهایی نجات دهد. اینک، این سؤال در ذهن ایجاد می شود که «به چه کسی باید پناه برد؟ با چه کسی باید به گفت و گو نشست؟ به چه کسی باید دل گرم شد؟ در پاسخ، باید گفت، این انس و دل گرمی، جز به معصوم، و انتظار فرج او نیست. امام رضا علیه السلام فرمود: الامام الانیس الرفیق و الوالد الشفیق (کافی، ج 1،ص200،باب نادر فی فضل الامام،ح1)  و این حقیقت، چه خوب در موج کلام مهربان امام سجاد علیه السلام آمده است. انتظار الفرج من اعظم الفرج (بحار الانوار ،ج2 ،ص122) ; انتظار فرج، از بزرگ ترین گشایش ها است.
چهارم- توسل

فرزندان انتظار، فلسفه ی غیبت آن منجی غائب را درک کرده و آن را ناشی از فاصله ی فرهنگ این دوران از فرهنگ مهدویت و عدم آمادگی برای حضور آن امام همام می دانند. آنان، خوب می دانند فاصله ی آن چه باید باشند و آن چه هستند، به عمق یک عمر زندگی است که بدون راهنمایی از عالم وحیانی و توسل به ساحت مقدس یک وجود نورانی، میسر نیست. آنان دریافته اند که توسل، تقرب  است و وسیله ساختن برای رسیدن به محبوب و معبود: «وابتغوا الیه الوسیلة (سوره مایده،آیه 35) باید دانست که اهل بیت، وسیله ی تقرب انبیا هستند (بحارالانوار، ج91،ص27)  اساسا، عقل حکم می کند که برای رسیدن به هر مقصدی، به دنبال وسیله ای باید بود، اما هر وسیله ای برای مقصد خاصی ساخته شده است، امام، وسیله ی قرب «نحن الوسیلة الی الله» (مکیال المکارم، ج 1، ص 352- 353) وسیله ی هدایت - واژه ی «النجم» در آیه ی «وبالنجم هم یهتدون» به ائمه علیهم السلام تفسیر شده است- وسیله ی رضا و رضوان –در دعای ندبه: «وجعلتهم الذرایع الیک والوسیلة الی رضوانک» (مکیال المکارم، ج 1، ص 352- 353)  و راه رسیدن به بهشت موعود است (در دعا سید الساجدین در روز عرفه: «وجعلتهم الوسیله الیک والمسلک الی جنتک»
پنجم – آمادگی

آنان که انتظار محبوبی را داشته باشند، کوچک ترین نشانه ای از محبوب، در آنان تاثیر عمیقی می گذارد. او، با کسب تعلیمات نظامی و مهیا کردن تسلیحات مناسب، خود را برای یاری و نصرت امام غائب، آماده می کند. مرحوم کلینی (ره) از امام موسی کاظم علیه السلام نقل می کند: «... هر کس اسبی را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن، دشمنان ما را خشمگین سازد، در حالی که منسوب به ما است، خداوند روزیش را فراخ گرداند و به او شرح صدر عطا کند و او را به آرزویش برساند و در رسیدن به خواسته هایش یاری اش کند( کافی، ج6،ص535،ح 1) البته، نحوه ی آمادگی و مهیا بودن، بستگی به شرایط زمان و مکان دارد. اگر در روایات، سخن از آماده کردن اسب و شمشیر، به میان آمده، به این معنا نیست که این ها، موضوعیت دارد، بلکه به عنوان تمثیل و بیان لزوم آمادگی برای یاری آخرین حجت حق است.
خلاصه سخن:

آنان که عظمت درونی خویش را یافته اند، آنان که ابراهیم گونه سرود «انی ذاهب الی ربی سیهدین» را سر می دهند، آنان که یافته اند حرکت و تلاش به هدایت می انجامد، کسی که در انتظار است، بی تفاوت و بی خیال نیست. به طور کلی می توان گفت، فرهنگ انتظار، فرهنگ آماده سازی جامعه برای پذیرش آزادانه ی حاکمیت الهی است. و در این میان، استراتژی منتظران، نزدیک سازی آزادی به دین و یاری آخرین حجت حق است.

یکی از مهمترین خصوصیات دوره غیبت امام مهدی علیه السلام وجود منکران، مدعیان، وجود تعارض های فرهنگی، اخلاقی و تکثر انواع مکاتب و فرق ضد اخلاقی است. در روایتی پس از آنکه به نشانه ها، اوضاع و احوال آخرالزمان اشاره می شود حضرت امام صادق علیه السلام اینگونه می فرمایند: «فَکُن علی حذَرٍ الی الله النجاه و اعلم انَّالنّاسَ فی سُخط الله عزوجل ... و اجتهد ان یراک الله عزوجل فی خلاف ما هم علیه.»(1)
(در چنین زمانی) از خشم خدا بر حذر باش و از خداوند نجات بطلب و بدان که مردم مورد خشم و غضب پروردگار هستند و... تلاش کن که خداوند تو را در وضعی بر خلاف وضع آنها ببیند.

حال سئوال این است که چه کنیم که از شر دشمنان داخلی (نفس) و خارجی در امان باشیم؟ دشمنانی که می خواهند ما را از رسیدن به کمال و سعادت بازدارند. این سئوال یکی از مهمترین سئوال هایی است که انسان عاقل از خود می پرسد: چه باید کرد که از شر دشمن در امان باشیم؟ یا اینکه در عهد با امام زمانمام باقی باشیم و از دشمنان پیروی نکنیم.

پاسخ این سئوال ها را می توان با حدیث گوهرباری از امام صادق علیه السلام بیان داشت که این چنین می فرمایند:
"حکومت قائم مسلما تاسیس خواهد شد پس هر کس علاقه دارد از اصحاب و یاران قائم ما باشد باید کاملا مراقبت کند، تقوا و پرهیزکاری را شیوه خویش گرداند، خودش را به اخلاق نیکوی انسانی مزین سازد و آنگاه در انتظار فرج قائم باشد... کوشش و جدیت کنید و امیدوار فرج و توفیق باشید. ای گروهی که مورد توجه خدا هستید کامیابی و پیروی گوارایتان باد."(٢)
در حدیث، حضرت وظایف منتظران را بیان و راهکار برون رفت از گمراهی و مبارزه کردن با دشمنان را بیان می فرمایند و تاکید می کنند که حدیث و کوشش برای اعمالتان داشته باشید.

 با بررسی اجزاء مختلف حدیث می خواهیم به راهکارها و روش نجات از مشکلات فرارویمان در عصر غیبت برسیم.

مرحله اول که در حدیث اشاره به آن شده است اینکه کاملا مراقبت کنیم و تقوی الهی را پیشه خود سازیم.
ابتدا پیرامون تقوی کمی صحبت کنیم. در آیه ای از قرآن کریم می خوانیم:
«یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد و اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون.»(3)
ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا بترسید و باید هر انسانی مراقب اعمالی که از پیش برای فردایش فرستاده است باشد و از خدا پروا کنید، به درستی که خدا از آنچه می کنید با خبر است.
در این آیه ی شریفه مومنان را فرمان می دهد که از خدا پروا داشته و ملتزم به اوامر و نواهی او باشند و در اعمال خود نظر کنند و ببینند چه عملی برای روز حساب پیش فرستاده اند! آیا خوب است که امید ثواب داشته باشند یا عملشان بد است که در این صورت از عقاب خدا بهراسند و توبه نمایند و نفس خویش را بهراسنند و به محاسبه و نظر در اعمال از خدا بترسند و متوجه باشند که او به آنچه می کنید آگاه است و صلاح و خلوص عمل با فساد و عدم اخلاص آن را به درستی می شناسد.

پس به مومنان واجب است که اولا واجبات الهی را انجام دهند و از محرمات و نواهی پروردگار اجتناب کنند و عملشان منحصر در طاعت خدا و اجتناب از معصیت باشد و بعد از آن نظری به اعمال خود بیفکنند، چون این اعمال توشه آخرت آنهاست که از این دنیا برای خود می فرستند و مطابق آن به حسابشان رسیدگی می کنند.

پس شایسته است که انسان قبل از مرگ و لقاء الهی در روز جزاء، خود به حساب خویش رسیدگی کند و از بابت اعمال صالحش خدا را شاکر باشد و از بابت اعمال ناصالح توبه کند و استغفار نماید و در محاسبه اعمال نیز تقوی داشته باشد و عمل ریاکارانه و زشت خویش را مخلصانه و زیبا نبیند و همیشه یاد خدا باشد که «الا بذکرالله تطمئن القلوب» اتفاق خواهد افتاد و کلید و رمز تقوی الهی این است که همیشه یا خداوند تبارک و تعالی باشیم.
                اگر سودیست در ایمان و تقوی است                           زیان اندر گناه از حق تعالی است
با توجه به نکات آیه شریفه و تاکید امام صادق علیه السلام در این مقاله تعریف کوتاهی از تقوی را بررسی و تبیین می کنیم: تقوی از کلمه "وقایة" به معنی نگهداری کردن آمده است و در عرف و لسان عرب عبارت است از حفظ نفس از مخالفت اوامر و نواهی حق و متابعت رضای حق.(4)
تقوی مرحله ای بالاتر از ایمان است : «یا ایهالذین امنوا اتقوا الله»
شهید مطهری (ره) در معنی واژه تقوی نوشته اند : این کلمه از ماده وقی است که به معنی حفظ و صیانت و نگهداری است. معنای اتقا احتفاظ است. ولی تاکنون دیده نشده که در ترجمه فارسی این کلمه را به صورت حفظ و نگهداری ترجمه کنند. کسی مدعی نشده که معنی تقوی، ترس یا پرهیز و اجتناب است، بلکه چون دیده شده لازمه صیانتِ خود از چیزی، ترک و پرهیز است البته در بعضی موارد به معنای خوف و ترس استعمال شده است.(5)
در حدیثی از امام صادق علیه السلام این چنین می خوانیم : "تقوی یعنی انجام واجبات و ترک محرمات"؛ خلاصه و اصل تقوی را در یک جمله بیان فرمودند .
در پایان این مقاله یادآور می شویم اولین گام برای منتظران همان تقوی الهی است که در سبک زندگی آنان بایستی مشهود و محسوس باشد.

پی نوشت:

١) روزگارهای حدیث 1087.

2) الغیبه نعمانی.
3) آیه 18 سوره مبارکه حشر.

4) چهل حدیث امام خمینی (ره) ص 206.
5) کتاب ده گفتار ص 3.

ریشه یابى دشوارى انتظار

همه ما می دانیم که از وظایف ما دعا برای ظهور حضرت است و باید منتظر واقعی حضرت باشیم. آیا تا بحال به این فکر کرده اید که ریشه های دشوارى این تکلیف چیست؟ در زیر به توضیح دو مورد از آن می پردازیم:

آراستگى به عدالت و تقوا

فرد منتظر باید یک متدین راستین بوده، به زیور عدالت، تقوا و پارسایى آراسته باشد. پیرو واقعى و صدیق حضرت ولى عصر (عجل الله تعالى فرجه الشریف) کسى است که رفتار و مکتب آن جناب را الگوى عملى خود قرار دهد. قیام مولا و تمامى زحمات جان فرساى ایشان و همه مجاهدت ها و رشادت ها و شهادت هاى پدران بزرگوار وى (علیهم السلام) در راه تربیت نفوس و پرورش دینداران واقعى بوده است. طبعا انصار و یاران حضرتش که در این مهم وى را مدد مى رسانند، با رهبر خود هم سنخى روحى و رفتارى خواهند داشت. منتظران گوش به فرمان وى که در رکابش حاضر مى شوند، عاملان به فرمان الهى اتقوا الله حق تقاته (آن گونه که حق تقوا و پرهیزگارى است، از خدا بپرهیزد) مى باشند.

نشانه بارز کسانى که در دوره غیبت حجت قائم (علیه السلام) "انتظار" پیشه مى کنند، به روشنى در کلام نبوى ذکر شده است. حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم)، در تجلیل از مقام شامخ (منتظران آخر الزمان) خطاب به صحابه فرمود:

(شما اصحاب من هستید، لیکن برادران من مردمى هستند که در آخرالزمان مى آیند.) آنگاه در مقام توصیف اوج مجاهدت و تدین ایشان مى فرماید:

هر یک از ایشان بیش از (کسى که بر زجر) پوست کندن درخت خار با دست خالى در شب تاریک یا نگاهدارى آتش سوزان چوب درخت که آنان چراغ هدایت در شب هاى ظلمانى هستند.

در اسلام رابطه تنگاتنگى میان عدالت فردى و اجتماعى وجود دارد. از دیدگاه اسلام، پیدایش عدالت فراگیر اجتماعى در گرو تحقق عدالت فردى در آحاد جامعه است؛ این بدان معناست که بر آیند تعادل مهره هاى یک مجموعه به تعادل کل آن منتهى مى شود.

عدل مقابل ظلم است (به قول منطقیان این دو عدم و ملکه اند) کسى که ظالم باشد، عادل نیست و از آنجا که (ارتکاب معصیت) ظلم به نفس ‍ تلقى مى شود، فرد گناهکار براى هرگونه ظلم اجتماعى آمادگى روانى لازم را خواهد داشت. زیرا معمولا کسى که حقوق خودش را پاس نمى دارد، حقوق دیگران را نیز ارزشمند نمى شمرد.

آنجا که حتى حس صیانت نفس هم نمى تواند جلودار خوى تجاوزگرى و سرکشى حیوانى انسان باشد، اهرم هاى کنترل این تعدى طلبى نسبت به دیگران، چندان به کار نمى نماید.

بر این اساس، رتبه (تحقق عدالت فردى) بر (ایجاد عدالت اجتماعى) مقدم است؛ یعنى حصول (عدالت انفسى) پیش نیاز وصول به (عدالت آفاقى) است.

از این رو، اگر فردى با اجتناب از معاصى و رعایت پرواى الهى، بتواند ملکه عدالت را در خود پدید آورد و با ایجاد تعادل در میان قواى نفسانى خود، ارکان حیات اخلاقى را در وجود خود نهادینه سازد، آنگاه مى تواند در عصر ظهور که عصر استقرار عدل ناب و مطلق است، خویشتن را با شرایط نوین تمدن توحیدى مهدوى هماهنگ کند؛ اما در غیر این صورت، هاضمه شخصیت فرد، قدرت جذب مولفه هاى فرهنگ عدالت محور دولت کریمه را نخواهد داشت.

طبعا چنین شخصى با شرایط و ملاک هاى جدید هماهنگ نمى شود و این تعارض در پایان وى را به بن بست مى کشاند. نمونه تاریخى چنین شرایطى را در زمان حکومت نورانى علوى مى توان یافت. حضرت از آغاز امر مى دانست که نفوس غیر مهذب و تربیت نشده که از ملکه عدالت فاصله گرفته بودند، عدالت وى را بر نمى تابند، از این رو از پذیرش خلافت سرباز زد تا آنجا که حجت را بر آنان تمام کرد، و پس از استقرار حکومت علوی همان شد که مولا پیش بینى فرمود؛ یعنى بسیارى از کسانى که او را بر حق مى دانستند و قلبشان با او بود، بر وى شمشیر کشیدند و سرانجام فرق عدالت در محراب عبادت شکافت؛ قتل فى محرابه لشدة عدله.

بله هر کس بخواهد در شمار منتظران حقیقى آن (عدل منتظر) باشد، باید پارسایى پیشه کند و متخلق به مکارم اخلاق گردد و به معناى دقیق کلمه، انسانى مکتبى باشد.

آراستگى به بردبارى و پایدارى

فرد منتظر باید استقامت بورزد و صبر و حلم پیشه سازد؛ بر پایه روایت مفصلى که در بیان شرایط عصر غیبت و اوضاع پیش از مقطع ظهور وارد شده است و با تایید تحلیل تاریخى و روند حوادث، مى توان این نکته را دریافت که در دوران غیبت فشار زاید الوصفى بر منتظران مخلص و صدیق مهدى موعود (عجل الله تعالى فرجه الشریف) وارد مى شود. مقاومت و پایدارى در چنین شرایطى به توان بالاى روحى نیازمند است. منتظران باید بکوشند تا به درجات بالاى صبر نایل گردند؛ صبرى که طبق حدیث شریف (راس الایمان) است. در اینجا به بیان یک حدیث نبوى اکتفا مى کنیم: روزى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) خطاب به اصحاب فرمودند:

(پس از شما کسانى مى آیند که به هر یک از آنان، اجر پنجاه نفر از شما را خواهند داد.) اصحاب پرسیدند: اى رسول خدا ما در غزوات بدر، احد و حنین با شما بودیم و درباره ما آیاتى از قرآن کریم نازل شده است. پس، چرا به آنان پنجاه برابر ما ثواب داده مى شود؟ حضرت پاسخ گفتند: (آنان در شرایطى بس دشوار خواهند بود که اگر شما در آن شرایط به سر برید، تحمل و استقامت آنان را نخواهید داشت.)

اوقاتی که زندگی عادیمان را اندکی به هم می ریزیم و شکل و شاکله آن را عوض می کنیم، وقتمان را بیشتر صرف امام شهیدمان می کنیم و تمام تلاشمان را می کنیم که حق این روزها را ادا کرده باشیم. مجالس پرشور برگزار کرده و با یکدیگر مهربانتر می شویم، زیرا داغی مشترک ما را به هم شبیه تر و نزدیکتر کرده است. حتی آمارها نشان می دهد که مجرمان نیز برای این ایام و صاحب او حرمتی خاص قائلند که اندکی در نوع زندگی کردنشان موثر واقع شده است.

مصیبتی که در کربلا اتفاق افتاد، مصیبت عظیمی است که تحمل آن برای آسمان و زمین مشکل است و همچنین برای قلب های شیعیان. مصیبت غربت امام میان انسان هایی که نماز می خوانند و روزه می گیرند و حج به جا می آورند. غربت امام میان مسلمان نماهایی که دنیایشان بر آخرتشان ترجیح داشت. غربت امام میان امتی که از رسولشان شنیده بودند "حسین منی و انا من حسین" و برای گندم ری چه کارها که ندارند. غربت امامی که میان امت مسلمان خویش نگران هتک حرمت خانواده خویش است.

اما ماجرا زمانی ناباور می شود که مردمی که این چنین برای امام شهیدشان سینه داغ می کنند، چرا برای امام زنده شان تحرکی ندارند؟ مردم امام را چگونه شناخته اند که برای یکی همه زندگی شان را خرج می کنند و در راه دیگری...؟! مگر این هر دو وجود مقدس امام امت نیستند و مگر نه اینکه "کلهم نور واحد"؟
این چه نوع معرفتی است که گریبانگیر مسلمانان عصر حاضر شده است؟

مگر نه اینکه در مجالس عزاداری از عمق جان فریاد می زنیم «یا لیتنا کنت معک»؟ امروز عرصه اثبات این ادعا است. «لبیک یا حسین» همان «لبیک یا مهدی» است که یقینا از ما انتظاری بالاتر از برپایی مجالس و اطعام عزاداران و... دارد.
امام حاضر را باید اطاعت کننده بود که خود حضرتش فرمود: «وَ لَوْ أَنَّ أَشْیَاعَنَا وَفَّقَهُمْ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا فَمَا یَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَكْرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ ؛(1) اگر شیعیان ما که خداوند توفیق طاعتشان دهد در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند همدل می شدند میمنت ملاقات ما از ایشان به تاخیر نمی افتاد و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنها می گشت. دیداری که مبنای شناختی راستین و صداقتی از آن نسبت به ما است. پس علت مخفی شدن ما از آنها چیزی نیست جز آنکه از کردار آنها به ما می رسد و ما توقع انجام این کارها را از آنها نداریم.
اندکی اگر سبک زندگی مان را کاوش کنیم به این نتیجه می رسیم که زندگی هایمان هر چه هست در راستای وفای به عهدی که بر گردن داریم، نیست.

تلاش، تلاش، تلاش برای آباد کردن دنیا به منظور آباد کردن دنیا و تنها همین! گویا فراموش کرده ایم امام معصوم بیش از هزار سال است که منتظر آماده شدن اوضاع جهان است. فراموش کرده ایم وظیفه و تکلیفی در مقابل امام عصر علیه السلام بر عهده ما گذاشته شده که باید عمرمان را در راه اجرای آن صرف کنیم و ساختن و آباد کردن دنیا نیز باید در راستای همان هدف باشد و لاغیر.
امام علی علیه السلام فرمودند: «امام وظیفه دارد بر طبق آنچه خدا نازل کرده است حکومت کند و امانت را ادا نماید. چون چنین کند مردم وظیفه دارند سخنش را بشنوند، فرمانش را ببرند و هر گاه آنان را فراخواند اجابت کنند.»(2)

امام گذشته را عاشقیم چون بار مسئولیتی چندان سنگینی از جانب او بر شانه هایمان سنگینی نمی کند و امام حاضر را فراموشکاریم چون لحظه لحظه زندگی مان را باید در جهت رضایت او بسازیم. او شاهد اعمال ما است و نامه اعمالمان به کرّات به دست حضرتش می رسد. یقینا در اندیشه چنین امامی بودن وظیفه ساز است.

و این امر تنها از یک روحیه بر می خیزد که بیماری عصر حاضر است. انسانهای این عصر آنچنان در راحت طلبی افراطی گرفتارند که از هر چه برایشان مسئولیت ساز باشد فراری هستند و اندک تحرکی هم که دارند، برای ساختن دنیایی است که بتوانند لذت بیشتری ببرند. در این میان پرداختن به امام حاضرِ ناظر که در راه اجرای حکم خدا و شریعت اسلامی بسیار جدی و مصر است، خوشایند نفس سرکش ما نیست. حس راحت طلبی انسانها را از ارتباط جدی و همه جانبه با امام بازداشته و عامل اصلی دوری از امام به نظر می رسد.
امام صادق علیه السلام می فرماید: «تَفْسِیرُ الْعُبُودِیَّةِ بَذْلُ الْکُل» تفسیر عبودیت این است که همه وجودت را به خدا بدهی. حتی اگر یک ذره از وجودت را بخواهی برای خودت نگه داری، دیگر عبد نیستی. شرط و شروط نباید بگذاری. «وَ سَبَبُ ذَلِکَ مَنْعُ النَّفْسِ عَمَّا تَهْوَى وَ حَمْلُهَا عَلَى مَا تَکْرَهُ» سبب و عامل اینکه بتوانی این کار را انجام دهی، این است که نفس خودت را از هوای نفس منع کنی و نفس خود را وادار کنی به کاری که دوست ندارد. (البته این کار باید طبق برنامه دین باشد) «وَ مِفْتَاحُ ذَلِکَ تَرْکُ الرَّاحَةِ» آغاز و کلید مخالفت با هوای نفس، ترک راحتی است.(مصباح الشریعة/7) بنابراین اگر ترک راحت نکنی، نمی توانی مبارزه با هوای نفس کنی. یعنی اگر خواستیم با هوای نفس خود مبارزه کنیم و علاقه های خود را مدیریت کنیم، اولین علاقه ای که باید با آن مبارزه کنیم راحت طلبی است.(3)
اگر چون حبیب طالب با امام بودن هستیم، باید خود را برای سختی های موجود در راه یاری دین خدا آماده کنیم.

پی نوشت:

1- احتجاج طبرسی ج2ص499
2- منتخب میزان الحکمة ج1ح316
3- برگرفته از سایت بیان معنوی، موضوع راحت طلبی

بارها گفته و شنیده ایم که اگر بعد از طلوع آفتاب بیدار شویم نمازمان قضاست. اگر قرار است بعد از آمدن امام خوبان طرحی نو دراندازیم و حرکتی را شروع کنیم، در جهت یاری دین خدا کاری انجام دهیم و قدمی برداریم، باید همین امروز به آن فعالیت ها مبادرت بورزیم. سروده هماهنگ منتظران که هر صبحگاه مامور به خواندن آن هستند اینگونه از خداوند طلب حاجت می کند که:

اللهم اجعلنی....السابقین الی ارادته
ما را از سبقت گیرندگان در مسیر اراده مولایمان قرار ده.
سخن از یک مسابقه همگانی است که تک تک افراد آن در تلاش برای کسب مقام اول این هماورد بزرگ هستند و شاخص و معیار این حرکت چیزی نیست جز اراده صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف. با توصیفاتی که در آیات و روایت متعدد در بیان مقام امام صادر شده (١) چنین فهمیده می شود که اراده ایشان در مسیر اراده خداوند است (٢) و هیچ تفاوتی میان این دو اراده موجود نیست و اراده ای جز خیر و نیکی از این بزرگواران  سر نمی زند. همان که در لسان شرع از آن به انجام واجبات و ترک محرمات تعبیر می شود.
برای پیروزی در این مسابقه چه باید کرد؟
شناخت و معرفت عمیق نسبت به امام

 در این زمینه مخاطبانی که با مباحث مهدویت سروکار دارند مطالب زیادی شنیده اند. در حقیقت نکته اصلی این ویژگی این است که امام را به گونه ای بشناسیم که در سایه آن اعتماد صد درصدی به وجود مقدسش کسب کنیم. شناختی که تقلید و پیروی بی چون و چرا به دنبال داشته باشد و این نیست جز شناخت امام به تخصص و علم. اگر هنگام درمان یک بیماری خاص جامعه پزشکی اعلام کند که شخصی در این علم سرآمد همه است، عقل حکم می کند که از نسخه تجویز شده توسط وی تبعیت شود. یعنی حاصل شدن چنین یقینی، پیروی از دستورات را هم به دنبال دارد. حال در موضوع مورد بحث، ما محتاج شناخت امام از این منظر هستیم تا در مقابل او مطیع بی چون و چرا باشیم.

امام علی علیه السلام در روایتی می فرمایند: «رحم الله امرء عرف مِن اَینَ، و فی اَینَ و اِلی اَین»؛(٣) خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده، در کجاست و به کجا می رود.
در واقع با اندکی دقت در این روایت سه گروه علم وجود دارد که ما برای زندگی درست در این جهان و سعادتمندی به آن محتاج هستیم. علم به قبل از نشئه دنیا، علم به دنیا (شناخت جسم، روح، رابطه جسم و روح، عالم طبیعت، رابطه انسان و طبیعت)، علم به پس از دنیا. با یک قضاوت منطقی همگان معترف می شوند که هیچ انسانی نمی تواند با علم اکتسابی به این مجموعه دست یابد تا بتواند حیات طیبه خود را رقم بزند. (4)

طبق یک قاعده بدیهی سازنده یک شیء تنها کسی است که کاملترین اطلاعات را در رابطه با آن شیء دارد و اگر بخواهیم از ابعاد مختلف شیء اطلاعاتی به دست آوریم باید به سازنده یا واسطه ای که  مجموعه اطلاعات را از سازنده دریافت کرده، مراجعه کنیم، که همان اصل عقلی رجوع به متخصص است. در غیر این صورت هزینه های بسیاری صرف خواهد شد تا از طریق آزمون و خطا به علومی دست پیدا کنیم که در موارد متعددی از علوم ذکر شده در بالا حتی روش آزمون و خطا نیز پاسخگو نیست و انسان در جهلی ابدی باقی می ماند. همچون فرهنگ غرب که در امور مربوط به تکامل انسان علیرغم پیشرفت علمی شدید دچار یک عقبگرد جبران ناپذیری شده اند.

منظور از شناخت امام در این مقال شناخت ایشان به این مقام است که تنها موجودی که می تواند حقایق مورد نیاز جهت رشد و تکامل را به انسان عرضه کند وجود مقدس امام معصوم است که علم او متصل به منبع الهی آن است.

پیروی بی چون و چرا از امام

نفس انسان به دنبال راحتی و آسایش و خوشگذرانی های بی پایان در دنیاست و در این مسیر سیری ناپذیر است. از طرفی به کرات در متون دینی تذکر داده شده که عبودیت و بندگی جهتی متفاوت از دنیازدگی دارد. یقینا برنامه معرفی شده توسط امامان معصوم با این گرایش نفس در تضاد خواهد بود هر چند مطابق فطرت الهی او باشد. در این مقام نیاز است فرد هنگام تقابل دستورات اخلاقی و شرعی امام با خواسته های نفس بتواند بر نفس خود غلبه کند.
خدای سبحان خطاب به پیامبرش می فرماید که نفس جایگاه هر گونه شری است و دوست همه بدی هاست. تو او را به اطاعت خدا می خوانی و او تو را به معصیت خدا می کشاند و در اطاعت پروردگار با تو مخالفت می کند و در آنچه خدا را ناخوشایند است اطاعت می کند ... این نفس رفیق و همزاد شیطان است. (5)

مقابله و مبارزه با نفس، جزء یکی از مهمات زندگی هر فردی است که می خواهد قدم در وادی انسانیت و بندگی بگذارد. امری نیست که در یک شب اتفاق افتد و نیاز به جدیت و دقت بسیار دارد. بزرگان دین پس از عمری تلاش بی وقفه بدان دست یافته اند.
با توجه به این دو مورد کسانی در این مسابقه همگانی موفق می شوند که  اولا: امام خود را به تخصص در علوم مورد نیاز بشر بشناسند و به او اعتماد کنند. ثانیا: با کنترل نفس از دستورات امام سرپیچی نکنند.
اللهم اجعلنی ... السابقین الی ارادته.

پی نوشت:

1) به عنوان نمونه آیه اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم.(نساء/59)
2) پیامبر وائمه علیهم السلام ما ینطق عن الهوی هستند.

3) عبدالله جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ص 91
4) محمد شجاعی، برگرفته از کتاب آشتی با امام زمان علیه السلام، ص12
5) محمد تقی مصباح یزدی، راهیان کوی دوست "شرح حدیث معراج"، ص116

زندگی مهدوی یعنی زندگی با حجت حیّ و حاضر، نفس کشیدن با یاد حضرت و خود را وقف امام زمان (عج) کردن.

 ما امامی داریم که بر همه احوال ما آگاه است. بیایید كمی بیشتر فكر كنیم، با خود بیندیشیم چگونه می توانیم امام زمان (عج) را از خود راضی نگهداریم. برای پاسخ به این سوال لازم است تا به نحوه زندگیمان بیندیشیم و حواسمان را جمع کنیم ببینیم در رفتار، گفتار و برخوردهایمان در زندگی طوری عمل می کنیم که رضایت امام مهربان را جلب کنیم؟ امام زمان (عج) وظیفه هدایت بندگان را به عهده دارد و از کوچکترین انحراف و کج روی بندگان دلش به درد می آید، آیا ما پیرو ایشان هستیم یا او را آزرده خاطر می نماییم؟
برای دانستن این موضوع لازم است که ایشان را بشناسیم و خواسته های ایشان را بدانیم و طبق آن عمل کنیم.

قدم اول در زندگی مهدوی: شناخت امام

برای اینکه زندگی مان عطر حضور امام زمان (عج) بدهد، لازم است صفات و خصوصیات او را بشناسیم. در این باره روایات بسیاری آمده است که شناخت امام زمان (عج) را بر ما واجب می کند، از جمله:
پیامبر گرامى اسلام صلّى‏ اللّه ‏علیه‏ و آله فرموده است: "هر كس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به‏ مرگ جاهلیت مرده است".
و در روایت دیگرى كه مرحوم كلینى از امام محمد باقر علیه ‏السلام نقل مى‏ كند آمده است: "هر كس در حالى كه امامى نداشته باشد بمیرد، مردنش مردن جاهلیت است و هر آنكه در حال شناختن امامش بمیرد پیش ‏افتادن و یا تأخیر این امر [امر ظهور حضرت] او را زیان نرساند و هر كس بمیرد در حالى كه امامش را شناخته همچون كسى است كه در خیمه قائم [علیه‏السّلام] با آن حضرت باشد".

• انواع معرفت امام زمان

بی شک شناخت ما از امام زمان (عج) باید به گونه ای باشد که ما را از شبهه های گمراه کننده ملحدان و مدعیان دروغین نجات دهد. شناخت امام دو گونه است. یکی معرفت و شناخت "شخص" امام؛ دیگری معرفت و شناخت "شخصیّت" امام.

١. شناخت شخص امام:
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فرزند امام حسن عسکری علیه السلام و از مادری به نام نرگس در سپیده دم جمعه پانزدهم شعبان سال 255 هجری قمری در شهر سامرا چشم به جهان گشود.
نام و کنیه حضرت، همانند رسول خدا صلّى‏ اللّه ‏علیه‏ و آله و لقب معروف حضرت، "مهدی" است. بنا به حکمت الهی، امام مهدی علیه السلام دارای ولادت پنهانی، عمر طولانی، و دو غیبت است و ائمه معصومین علیهم السلام  به ظهور ایشان و برپایی حکومت عدل جهانی به واسطه ایشان بشارت داده اند.

2. شناخت شخصیت امام:

شناخت شخصیت امام از اهمیت بیشترى برخوردار بوده و در واقع این نوع شناخت است كه مى ‏تواند در زندگى فردى و اجتماعى منتظران منشأ اثر و تحول باشد؛ زیرا اگر كسى حقیقت صفات و ویژگى‏ هاى امام عصر علیه‏ السّلام، و نقش و جایگاه آن حضرت در عالم هستى  را بشناسد و فقر و نیاز خود را نسبت به ایشان واقف شود، هرگز از یاد و نام آن حضرت غافل نمى ‏شود. بدین منظور لازم است تا با مقام امامت و جایگاه آن و صفات و خصایص امامت آشنا شویم.
این نکته نیز قابل اهمیت است که معرفت دارای درجه است و حدّ اقل و اکثر دارد، امام صادق علیه‏ السلام، در مورد كمترین حد معرفت امام مى‏ فرماید:
"كمترین حد معرفت به امام آن است كه [بدانى] امام مساوى با پیامبر است مگر در درجه نبوت. امام، وارث پیامبر است و همانا اطاعت از او اطاعت از خدا و رسول خداست و باید در هر امرى تسلیم او بود و به سخن و فرمان او عمل كرد". بنابراین حداقل معرفت این است که بدانیم اطاعت از امام واجب است.
برای دست یابی به شناخت درست از امام لازم است تا به عالمان دین و تألیفات(1) ایشان مراجعه کنیم. همچنین زیارت جامعه کبیره که از حضرت امام هادی علیه السلام نقل شده است، منبع ارزشمندی است، که ما را با صفات ائمه معصومین علیهم السلام  و جایگاه ایشان در عالم هستی آشنا می کند. البته باید توجه داشت كه شناخت و معرفت حقیقى نسبت به حجت خدا تنها با مطالعه كتاب حاصل نمى‏ شود و در این راه باید از عنایات حضرت حق نیز مدد جوییم.

قدم دوم در زندگی مهدوی: اطاعت از امام

قدم بعدی در طی مسیر زندگی مهدوی عمل به احکام دین و اطاعت از دستورات الهی است. در این زمان كه امام معصوم ما، به امر الهی در غیبت به سر می برند، برای اینکه بتوانیم قدم در صراط مستقیم الهی بگذاریم باید با عالِم دینی در ارتباط باشیم، زیرا از یك سو مى‏ دانیم كه در دوران غیبت هیچیك از احكام اسلام تعطیل نشده و باید تا آمدن امام عصر(عج)، به همه احکام اسلام عمل كنیم. در این صورت است كه در راه رضایت آن حجت حق گامی برداشته ایم. از سوى دیگر مى ‏دانیم كه امكان دسترسى به امام معصوم و فراگرفتن مستقیم احكام دین از ایشان، براى ما وجود ندارد. حال در این شرایط چه باید كرد؟ آیا دست روى دست بگذاریم و به هیچیك از احكام اسلام عمل نكنیم یا به هر آنچه خود احتمال مى‏ دهیم درست باشد عمل كنیم؟ قطعاً هیچ كدام از این دو راه ما را به مقصود نمى ‏رساند.

• پیروی از عالمان دین در زمان غیبت

سوال این است: آیا امامان معصوم علیهم ‏السلام، فكرى براى شیعیان خود در زمان غیبت نكرده ‏اند؟
در پاسخ این پرسش باید گفت: ائمه علیهم ‏السلام، تكلیف ما را در زمان غیبت و عدم دسترسى به ایشان، مشخص كرده و به ما امر فرموده‏ اند كه به فقهاى جامع ‏الشرایط مراجعه كنیم. چنانكه در روایتى كه امام حسن عسكرى علیه‏ السلام از امام صادق علیه ‏السلام نقل مى ‏كند چنین مى ‏خوانیم:
"... امّا هر یك از فقها كه نگه دار نفس خویش، و حافظ دین خود، و مخالف با هوا و خواهش خویش و مطیع امر مولای خود باشد، بر عوام (مردم) لازم است كه از او پیروى كنند و تنها بعضى از فقهاى شیعه هستند كه از این صفات برخوردارند نه همه آنها".
امام عصر علیه ‏السلام، نیز در یكى از توقیعات(2) خود مى ‏فرماید:
"... و امّا در رویدادهایى [كه در آینده] پیش مى ‏آید به راویان حدیث ما مراجعه كنید؛ زیرا آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر ایشان."

بنابراین بر همه منتظران امام عصر علیه ‏السلام، لازم است كه بنا به فرموده امامان خود با پیروى از فقها و مجتهدان واجد شرایط، اعمال دینى خود را انجام دهند. در زمینه امور اجتماعى و سیاسى نیز وظیفه مردم اطاعت از فقیهى است كه از سوى بزرگان شیعه به عنوان "ولىّ فقیه" معرفی شده است. (بحث راجع به این موضوع در این نوشتار نمی گنجد).
حال که مرجع تقلید خود را مشخص کردیم راه خیلی آسان می شود و به راحتی می توانیم در راه رضای امامٍ بر حق حضرت مهدی (عج) قدم بر داریم. و ابتدایی ترین کار عمل به واجبات و ترک محرمات است که با زحمت فراوان مراجع، در رساله های عملیه نوشته شده است و کافی است تا رساله مربوط به مرجع خود را تهیه نموده و با سعی فراوان به آن عمل کنیم. در مسیر تلاش، به عنایت های حضرت مهدی علیه السلام در جهت فهم دین و استواری در راه نیازمندیم و آن وجود مقدس و هدایتگر قطعا ما را یاری می کند حتی اگر  از دیدگان پنهان باشد.

از آفرینش تا کمال

خداوند متعال انسان را خلق کرد تا وی به مقام عبودیت برسد و در این راه او را رها نکرده بلکه پیامبر صلّى‏ اللّه ‏علیه‏ و آله  و امامان علیهم السلام را راهنمای او قرار داده است. حال وظیفه هر فردی است که تلاش کرده و در مسیر زندگی الگو و رهبر خود را بشناسد و از فرامین او اطاعت کند تا از شر دشمنان درونی و بیرونی در امان باشد و در این زمان که در عصر غیبت هستیم بنا به دستور امام مردم وظیفه دارند به علما و فقیهان دین مراجعه نموده و دستورات دین را ازآنان فرا گیرند.
پی نوشت:
1) تألیفاتی مانند: الكافى، محمدبن یعقوب كلینى (ج1، كتاب الحجة)، كتاب الغیبة، محمد بن ابراهیم نعمانى، كتاب الغیبة، ابوجعفر محمدبن الحسن معروف به شیخ طوسى، كمال‏الدین و تمام‏النعمة، محمدبن على بن الحسین معروف به شیخ صدوق، بحارالانوار، مولى محمدباقر مجلسى (ج51، 52 و 53). بحمدالله همه این كتاب‏ها به فارسى ترجمه شده و در دسترس همگان است.
2) اسحاق بن یعقوب می گوید: از عثمان بن سعید (ره) اولین نایب خاص امام زمان (عج)، خواستم به آن امام برساند. و در ضمن نامه پرسیدم كه در زمان عیبت به چه كسی مراجعه كنیم؟ امام (ع) با خط خودشان در پاسخ چنین مرقوم فرمود: " امام الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة احادیثنا، فانهم حجتی علیكم و انا حجة الله."

سال 93 با تمام خوشی ها و سختی هایش به اتمام رسید و تا چند روز دیگر سالی جدید را آغاز می کنیم.

به حق، مشکلات و کمبودهای زیادی را پشت سر نهادیم. مشکلات و پیروزی های سیاسی و اقتصادی و خانوادگی و شخصی. و همه در پی رفع آن مشکلات و کمبودها بودیم. اما متاسفانه همگی یک کمبود اساسی را فراموش کردیم و اصلا آن را ندیدم. کمبودی که همه مشکلات و کمبودهای ما نشات گرفته از نبود آن است.

اما چند درصد ما متوجه آن بودیم؟ چند درصد بهش فکر کردیم؟ چند درصد برای حلش کاری کردیم؟

سالهاست در حسرت غیبت امام عصر(عج) روزگار را می گذرانیم و انگار نه انگار که همه هستی ما در غیبت است. و این که یک کاری بکنیم که ولو یک ساعت ظهور را جلو بیاندازیم.

انگار به نبودن اماممان عادت کرده ایم که در این صورت وای بر ما !! ولی انگار باید بپذیریم که به ندیدنش عادت کرده ایم. به این که در کنارش نباشیم عادت کرده ایم! به این که به دنیایی از سوالاتمان پاسخ صحیح داده نشود عادت کرده ایم!

و با صد تاسف به این که فقط برای امام عصر(عج) دعای اللهم کن لولیک را بخوانیم عادت کرده ایم!

براستی کی حقیقت غیبت ایشان را درک می کنیم؟!

آیا هیچگاه به این نکته فکر کرده ایم که شاید هنوز 313 یار هسته مرکزی حکومت ایشان آماده و جمع نشده اند؟!

آیا زمان آن نرسیده که برای تعجیل در ظهور ایشان قدمی برداریم؟ کاری بکنیم؟!

شاید بپرسید چه کاری کنیم؟

کارهای زیادی که می شود انجام داد. اما من یک پیشنهاد دارم.

همانطور که مطلع هستید آغاز سال 94 ساعت 2 و 51 سحر شنبه است. و اکثریت مردم ایران در آن شب بیدار هستند. بیاییم در آن شب زمین را برای آسمانیان نورباران کنیم؟ چگونه؟!

خاتم پیامبران ، مایه فخر زمین و آسمانیان حضرت محمد صلی الله علیه و آله می فرمایند:

إِنَّ الْبُیوتَ الَّتِی یصَلَّى فِیهَا بِاللَّیلِ وَ یتْلَى فِیهَا الْقُرْآنُ تُضِی‏ءُ لِأَهْلِ السَّمَاءِ کمَا تُضِی‏ءُ الْکوَاکبُ الدُّرِّی لِأَهْلِ الْأَرْض.‏(إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1، 92)

همانا خانه‏ هایى که در آنها نماز شب و قرآن‏ خوانده مى‏ شود آسمان را روشن می کنند همان طورى که ستارگان‏ درّى زمین را روشن می نمایند.

بیاییم در این شب زمین را برای آسمانیان آذین ببندیم. و همچون ستارگانی نورانی در آن سحر، در دامن سجاده ها مایه فخر خداوند بر ملائکش شویم. و ملائک را از این که نسبت به خلق انسان گله مند بودند را شرمنده کنیم.

بیاییم همگی در قنوت نماز وتر دست نیاز به سوی آن بی نیاز بلند کنیم و خاصانه و سر درد برای تعجیل در ظهور امام زمان(عج) دعا کنیم. و برای سلامتی حضرتش تمنا کنیم.

چه سحر زیبا و نورانی خواهد شد که میلیون ها انسان در سحر دست به آسمان و با اشک دیدگان برای آمدن مهدی فاطمه(علیهم السلام) زاری داشته باشیم.

امید داریم که ملائک دعای ما را آمین گویند و حضرت باریتعالی هم دعای ما روسیاهان را به همراه آمین ملائکش به کرم خودش اجابت بفرماید.

یکی از وظایف مهم مردم در عصر غیبت کبری، داشتن روحیه اصلاح گری در سطح جامعه است. هر فردی باید در برابر آحاد مردم (جامعه اسلامی) احساس مسئولیت کرده و در راه اصلاح و ساختن افراد تلاش نماید تا جامعه و افراد آن آماده پذیرش حکومت جهانی حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشريف) شوند. خداوند در قرآن می فرماید: ”‌وَ لَوْ لَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الْأَرْض”‌(1)؛ اگر خداوند برخی از مردم را به وسیله برخی دیگر دفع نمی کرد، قطعا زمین تباه می گردید. بنابراین در صورتی که منتظران به دنبال اصلاح جامعه نباشند، فساد فراگیر شده و آمادگی جامعه برای ظهور به تاخیر می افتد.

اصلاح جامعه از راه امر به معروف و نهی از منکر تحقق می یابد و قانون امر به معروف و نهی از منکر در متون اسلامی بسیار مورد تاکید قرار گرفته است.(2)

امام سجاد(علیه السّلام) در روایتی یکی از ویژگی های مهم منتظران را امر به معروف و نهی از منکر می داند: «غیبت به وسیله دوازدهمي از جانشینان رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلم) و امامان بعد از او ممتد مي شود ... مردم زمان او كه معتقد به امامت وى می باشند و منتظر ظهور او هستند، از مردم تمام زمان ها بهترند؛ زیرا خداوند عقل و فهمى به آن ها داده كه غیبت در نزد آن ها حكم مشاهده را دارد! خداوند آن ها را در آن زمان مثل كسانى می داند كه با شمشیر در پیش روى پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) (علیه دشمنان دین) پیكار كرده‏ اند، آن ها مخلصان حقیقى و شیعیان راستگوى ما هستند كه مردم را به طور آشكار و نهان به دین خدا می خوانند.(3)»

بی تفاوت که باشیم...

در روایتی از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در باب امر به معروف و نهی از منکر این مضمون آمده است که وقتی گروهی سوار کشتی شوند، اگر یکی از مسافران شروع به سوراخ کردن کف کشتی کند و بقیه بی‌تفاوت باشند، در این صورت آب دریا وقتی بیاید داخل کشتی، فقط آن یک نفر را غرق نمی‌کند، بلکه همه اهل کشتی را درخود می‌ کِشد. همچنین حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

«ان اللَّه عزوجل لا یعذب العامة بعمل الخاصة حتى یروا المنكر بین ظهرانیهم و هم قادرون على ان ینكروه فاذا فعلوا ذلك عذب اللَّه الخاصة و العامة؛ خداوند عزّ و جلّ هرگز عموم را به خاطر عمل گروهی خاص مجازات نمی‌کند، مگر آن زمان که منکرات در میان آن‌ها آشکار گردد و توانایی بر انکار آن داشته باشند در عین حال سکوت کنند؛ در این هنگام خداوند آن گروه خاص و همه توده اجتماع را مجازات خواهد کرد.»(4)

در متون اسلامی بارها عواقب بی تفاوتی به امور جامعه و دستورات الهی گوشزد شده است. حضرت علی(علیه السلام) می فرماید:
اگر شما به واسطه تلخى حق از آن روى نتابید و خود را خوار نكنید و در نكوهش باطل سستى نشان ندهید، آن‌ها كه در شجاعت به پایه شما نمی‌رسند، بر شما دلیر نمی‌شوند و اقویا بر شما مسلط نمي گردند و پیروى حق را ترك نمي كنند و اهل طاعت را از میان‏ نخواهند برد. ولى افسوس كه [دوباره] مانند بنى‌اسرائیل عهد موسى(علیه‏ السّلام) در كار خود حیران و سرگردان می‌شوید! سوگند یاد می‌كنم كه تحیر شما بعد از من به مراتب بیش از حیرت و سرگردانى بنى‌اسرائیل خواهد بود.(5)

بنابراین یکی از ثمرات شوم ترک امر به معروف و نهی از منکر آن است که اشرار بر مومنان مسلط می شوند و در صدد نابودی ایشان بر می آیند. همچنین در این زمینه امام رضا(علیه السلام) می فرماید:

ناگزیر هستید امر به معروف و نهی از منکر کنید، و الا بَدان بر شما مسلط می شوند. پس خوبانتان می خوانند و اجابت نمی شوند.(6)

چرا بی تفاوتیم؟

با توجه به تاکید اسلام به امر به معروف و نهی از منکر، سکوت و بی تفاوتی در این زمینه نکوهش شده است. امام باقر(علیه السلام) می فرماید:

اجتماعی که اصرار بر رعایت ارزش ها و هنجارهای دینی و جلوگیری از نابهنجاری ها (امر به معروف و نهی از منکر) را عیب و نقص بداند، اجتماع بدی است (بد جامعه ای است).(7)
پس چگونه ممکن است که چنین اجتماعی در جهت کسب آمادگی برای پذیرش مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشريف) قدم بردارد؟!

در ذیل برخی انگیزه هایی را که در روایات برای ترک امر به معروف و نهی از منکر برشمرده اند، می آوریم (8):

1. در قیامت خداوند از شخصی که در دنیا امر به معروف و نهی از منکر نمی کرد، درباره اش سۆال می کند و او جواب می دهد: خدایا! ترسیدم و خداوند جواب می دهد: من سزاوارتر بودم که بترسی.

2. در وسائل الشیعه آمده است: خداوند، سکوت در برابر بدی ها را بر دانشمندان و مروجان دینی یهود و نصاری عیب و ننگ شمرد؛ زیرا آنان با اینکه بدی ها و فساد را از ظالمان می دیدند، نسبت به آن بی تفاوت بودند. و این به خاطر میل و رغبت مربیان دینی به هدایایی بود که از ستمگران به آن ها می رسید. بنابراین انگیزه دیگر می تواند طمع و دنیاپرستی باشد.(9)

همچنین پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: خوشا به حال کسی که زمان حضرت مهدی(علیه السلام) را درک کند، در حالی که از اقتدا کنندگان به آن حضرت باشد قبل از قیام.(10) بنابراین منتظران واقعی در جهت اقتدا به مولا و صاحب زمانشان امر به معروف و نهی از منکر می کنند و نسبت به گسترش دین الهی در همه جوانب و زمینه هایش کوتاهی نمی کنند، حتی اگر در حد نصیحت برادر دینی خود باشد. تا جامعه انسانی برای پذیرش آن رهبر آسمانی آمادگی پیدا کند.

 

پی نوشت ها:

1) سوره بقره، آیه 251.

2) وظایف منتظران در عصر غیبت، حسین الهی نژاد، مجله مبلغان.

3) مهدى موعود (ترجمه بحار الأنوار)، ص: 893.

4) مکارم، تفسیر نمونه، ج 7، ص 131.

5) مجلسی، بحارالانوار، ج 51، ص 123.

6) حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 16، ص 118.

7) همان، ص 117.

8) ر.ک: محمد صادق ربانی، بررسی کارکرد های اجتماعی انتظار حضرت مهدی(عج) در ایران معاصر، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).

9) حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 16، ص 130.

10) مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 130.

زهره رجب زاده  

بخش مهدویت تبیان

صفحه‌ها

Subscribe to RSS - وظايف منتظران

دسته بندی