یکی از مهمترین خصوصیات دوره غیبت امام مهدی علیه السلام وجود منکران، مدعیان، وجود تعارض های فرهنگی، اخلاقی و تکثر انواع مکاتب و فرق ضد اخلاقی است. در روایتی پس از آنکه به نشانه ها، اوضاع و احوال آخرالزمان اشاره می شود حضرت امام صادق علیه السلام اینگونه می فرمایند: «فَکُن علی حذَرٍ الی الله النجاه و اعلم انَّالنّاسَ فی سُخط الله عزوجل ... و اجتهد ان یراک الله عزوجل فی خلاف ما هم علیه.»(1)
(در چنین زمانی) از خشم خدا بر حذر باش و از خداوند نجات بطلب و بدان که مردم مورد خشم و غضب پروردگار هستند و... تلاش کن که خداوند تو را در وضعی بر خلاف وضع آنها ببیند.

حال سئوال این است که چه کنیم که از شر دشمنان داخلی (نفس) و خارجی در امان باشیم؟ دشمنانی که می خواهند ما را از رسیدن به کمال و سعادت بازدارند. این سئوال یکی از مهمترین سئوال هایی است که انسان عاقل از خود می پرسد: چه باید کرد که از شر دشمن در امان باشیم؟ یا اینکه در عهد با امام زمانمام باقی باشیم و از دشمنان پیروی نکنیم.

پاسخ این سئوال ها را می توان با حدیث گوهرباری از امام صادق علیه السلام بیان داشت که این چنین می فرمایند:
"حکومت قائم مسلما تاسیس خواهد شد پس هر کس علاقه دارد از اصحاب و یاران قائم ما باشد باید کاملا مراقبت کند، تقوا و پرهیزکاری را شیوه خویش گرداند، خودش را به اخلاق نیکوی انسانی مزین سازد و آنگاه در انتظار فرج قائم باشد... کوشش و جدیت کنید و امیدوار فرج و توفیق باشید. ای گروهی که مورد توجه خدا هستید کامیابی و پیروی گوارایتان باد."(٢)
در حدیث، حضرت وظایف منتظران را بیان و راهکار برون رفت از گمراهی و مبارزه کردن با دشمنان را بیان می فرمایند و تاکید می کنند که حدیث و کوشش برای اعمالتان داشته باشید.

 با بررسی اجزاء مختلف حدیث می خواهیم به راهکارها و روش نجات از مشکلات فرارویمان در عصر غیبت برسیم.

مرحله اول که در حدیث اشاره به آن شده است اینکه کاملا مراقبت کنیم و تقوی الهی را پیشه خود سازیم.
ابتدا پیرامون تقوی کمی صحبت کنیم. در آیه ای از قرآن کریم می خوانیم:
«یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد و اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون.»(3)
ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا بترسید و باید هر انسانی مراقب اعمالی که از پیش برای فردایش فرستاده است باشد و از خدا پروا کنید، به درستی که خدا از آنچه می کنید با خبر است.
در این آیه ی شریفه مومنان را فرمان می دهد که از خدا پروا داشته و ملتزم به اوامر و نواهی او باشند و در اعمال خود نظر کنند و ببینند چه عملی برای روز حساب پیش فرستاده اند! آیا خوب است که امید ثواب داشته باشند یا عملشان بد است که در این صورت از عقاب خدا بهراسند و توبه نمایند و نفس خویش را بهراسنند و به محاسبه و نظر در اعمال از خدا بترسند و متوجه باشند که او به آنچه می کنید آگاه است و صلاح و خلوص عمل با فساد و عدم اخلاص آن را به درستی می شناسد.

پس به مومنان واجب است که اولا واجبات الهی را انجام دهند و از محرمات و نواهی پروردگار اجتناب کنند و عملشان منحصر در طاعت خدا و اجتناب از معصیت باشد و بعد از آن نظری به اعمال خود بیفکنند، چون این اعمال توشه آخرت آنهاست که از این دنیا برای خود می فرستند و مطابق آن به حسابشان رسیدگی می کنند.

پس شایسته است که انسان قبل از مرگ و لقاء الهی در روز جزاء، خود به حساب خویش رسیدگی کند و از بابت اعمال صالحش خدا را شاکر باشد و از بابت اعمال ناصالح توبه کند و استغفار نماید و در محاسبه اعمال نیز تقوی داشته باشد و عمل ریاکارانه و زشت خویش را مخلصانه و زیبا نبیند و همیشه یاد خدا باشد که «الا بذکرالله تطمئن القلوب» اتفاق خواهد افتاد و کلید و رمز تقوی الهی این است که همیشه یا خداوند تبارک و تعالی باشیم.
                اگر سودیست در ایمان و تقوی است                           زیان اندر گناه از حق تعالی است
با توجه به نکات آیه شریفه و تاکید امام صادق علیه السلام در این مقاله تعریف کوتاهی از تقوی را بررسی و تبیین می کنیم: تقوی از کلمه "وقایة" به معنی نگهداری کردن آمده است و در عرف و لسان عرب عبارت است از حفظ نفس از مخالفت اوامر و نواهی حق و متابعت رضای حق.(4)
تقوی مرحله ای بالاتر از ایمان است : «یا ایهالذین امنوا اتقوا الله»
شهید مطهری (ره) در معنی واژه تقوی نوشته اند : این کلمه از ماده وقی است که به معنی حفظ و صیانت و نگهداری است. معنای اتقا احتفاظ است. ولی تاکنون دیده نشده که در ترجمه فارسی این کلمه را به صورت حفظ و نگهداری ترجمه کنند. کسی مدعی نشده که معنی تقوی، ترس یا پرهیز و اجتناب است، بلکه چون دیده شده لازمه صیانتِ خود از چیزی، ترک و پرهیز است البته در بعضی موارد به معنای خوف و ترس استعمال شده است.(5)
در حدیثی از امام صادق علیه السلام این چنین می خوانیم : "تقوی یعنی انجام واجبات و ترک محرمات"؛ خلاصه و اصل تقوی را در یک جمله بیان فرمودند .
در پایان این مقاله یادآور می شویم اولین گام برای منتظران همان تقوی الهی است که در سبک زندگی آنان بایستی مشهود و محسوس باشد.

پی نوشت:

١) روزگارهای حدیث 1087.

2) الغیبه نعمانی.
3) آیه 18 سوره مبارکه حشر.

4) چهل حدیث امام خمینی (ره) ص 206.
5) کتاب ده گفتار ص 3.

شدّت فتنه ها و كثرت ابتلائات و فزونی مشاكل و انحرافات در دوره غیبت حضرت مهدی(علیه السلام)، اقتضا می كند كه ایمان آوردگان و پیروان ولایت همواره بر حذر بوده، و نسبت به عقیده و عمل خویش مراقبت بیشتری داشته باشند. در این باب، نكاتی چند از كلام معصومین سلام اللّه علیهم، را مرور می کنیم.
تمسك به ریسمان ولایت

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «یأتی علی النّاس زمان یغیب عنهم امامهم»، زمانی بر مردم فرا رسد كه پیشوای شان غایب گردد. زراره پرسید: در آن زمان مردم چه كنند؟ فرمود: «یتمسّكون بالأمر الذی هم علیه حتّی یتبیّن لهم»، به همان امر ولایتی كه دارند چنگ زنند، تا بر ایشان تبیین شود و در كلامی دیگر فرمود: «طوبی لشیعتنا المتمسكین بحبلنا فی غیبة قائمنا» خوشا به حال شیعیان ما ! آنان كه در زمان غیبت قائم ما به ریسمان ولایت ما تمسك می جویند.
راستی در آن زمان كه امام و پیشوای مردم، در دسترس آنان نباشد و دام های شیطان برای جدا كردن آنان از ولایت اهلبیت (علیهم السلام) كه همان صراط مستقیم خداست، در همه جا پراكنده شده باشد، چه وسیله ای مطمئن تر از «حبل ولایت» می توان یافت كه بتواند از «افتادن به چاه ضلالت» و «گرفتار شدن به دام انحراف» جلوگیری كند؟!
تمسك به تقوی

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «إن لصاحب هذا الامر غیبةً فلیتّق اللّه عبدٌ و لیتمسّك بدینه».
«به یقین صاحب این امر را غیبتی هست، پس هر بنده ای باید به تقوای الهی روی آورد و به دینش چنگ زند». همین تقواست كه روشن بینی و رزق بی حساب و گشایش الهی را نصیب انسان می سازد، و همین تقواست كه در لحظه های خوف و خطر دل را آرامش می دهد، و همین تقواست كه در دوران فتنه خیز غیبت، مایه رستگاری انسان هاست.
طلب معرفت

زراره گوید: به امام صادق(علیه السلام) عرض كردم اگر زمان غیبت فرزندت مهدی (علیه السلام) را درك كردم چه كنم؟ فرمود: این دعا را بخوان; «اللّهم عرّفنی نفسك، فانّك إن لم تعرّفنی نفسك لم اعرف رسولك، اللّهم عرّفنی رسولك فانّك إن لم تعرّفنی رسولك لم اعرف حجّتك اللّهم عرّفنی حجّتك فانّك إن لم تعرّفنی حجّتك ضللت عن دینی».
«خدایا خودت را به من بشناسان كه اگر تو خودت را به من نشناسانی، پیامبرت را نتوانم شناخت. خدایا پیامبرت را به من بشناسان كه اگر تو پیامبرت را به من نشناسانی، حجّتت را نتوانم شناخت. خدایا حجت خود را به من بشناسان كه اگر تو حجّتت را به من نشناسانی از دینم گمراه خواهم شد».
انتظار آگاهانه

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اقرب، ما یكون العباد من اللّه جلّ ذكره و أرضی ما یكون عنهم اذا افتقدوا حجّة اللّه جلّ و عزّ و لم یظهر لهم و لم یعلموا مكانه و هم فی ذلك یعلمون أنّه لم تَبطُل حجّة اللّه جلّ ذكره و لامیثاقه، فعندها فتوقّعوا الفرج صباحاً و مساءً...».
«زمانی كه بندگان به خدای بزرگ نزدیك ترند و خدا از ایشان بیشتر راضی است، زمانی است كه حجت خدای تعالی از میان آنان ناپدید گردد و ظاهر نشود و آنان جایش را هم ندانند. با این همه بدانند كه حجت و میثاق خدا از بین نرفته و باطل نشده است. در آن حال، در هر صبح و شام، چشم انتظار فرج باشید».
فضیلت بندگان خدا در این زمان و رضایت بیشتر خداوند از آنان، بدین جهت است كه آنان بی آنكه امام خویش را ببینند و معجزاتش را مشاهده كنند و در حیرتها به درخانه اش پناهنده شوند، تنها با اعتماد به خدا و پایبندی به تقوی و دوستی اهلبیت، میثاق الهی را نگاهبانی كرده و مرزهای عقیده را پاس می دارند.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «یا ابا بصیر! طوبی لشیعة قائمنا المنتظرین لظهوره فی غیبته و المطیعین له فی ظهوره، اولئك اولیاء اللّه الذین لاخوف علیهم و لاهم یحزنون».
«ای ابوبصیر! خوشا به حال شیعیان قائم ما كه در دوران غیبت او در انتظار ظهورش به سر می برند و در دوران ظهورش به اطاعت او روی می كنند، آنان اولیای خدا هستند كه هیچ ترس و اندوهی بر ایشان نیست».
باهم آمدن دو وصفِ «انتظار در غیبت» و «اطاعت در ظهور»، برای شیعیان حضرت قائم(علیه السلام)، نشان دهنده نوعی ملازمت بین این دو وصف است. به این معنا كه شیعیان منتظر در دوران غیبت چنان امام خود را شناخته و در اطاعتش می كوشند كه اگر دوران ظهور تحقق می یافت، در زمره مطیعین حقیقی او بودند.
حزن و اندوه بر مصائب غیبت و دعا برای ظهور

سدیر صیرفی گوید: با برخی از اصحاب بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدیم، او را نشسته بر خاك دیدیم، در حالی كه عبایی خشن با آستین كوتاه پوشیده و با قلبی سوخته، همچون مادر فرزند از دست داده، می گریست، رنگ چهره اش تغییر كرده و اندوه از گونه های مباركش پیدا بود و اشك هایش، لباسش را خیس كرده بود وناله می كرد: «مولای من! غیبت تو، خواب را از چشمانم ربوده و زمین را بر من تنگ نموده و آسایش دلم را از من گرفته است!
مولای من! غیبت تو، بلا و مصیبت مرا به فاجعه های ابدی پیوند داده، و از دست دادن یاران، یكی پس از دیگری، اجتماع و شماره ما را از بین برده، هنوز سوزش اشكی كه از چشمم می ریزد و ناله ای كه از دلم بر می خیزد با یاد بلاها و سختی های ـ دوران غیبت تو ـ پایان نیافته كه درد و رنج شدیدتر و دردناكتری در برابر دیدگانم شكل می گیرد!»
سدیر گوید: شگفت زده پرسیدیم این ماتم وگریه برای چیست؟! امام صادق(علیه السلام) آهی عمیق و سوزناك كشید و فرمود: ای وای! صبح امروز درباره ولادت و غیبت طولانی و طول عمر قائم ما و بلاهای مؤمنین در آن زمان و ایجاد شك و تردید در اثر طول غیبت و ارتداد اكثریت مردم از دین و خروج آنان از تعهد به اسلام، تأمل و دقتی داشتم، در اثر آن، رقّت مرا فرا گرفت و حزن و اندوه بر من چیره شد.
خلاصه سخن: وقتی حال امام صادق(علیه السلام) ـ كه حدود یكصد سال قبل از آغاز دوره غیبت می زیسته است ـ چنین باشد، باید دید حال سرگشتگان دوران غیبت و دورماندگان از چشمه زلال ولایت چگونه باید باشد، بیهوده نیست كه در هر مناسبتی شادی آفرین یا غمبار، سفارش به قرائت دعای ندبه شده ایم كه حدیث اشك و سوز دل منتظران حضرت مهدی(علیه السلام) است. بی مورد نیست كه این چنین بر دعای برای فرج در زمان غیبت، تأكید شده است.

Subscribe to RSS - مقاله غيبت

دسته بندی