خوشا به حال كسی كه چنین دغدغه ای دارد و آرزوی او این است كه امام زمان را در زندگی خود حس كند و پیوسته خود را در محضر او بداند. روشن است كه اگر آدمی به چنین نعمت بزرگی دست یابد، معنای واقعی زندگی را خواهد چشید و هویت حقیقی خود را خواهد یافت، اما برای رسیدن به این نقطه نورانی باید كارهایی را انجام داد:

1 . لازم است آگاهی و شناخت ما از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف كه امام و حجت خداست، عمیق تر گردد. بسیاری گمان می كنند كه غیبت حضرت به معنای نبودن ایشان در این عالم است، حال آن كه غیبت او به معنای نهان زیستی اوست، وگرنه ایشان در همین زمین ما زندگی می كنند.

اگر امام را آن گونه كه باید بشناسیم، خواهیم دانست كه او به زمان و مكان محدود نیست، بلكه به اذن الهی، زمان ها و مكان ها در اختیار اوست؛ پس در شرق و غرب عالم، پیوسته تحت تصرف او و زیر نظر مبارك آن حضرت است. اگر او را واسطه فیض خدا و سبب همه نعمت های الهی بدانیم، در می یابیم كه نه تنها ما و خاندان ما، كه همه عالم به بركت وجود او زنده اند و روزی می خورند. پس حضور حضرتش در كنار هر نعمت كوچك و بزرگ مادی و معنوی و در دفع هر بلای فردی و اجتماعی قابل لمس و مشاهده خواهد بود.

اگر او را باب خدا و یگانه راه نجات بدانیم، در هر مشكل مادی و معنوی، و فردی و اجتماعی، او را واسطه درگاه حضرت حق قرار می دهیم و بدین گونه، پیوسته زیر خیمه لطف او قرار می گیریم و وجود پرجودش را با همه وجود لمس می كنیم. از این دست معرفت ها و آگاهی ها بسیار است كه درك حضور حضرت او را نزدیك و نزدیك تر می كند تا ما را كنار او و در چشم انداز نگاه پر مهر او می نشاند.

2 . باید تلاش كرد كه یاد و نام او پیوسته در زندگی ما جریان یابد. هم در خانه، كارخانه، دانشگاه، ورزشگاه، خیابان و هر نقطه و در هر حالی كه هستیم، با یاد او و حال و هوای به سر بریم و آن معرفت كه پیش از این گفته شد، می تواند ما را به این حال نیكو برساند؛

محافل خود را با یاد او شروع كنیم و به پایان برسانیم. برای سلامت حضرتش پیوسته صدقه دهیم، به نیابت از او اعمال نیك به جا آوریم، در شب و روز با او تجدید عهد كنیم و به ساحت مقدسش درود و سلام بفرستیم و هر روز، ساعتی با او نجوا كنیم و به مكان های منتسب به او مثل جمكران رغبت نشان دهیم و...؛

3 . ظهور او را صدر نیازهای خود بدانیم؛ همه آرزوهای خود را در آمدن او ببینیم و فراق او برای ما از هر غصه دیگری بزرگ تر و جدی تر باشد. مبادا به غیبت و ندیدنش خو بگیریم و به دوری از حكومت عدالت گسترش عادت كنیم یا ظهور او را دور بشماریم، بلكه پیوسته بیندیشیم و بر این باور باشیم كه همین روز كه در آن هستیم، می تواند روز ظهور باشد و هیچ چیز نمی تواند مانع ظهور اراده الهی شود.

در این صورت، وظیفه مهم ما این است كه خود را برای ظهورش آماده سازیم و كاری نكنیم كه ظهورش نزدیك تر شود و چنان باشیم كه حضرتش برای ما اهمیت قائل شود و بكوشیم كه در توفان نامردی های نامردان و بی مهری نامهربانان، مایه روشنی چشم او باشیم و در این مسیر، دیگران را هم دعوت كنیم و پیوسته بكوشیم كه فرد دیگری به یاران و همراهان او بیفزاییم.

... و هر چه از این دست كارها و اندیشه ها، بیشتر داشته باشیم، وجود او را در زندگی خود بیشتر حس خواهیم كرد و البته لطف او كارسازتر از همه این راه ها و رفتارهاست .

مقدمه
دین اسلام مسأله مهدویت را تنها یک ایده و تفکر خیالی که بشارت قیام رهبری مبهم در آینده نامعلوم جهت رهایی بشریت از ظلم و جور را می دهد مطرح نساخته است. بلکه آن را به عنوان یک موضوع اعتقادی که دارای نشانه و علائم روشن و پا برجای است مطرح نموده است.[1] این اعتقاد در دل و جان و وجدان امت اسلامی و همچنین در زندگی سیاسی و مبارزاتی آنها وجود دارد. «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا یَحْذَرُونَ؛[قصص/5-6] و مى‏ خواستیم بر كسانى كه در آن سرزمین ناتوان شمرده مى ‏شدند- یعنى فرزندان اسرائیل- منت نهیم و آنان را پیشوایان كنیم و آنان را وارثان سازیم و آنان را در آن سرزمین جاى و توان دهیم و به فرعون و هامان- وزیر او- و سپاهیانشان از سوى آنان- بنى اسرائیل- آنچه را كه از آن مى‏ ترسیدند بنماییم».  

آیات فوق، تنها سخن از یك برنامه موضعى و خصوصى مربوط به بنى اسرائیل نیست، بلكه بیانگر یك قانون كلى است، براى همه اعصار و قرون و همه اقوام و جمعیت ها، آیه مى‏ گوید: «ما اراده داریم كه بر مستضعفان منت بگذاریم و آنها را پیشوایان و وارثان حكومت روى زمین قرار دهیم».[2] این بشارتى است در زمینه پیروزى حق بر باطل و ایمان بر كفر. این بشارتى است براى همه انسان هاى آزاده و خواهان حكومت عدل و داد و برچیده شدن بساط ظلم و جور. نمونه ‏اى از تحقق این مشیت الهى، حكومت بنى اسرائیل و زوال حكومت فرعونیان بود. و نمونه كاملترش حكومت پیامبر اسلام ص و یارانش بعد از ظهور اسلام بود، حكومت پا برهنه ‏ها و تهى‏ دستان با ایمان و مظلومان پاكدل كه پیوسته از سوى فراعنه زمان خود مورد تحقیر و استهزاء بودند، و تحت فشار و ظلم و ستم قرار داشتند. سرانجام خدا به دست همین گروه دروازه قصرهاى كسراها و قیصرها را گشود و آنها را از تخت قدرت بزیر آورد و بینى مستكبران را به خاك مالید. و نمونه گسترده ‏تر آن ظهور حكومت حق و عدالت در تمام كره زمین بوسیله مهدى (ارواحنا له الفداء) است.[3]
و در حدیثى از امام زین العابدین على بن الحسین (علیه السلام) مى‏ خوانیم: «وَ الَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ بَشِیراً وَ نَذِیراً إِنَّ الْأَبْرَارَ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ شِیعَتَهُمْ بِمَنْزِلَةِ مُوسَى وَ شِیعَتِهِ وَ إِنَّ عَدُوَّنَا وَ شِیعَتَهُمْ بِمَنْزِلَةِ فِرْعَوْنَ وَ أَشْیَاعِه‏؛[4] سوگند به كسى كه محمد ص را به حق بشارت دهنده و بیم دهنده قرار داد كه نیكان از ما اهل البیت و پیروان آنها بمنزله موسى و پیروان او هستند، و دشمنان ما و پیروان آنها بمنزله فرعون و پیروان او مى‏ باشند» (سرانجام ما پیروز مى‏ شویم و آنها نابود مى ‏شوند و حكومت حق و عدالت از آن ما خواهد بود) البته حكومت جهانى مهدى (علیه السلام) در آخر كار هرگز مانع از حكومت هاى اسلامى در مقیاسه اى محدودتر پیش از آن از طرف مستضعفان بر ضد مستكبران نخواهد بود، و هر زمان شرائط آن را فراهم سازند وعده حتمى و مشیت الهى در باره آنها تحقق خواهد یافت و این پیروزى نصیبشان مى ‏شود.

مهدی منتظر(علیه السلام) واقعیتی غیر قابل انکار
اگر انسان اهل تحقیق و بررسی متون و منابع اسلامی باشد به واقع به اصل مهدویت و لزوم و ضرورت آن اعتراف خواهد نمود. روایات بی شماری که در خصوص اصل مهدویت و وجود امام منتظر(علیه السلام) در منابع فریقین نقل شده، وجود هر گونه شک و شبهه ای را در این خصوص منتفی می نماید، مرجع بزرگ اسلام آیه الله شهید صدر در خصوص انکار ناپذر بودن اصل مهدویت می نویسد: «اندیشه اعتقاد به امام مهدی(علیه السلام) به عنوان رهبری که جهان چشم انتظار اوست تا دنیا را به جایگاه بهتر رهنمود سازد، به طور کلی در احادیث پیامبر اعظم(صلی الله علیه و اله) و به ویژه در احادیث ائمه اطهار(علیهم السلام) وجود دارد این روایات در منابع روایی به حدی بر آن تأکید شده که شک و تردید به آن راه پیدا نمی کند. درباره امام مهدی(علیه السلام) چهار صد روایت از طریق اهل سنت نقل شده به طوری که مجموع روایات نقل شده در این باره از طریق شیعه و سنی به بیش از شش هزار روایت می رسد این عدد و رقم در نوع خود بی نظیر است؛ چرا که در بسیاری از امور واضح و بدیهی دین اسلام که معمولاً قطعی و خالی از شک و تردید است به این صورت جمع آوری نشده است.» [5]

نظر علمای اهل سنت در خصوص امام مهدی(علیه السلام)

1- حافظ بن عسقلانی می نویسد: «احادیث متواتر تأکید دارد که حضرت مهدی(علیه السلام) از میان مسلمانان بر انگیخته می شود. حضرت عیسی بن مریم(علیه السلام) نیز در آن زمان فرود می آید پشت سر وی نماز خواهد خواند».[6]
2- قاضی شوکانی در خصوص امام مهدی(علیه السلام) می نویسد: «احادیث مرتبط با  مهدی(علیه السلام) بدون هیچ گونه شک و شبهه ای، متواتر است بلکه وصف تواتر بر تمام اصطلاحات نگاشته شده در علم اصول بر کمتر از این هم صدق پیدا می کند پس چگونه می توان فراوانی حدیث در مورد ایشان را متواتر ندانست.»[7]
3- این حجر هیثمی می نویسد: «اخبار و احادیثی که در مورد ظهور مهدی نقل شده است زیاد است و حد تواتر رسیده است».[8]

سخن آخر:

فراوانی روایاتی که در خصوص ظهور امام مهدی(علیه السلام) در منابع اهل سنت و تشیع وجود دارد جای هر گونه شک و شبهه های در خصوص ظهور امام مهدی(علیه السلام) بر طرف می نماید. و نوید حکومت صالحان را به بشریت نوید می دهد. «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ؛[انبیاء/105] و هر آینه در زبور- كتاب داوود- پس از ذكر- تورات، یا پس از یاد این امت در زبور- نوشتیم كه زمین را بندگان نیك و شایسته من به میراث مى ‏برند.»

پی نوشت ها:
[1]. همراه با مهدی منتظر، بررسی تطبیقی مهدویت در اندیشه شیعه و سنی: ص 15.
[2]. ر.ک: سوره قصص، آیه 5.
[3]. تفسیر نمونه، ج‏16، ص18.
[4]. مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار، ص95.
[5]. بحث حول المهدی: ص64و 63.
[6]. فتح الباری: ج5، ص 362.
[7]. ابراز الوهم المکنون: ص4.
[8]. الصواعق المحرقه: ج2، ص 211.

آیاتی از قرآن عزیز، بشارت به حکومت مؤمنان صالح بر روی زمین می دهد؛ که بهترین مصداق کامل آن، حکومت حضرت مهدی علیه السّلام، بعد از ظهور شریفشان است؛ در این مقاله به بیان معنای ظاهری (تفسیر) و باطنی (تأویل) برخی از این آیات می پردازیم.

طعم شیرین صلح و راستی در سراسر جهان

«وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُون * إِنَّ فی هذا لَبَلاغاً لِقَوْمٍ عابِدین*»(1) : قطعاً، بعد از ذکر (تورات) در «زبور» نوشتیم (قطعی کردیم) که یقیناً، بندگان شایسته ام وارث [حکومت] زمین خواهند شد. در این، ابلاغ روشنی است برای گروه عبادت کنندگان.

این آیه دلالت می کند که روزی خواهد رسید که صلح و راستی، بر سراسر جهان سایه افکنده و ظلم و بیداد از روی زمین برچیده خواهد شد. چون در زمان هیچ یک از انبیا و امامان قبلی، چنین اتفاقی نیفتاده، بنابراین باید این امر در آینده، اتفاق بیافتد. برای اینکه بدانیم این وعده، چه وقت و توسّط چه کسی تحقق خواهد یافت، باید به "ثقل اصغر" به یادگار مانده از پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله مراجعه نماییم.
شکافنده ی علوم، پنجمین گوهر نایاب علیه السّلام فرمودند: «اینان، اصحاب مهدی در آخرالزمانند.»(2)
طبق نقل شیعه و اهل سنت، از پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله می خوانیم: «اگر فقط یک روز از عمر دنیا باقی مانده باشد، خدا، آن روز را طولانی می کند تا مردی صالح از اهل بیت مبعوث گرداند و زمین را چنان که پر از ظلم و جور شده است، پر از عدل و داد کند.»(3) بنابراین، اگر روایت امام باقر علیه السلام و روایت های متعدد دیگری، از این دست را کنار هم بگذاریم، متوجه خواهیم شد که کل زمین طعم شیرین حاکمیت معصوم را با ظهور امام مهدی علیه السلام خواهد چشید؛ چیزی که تا به امروز، تنها گاهی و برای قسمتی از زمین محقق شده است.
غلبه دین خاتم بر همه ادیان

«هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» (4): او، کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد تا آن را بر همه ی آیین ها، غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.
وعده ی غالب شدن دین اسلام، بر همه ی آیین ها، تاکنون تحقق نیافته و آیین های دیگری با پیروان فراوان وجود دارند که هنوز نه تنها مغلوب دین حق پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نشده اند؛ بلکه سعی می کنند تا اسلام مظلوم را، از بین ببرند. ولی چون وعده ی الهی حق است و راست؛ پس باید روزی تحقق پیدا کند.
نه تنها شواهد تاریخی عدم تحقق این مسأله، ما را مطمئن می سازد که روزی این وعده عملی می شود، بلکه روایات زیبایی بر این مسأله مهر تأیید زده و زمان این وعده را معرفی می نمایند. پیشوای پنجم ما، امام باقر علیه السلام فرمودند: «... زمین برای او [قائم] جمع می شود و گنج های آن برای او آشکار می گردد. حکومت او شرق و غرب را فرا خواهد گرفت و خداوند به دست او دینش را بر همه دین ها غلبه خواهد بخشید، هر چند مشرکان ناخشنود باشند. هیچ ویرانه ای باقی نمی ماند جز اینکه آباد می شود و حضرت عیسی علیه السلام فرود می آید و پشت سر او به نماز می ایستد ...» (5)
همچنین صادق آل طه علیه السّلام فرمودند: «به خدا سوگند! هنوز تأویل این آیه نازل نشده و نخواهد شد تا آنکه قائم خروج کند.» (6)
حاکم قدرتمند به فکر خدا و خلق

«الَّذینَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاة وَ آتَوُا الزَّكاة وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَة الْأُمُور»(7): همان کسانی که هرگاه در زمین به آنان قدرت بخشیدیم، نماز را بر پا می دارند و زکات می دهند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند و پایان همه کارها از آن خداست.
حاکمی که هنگام تسلّط پیدا کردن و حاکمیت، به فکر اقامه نماز، پرداخت زکات، امر به معروف و نهی از منکر است؛ کیست؟ حاکمی که با وجود قدرت داشتن، آن قدر عظیم تر از دنیاست، که هیچ چیزی نمی تواند، او را از فکر محبوب خود (نماز) و فکر عیال الله و بندگان خدا (زکات) جدا کند.
مولای ما، امام باقر علیه السّلام فرمودند: «این آیه، برای آل محمد است و (خداوند) مهدی و اصحابش را فرمانروای مشارق و مغارب زمین می گرداند و به دست او و یارانش، دین را غالب کرده و بدعت ها و باطل ها را می میراند.» (8)
امنیت کامل و دین حق در سایه حاکمیت صالحان

«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِكُونَ بِی شَیْئًا وَ مَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ.»(9)
خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند وعده می دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد؛ همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید.

همچنین دین و آیینی را برای آنان پسندیده، پا بر جا و ریشه دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدل می کند. آن چنان که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند.

خداوند در این آیه جامعه ای را به مؤمنان وعده داده است که سه ویژگی مهم را داراست:
1. حاکمیتی در اختیار مؤمنان؛
2. استقرار دین اسلام و چیرگی این دین، بر همه ی ادیان؛
3. امنیت کامل مؤمنان و عدم ترس آنان.
چنین جامعه ای در گذشته ی تاریخ اسلام، تحقق نیافته است و چون مضمون آیه، وعده ی خداست، پس باید در آینده ی جهان، پدیدار گردد. (10)
علامه طباطبایی (ره) در تفسیر این آیه می فرماید: «حق مطلب این است که این آیه جز با جامعه ای که با ظهور امام مهدی علیه السّلام تشکیل می شود، با هیچ جامعه دیگری قابل انطباق نیست.» (11)
بنابراین با مراجعه به آیات قرآن و کلام معصومین علیهم السلام در می یابیم که تحقق حاکمیت صالحان و وعده غالب شدن دین اسلام که تاکنون به وقوع نپیوسته است، در زمان حکومت امام عصر علیه السلام تحقق خواهد یافت.
به امید آن روز صالح باشیم و مؤمن!

پی نوشت:

1. انبیا: ۱05 ۱۰۶.
2. ترجمه مجمع البیان، طبرسی، ج۱۶، ص۱۷۲.
3. همان.
4. توبه /۳۳.
5. کمال الدین، صدوق، ج 1، باب 32، ح 16، ص 331.
6. نورالثقلین، حویزی، ج2، ص 211.
7. حج / 41.
8. نورالثقلین، حویزی، ج۳، ص۵۰۶؛ بحارالأنوار، مجلسی، ج۲۴، ص۱۶۵ و 166.
9. نور / 55.
10. نگین آفرینش، ج 1، تآلیف بالا دستیان و دیگران، ص 71
11. تفسیر المیزان، ج15، ص156.

گویا این زائران پرشور، آمادگان پیوستن به انقلاب جهانی مهدوی و یاران و انصار پا به رکاب آن حضرت هستند؛ چراکه امروز اربعین پیوند دهنده عینی ظهور با عاشوراست.

کنگره عظیم اربعین در سرزمین کربلا که نوعی ابراز ارادت به ساحت مقدس امام حسین (علیه السلام) و شهدا و اسرای کربلا است، از سوی صاحبنظران به عنوان حرکتی جمعی در زمینه سازی ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) معرفی شده است. به اعتقاد ایشان این حضور مردمی خالصانه و عارفانه فراتر از تجربه های ناب شخصی، دربردارنده پیامهای جهانی حق طلبی و ظلم ستیزی است. متن پیش رو به بررسی آن ویژگی در تجمع بزرگ اربعین می پردازد که آن را زمینه ساز ظهور قرار می دهد. در ذیل ابتدا دیدگاه برخی صاحب نظران را در این زمینه می آوریم.
اربعین، پیونددهنده ظهور با عاشورا

شور انقلابی گری عاشورایی هر روز پر رنگ تر می شود و گستره جغرافیایی و نژادی و فکری و معرفتی زیادی را در بر می گیرد تا اینکه در اوج خود به قیام جهانی منجر می شود و ما امروز این شور و جوشش حق طلبی و ظلم ستیزی و معنویت گرایی را در بزرگداشت مراسم حسینی بخصوص اربعین آن حضرت می بینیم، گویا این زائران پرشور، آمادگان پیوستن به انقلاب جهانی مهدوی و یاران و انصار پا به رکاب آن حضرت هستند؛ چرا که امروز اربعین پیوند دهنده عینی ظهور با عاشوراست.(1)
عرفان کربلایی، عرفان شخصی یا جمعی

درست است که در این سفر کربلا که شما در پیش رو دارید خطری به آن صورت نیست، ولی آن احساس مسئولیت جهانی که در ارتباط با قیام جهانی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) است، هنوز وجود دارد و مقدار این احساس مسئولیت به خودمان بستگی دارد. ما باید این احساس مسئولیت را داشته باشیم که می توانیم ظهور حضرت را جلو بیندازیم. کسی که در وجودش احساس مسئولیتی نسبت به انسان های دیگر وجود نداشته باشد و به بندگان خدا کاری نداشته باشد خدا نسبت به او غضب می کند.

کسی که به زیارت امام حسین (علیه السلام) می رود باید نوع عرفان خود را محاسبه کند و مراقب باشد که یک وقت عرفانش از جنس عرفانهای خصوصی و شخصی و بدون احساس مسئولیت نسبت به مظلومان نباشد، چرا که عرفان امام حسین (علیه السلام) از این جنس نبود. عرفان اباعبدالله (علیه السلام) از جنس عرفان جهاد و شهادت و احساس مسئولیت جهانی نسبت به مردم بود. ما به دنبال عرفانی از جنس عرفان امام حسین (علیه السلام) هستیم. اربعین حسینی، فرصت بسیار مغتنمی است که می توانیم در جهت انجام رسالت جهانی خود از آن بهره بگیریم. عرفان ما باید از جنس عرفان امام حسین (علیه السلام) باشد که در آن یک احساس مسئولیت جهانی دیده می شود.(2)
زیارت اربعین، موثرترین گام بسوی ظهور

در واقع مهمترین ویژگی زیارت اربعین که هر سال نیز پررنگ تر می شود، بحث جمعی بودن آن است. حرکت های جمعی حق طلبانه در هر آیین و عقیده ای باشند، در تسریع حرکت تاریخ به سوی ظهور موثرند و البته تجمع عزاداران حسینی در کربلا از همه اصیل تر و مهم تر است. این حرکت جمعی فراتر از تاثیر غیرقابل انکاری که در معرفی اهل بیت (علیهم السلام) به جهان دارد، بخاطر ذات جمعی بودنش تعیین کننده است. مهمترین زمینه فراهم نشده برای ظهور، آمادگی جمعی است. فردگرایی، در فراهم نمودن زمینه ظهور بی تاثیر نیست ولی به یقین کم اثر است. گام های اساسی در زمینه سازی با حرکت های جمعی برداشته می شود.

تغییر یک یا چند نفر ملاک نیست

برخی از سنن الهی (3) قوانینی است که در مورد جوامع بشری جریان دارد. این قوانین فقط درباره اقوام و جامعه ها به جریان می افتد و اصولا جمعی هستند؛ در واقع ربطی به یک یک افراد جامعه ندارد. قرآن در آیات 53 سوره انفال و 11 سوره رعد به این نکته اشاره می کند که سرنوشت قوم و جامعه ای تغییر نمی کند مگر آن که آنها از درون متحول شوند و به این واسطه روحیه و عملکردشان تغییر کند: «اِن الله لا یُغَیِرُ ما بِقوم حتی یُغَیِروا ما بِاَنفُسِهِم» تعبیری که قرآن دارد، تغییر در «ما بِانفسهم» است، در این زمینه شهید صدر ذیل آیه 11 سوره رعد می گوید:

«این آیه می گوید تغییر اوضاع و شؤون اجتماعی هر قومی روبنای آن قوم است. تغییر بنیادی تغییری است که در خود قوم پدید آمده باشد و هر تغییر دیگر، از این تغییر بنیادی سرچشمه گرفته است. مانند تغییر حالت نوعی، یا تغییر حالت تاریخی و یا تغییر حالت اجتماعی قوم. بدیهی است مقصود از تغییر « مابِانفسهم» تغییر در درون توده های ملت است، به طوری که محتوای باطنی جامعه، به عنوان یک ملت و یک قوم عوض شود و همچون نهالی باشد که پیوسته میوه های تازه و گوناگون از میوه های گذشته اش، ببار آرد وگرنه تغییر یک فرد، یا دو فرد یا سه فرد از افراد جامعه و ملت نمی تواند بنیاد تغییر یک جامعه و قوم را تشکیل دهد. این تنها تغییر اوضاع و احوال یک قوم و ملت است که از ریشه تغییر درونی خود آن قوم و ملت را تغذیه می کند؛ همچون درختی که هر روز میوه جدیدش را می دهد. بنابراین محتوای باطنی و روانی یک ملت به طور عموم که حالت روحی عموم افراد آن ملت از آن حکایت می کند، می تواند به عنوان عموم ملت، پایه ها و زیربناهای اساسی تغییرات روبنائی همه حرکتهای تاریخ باشد نه روحیه یک فرد و دو فرد و چند فرد آن امت.»(4)
بنا بر این نظر، در دیدگاه قرآنی برای آن که سرنوشت مردم جامعه ای تغییر کند، باید محتوای باطنی و روانی مردم جامعه به طور عموم تغییر کند، نه آن که روحیه و منش چند نفر از مردم جامعه.
ظهور یک سرنوشت جمعی است

خداوند در آیات مختلفی از قرآن کریم (5) وعده استخلاف صالحان را می دهد. ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) نیز به نظر می رسد یکی از سنن اجتماعی قرآن (6) باشد. ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) به عنوان یک سرنوشت اجتماعی نصیب قومی در آخرالزمان خواهد شد که با اعمال و منش جمعی خویش مقدمات این وعده الهی را به جریان بیندازند و خوبی برخی از افراد جامعه ملاک تحقق آن نخواهد بود.
میل عمومی که از مرزها فراتر رود

امام شیعیان برای افراد یا گروه های خاصی ظهور نمی کند. احساس مسئولیت برای زمینه سازی ظهور باید یک احساس مسئولیت اجتماعی باشد. بایستی برای ظهور ایشان میل جمعی فراهم شود و البته این حرکت و میل عمومی و جمعی محدود به مرزها و موقعیت جغرافیایی خاصی نیست. چرا که قیام حضرت مهدی (علیه السلام) قیامی جهانی است. در این زمینه یکی از صاحبنظران می گوید:
امام جهانی، مریدان جهانی و افکار جهانی لازم دارد. در بیشتر دعاها به ما سفارش شده که نگاه خود را از حالت شخصی و فردی و جزئی به افقی بازتر بیفکنیم. کسانی که منتظر اصلاح کلی و برقراری عدالت اجتماعی در همه جهان هستند، نمی توانند افرادی باشند که دایره فکرشان فقط به خویش و بستگان و قبیله و حزب و منطقه خاص خود محدود باشد. بلکه باید روحی بسیار بلند داشته باشند... تربیت جمعی به قدری مهم است که در مسائل اجتماعی اصل مشورت سفارش شده و در مسائل فردی، دعا برای چهل نفر مقدمه دعا برای خود است.
بر این اساس حرکت جمعی که در اربعین امام حسین (علیه السلام) در کربلا به وقوع می پیوندد، از جهت ذات جمعی بودنش نیز بسیار ارزشمند است و می تواند زمینه ساز میل عمومی به حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) برای آن قیام و انقلاب جهانی باشد.

پی نوشت ها:

1. به نقل از خبرگزاری شبستان، حجت الاسلام رحیم کارگر، پایگاه اطلاع رسانی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
2. حجت الاسلام پناهیان (برگرفته از سخنرانی ایشان در جمع کاروان)، سایت مجیر

3. «سنت های الهی» در اصطلاح روشهایی است که خدای متعال امور عالم و آدم را بر پایه آنها تدبیر و اداره می کند. به عبارت دیگر این سنن مجرای تحقق اراده الهی در عالم است که به نظر می رسد، هم قوانین و ضوابط حاکم بر طبیعت و هم جامعه انسانی و تاریخ را در بر گیرد ولی آنچه در این نوشتار مورد نظر است، سنتهایی است که بر جامعه انسانی در طول تاریخ حکمفرما بوده و بعد از این هم در زندگی بشر، جریان خواهد داشت.
4. آیة الله سید محمدباقر صدر، سنتهای تاریخ در قرآن ، ص 147.
5. سوره انبیا، آیه 105، سوره قصص، آیه 5
6. مانند سنت هلاک شدن قومی که پیامبر خدا را از سرزمینشان بیرون کنند (اسراء: 77) و سنت عذاب قومی که در زمین فساد و فتنه انگیزی کرده، در پی طغیان و سرکشی برآیند(احزاب: 62).

دنیا دریای عمیقی است که بیشتر مردم در آن غرق می شوند (1) و آخرالزمان زمانی که همه بر رسم جاهلیت زندگی کنند، مگر آنانی که در آغوش رحمت الهی قرار بگیرند.

 امیرالمومنین علی (علیه‎ السْلام) فرمودند: «ای مردم! ... در آن روز (قبل از ظهور قائم علیه ‎السْلام)  همه بر رسم و روش جاهلیّت زندگی خواهند کرد، مگر آن کس که مورد رحمت خداوند قرار گیرد.» (2) مسلّماً برای قرار گرفتن در زیر چتر رحمت رحمان، راهی هست وگرنه خلاف عدالت بود؛ زیرا اگر در دنیا باشیم دنیایی که به خودی خود عمیق است و فریبنده و از طرفی آدم باشیم و مایل به گناه (3) و از طرفی آخرالزمان باشد و زمان غربال اکثریت و شنا هم بلد نباشیم؛ یعنی ما در تاریخ و شرایطی قرار گرفته ایم که گمراه شدنمان حتمی است؛ که این، با عدالت و حکمت و رحمت الهی نمی سازد.
به همین دلیل به برخی از احادیثی که به نظر ما شنا کردن در جریان رحمت الهی را نشان می دهد، سری می زنیم تا با عمل به آن ها، خود را در این مسیر، قرار داده و از جریان هلاکت آخرالزمانی فاصله بگیریم.
راه نجات در بازار مکّاره دنیا

روزی عبدالحمید واسطی در محضر امام و سرور خود، باقر العلوم (علیه ‎السْلام) شرح حال خویش را بیان کرد؛ او از وقف کردن خود برای ظهور گفت و از ترک دنیا و بازار دنیا؛ (4) امام دل او و دل تمام مهدی صبوران تاریخ را قرص کرد و فرمود: آیا فکر می کنی اگر بنده ای خود را برای ما وقف کند، خداوند راه نجاتی برای او نمی گذارد؟! (5)
شاید عبارت فرمایش مولا این باشد که آیا فکر کرده ای خدا ما را تنها می گذارد؟! آیا فکر می کنی راه نجات مردم گرفتن دنیا است؟! عبدالحمید جان! و تمام آنانی که خود را وقف آل الله کرده اید بدانید که «مَن أتاکُم نَجی» (6) هر کسی نجات می خواهد به در خانه ی ما می آید. نه تنها تو عبدالحمید، بلکه هر بنده ای که خود را وقف ما کند، رحمت خدا شامل حالش خواهد شد.(7)
وقف زندگی، برای ظهور، به معنی رهبانیت و گوشه نشینی نیست؛ وقف چشم، گوش، زبان، قلم و ... به معنی بستن چشم، پنبه گذاشتن در گوش، سخن نگفتن، مهدی نوشتن مدام و... نیست خوب می دانیم که زندگی وقف مهدی (علیه السلام)، زندگی دغدغه مند برای جلب گوشه چشمی از مولا و جلو انداختن ظهور آل الله است.
جواهراتی گرانبها برای تمام مردم دنیا

گفتیم نجات انسان آخرالزمانی وقتی است که مورد رحمت الهی قرار بگیرد از جمله افرادی که اهل بیت (علیهم‎ السْلام) برایش، طلب رحمت فرمودند، بنده ای است که خود را برای اهل بیت و ظهور امام مهدی (علیهم‎ السْلام) وقف می کند و کسی که امر اهل بیت (علیهم‎ السْلام) را با نشر کلام ایشان زنده می کند.
یاد فرمایش مولایمان اما رضا علیه‎السْلام افتادم که فرمود: خدا رحمت کند کسی را که امر ما را زنده می کند! (8) زنده کردن ولایت ائمه در جان مردم، با نقل سخنان ایشان است. چرا تمام مردم جهان، با جواهراتی که ما داریم، آشنا نشوند؟! مگر از سرقتشان می ترسیم؟! سروران ما را کسی نخواهد دزدید؛ زیرا هر چند که برای همه جذَاب و دلربا هستند؛ اما همه، ظرف نگهداری از آنان را ندارند. هر کس که قلب پاک و گوهرپروری دارد، می تواند از آنها محافظت کند. سروران ما، تکثیر می شوند در ظرف قلب همه ی مومنان! و پس از تکثیر از آنها کم نمی شود، زیرا آیینه ی آن ذاتی هستند که هر چه ببخشد کم نمی آورد. (9) مثال نور که سخاوتمندانه روشنایی خود را به همه می بخشد و قدر ظرف هر موجود، مقدار بهره مندی اوست.

خدایا! به دعای مستجاب مولا! (10) در این دوران فریبنده که شیطان با تمام قوا ایستاده تا کسی حرف از حق نزند و جواهرات الهی ناشناخته مانند، توان نشر گفتار الهی آنان را نصیب فرما که محتاج رحمت توایم!

پی نوشت:

1) امام كاظم علیه‎السْلام فرمودند: لقمان به پسرش گفت: . . . اى پسرم! دنیا دریاى عمیقى است كه بسیارى در آن غرق شده‌ اند ...: اصول كافی، ج 1، ص 16، ح 12.
2) بحارالأنوار، ج 52، ص 381؛ وسائل الشّیعه، ج 15، ص 77.
3) سوره مبارکه یوسف/53: «... إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّیَ ...»: نفس قطعاً به بدى امر مى‏كند مگر كسى را كه خدا رحم كند.
4) منظور او از ترک بازار، خانه نشینی و دست روی دست گذاشتن نیست؛ تأیید امام در این روایت و روایاتی که بر ترک رهبانیت صراحت دارد و ... نشان می دهد که منظور او استفاده شخصی نکردن از بازار و دنیا و معطوف کردن توجه خود به ظهور است.
5) ایشان به حضرت عرض کرد: "أصلحك اللَّه! ما بازارهاى خود را به خاطر انتظار این امر رها ساختیم و امام فرمود: اى عبد الحمید! آیا فکر می کنی کسی كه خودش را به خاطر خداى تعالى حبس كند و خداوند براى او گشایشى قرار ندهد؟ آرى به خدا سوگند! خداوند براى او گشایش قرار مى ‏دهد ...": محمد بن على ابن بابویه، كمال الدین و تمام النعمة، پهلوان، قم: موسسه علمى فرهنگى دار الحدیث، 1380 ه.ش، ج2، ص 546.
6) فرازی از زیارت جامعه کبیره: «وَ الْبَابُ الْمُبْتَلَى بِهِ النَّاسُ مَنْ أَتَاكُمْ نَجَا وَ مَنْ لَمْ یَأْتِكُمْ هَلَكَ»؛ و شما دروازه آزمایش مردم هستید، كسى كه به سوى شما آمد نجات یافت و آن كه نیامد نابود شد: شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان.
7) رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً حَبَسَ نَفْسَهُ عَلَیْنَا رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْیَا أَمْرَنَا: ادامه حدیث بازگو شده در پاورقی 5.

8) عبد السلام بن صالح هروى از امام رضا علیه‎السْلام شنید: رحمت خدا بر آن بنده‏ اى كه امر ما را زنده گرداند. عرض كرد: چگونه امر شما را زنده کند؟ فرمود: تعالیم ما را فرا گیرد و آنها را به مردم بیاموزد؛ زیرا اگر مردم زیبایی هاى سخن ما را بدانند، بى گمان از ما پیروى می کردند:  عیون أخبار الرضا علیه ‏السلام: ج1، ص 307 ، ح 69.
9) اعطنی بمسئلتی ایاك جمیع خیرالدنیا و جمیع خیرالاخره واصرف عنی بمسئلتی ایاك جمیع شرالدنیا و شرالاخرة؛ فانه غیر منقوص ما اعطیت:  عطا كن به من به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنیا و همه خوبى و خیر آخرت را و بگردان از من به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنیا و شر آخرت را؛ زیرا آنچه تو دهى چیزى كم ندارد (یا كم نیاید): فرازی از دعای ماه رجب پس از هر فریضه.
10) رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً حَبَسَ نَفْسَهُ عَلَیْنَا رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْیَا أَمْرَنَا.

Subscribe to RSS - ظهور امام مهدي

دسته بندی