جایگاه امامت و رهبری در نظام اسلامی

بدون تردید نظام مهدوی همانند نظام‌های سیاسی نبوی صلی الله علیه و آله و علوی علیه السلام از مصادیق بارز نظام سیاسی اسلامی است. وجه بارز اشتراک آنها را باید در نقش و جایگاه رهبری در این نظام‌ها دانست. در قرآن کریم بارها بر محوریت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در جامعه اسلامی تأکید شده است. در قرآن کریم یازده بار به صورت توأمان بر اطاعت خدا و رسولش تأکید شده است.

از منظری دیگر قرآن کریم علاوه بر نقش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از نقش امام نیز سخن گفته است. پیامبر و امام در تعابیر قرآنی گاه، همانند حضرت ابراهیم علیه السلام، مصادیق واحدی یافته است. واژه «امام» در قرآن کریم چند بار به کار رفته است. در دو آیه محوریت امام مورد بحث قرار گرفته است: «وَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ أَحْصَیْناهُ فی‏ إِمامٍ مُبین‏» و «یَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِم‏». در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که در ذیل آیه دوم فرمودند: «هنگامی که این آیه نازل شد، مسلمانان از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدند: یا رسول الله آیا شما امام تمامی ما نیستید؟ حضرت فرمودند: من پیامبر خداوند به سوی تمامی مردم هستم، اما بعد از من امامانی از اهل بیتم بر مردم خواهد بود. پس در میان مردم قیام می‌کنند اما تکذیب شده و ائمه کفر و ضلال و اتباع آنان بر ایشان غالب می شوند. هر کس ولایت آنان را پذیرفته و از ایشان پیروی کند از من است و مرا ملاقات خواهد کرد. و هر کس بر ایشان ظلم روا داشته و تکذیبشان کند، از من نبوده و من از او بری هستم.»
نقش و جایگاه رهبری در اندیشه های آرمان شهری

افلاطون از جمله کسانی است که اساس مدینه فاضله خویش را بر نقش محوری فیلسوف ساخته است. ریشه اصلی دیدگاه افلاطون در حاکمیت «فیلسوف شاه» آن است که از نظر وی تنها کسانی که به عالم حقایق یا به تعبیر افلاطونی «عالم مثل» دسترسی دارند، فیلسوفان هستند و دیگران تنها سایه ها را می بینند. در نتیجه برای نیل یک جامعه به فضیلت، باید فیلسوفان رهبری جامعه را بر عهده گیرند. دیدگاه مشابهی را می توان در سنت فلسفی فارابی، فیلسوف مسلمان، یافت. در اندیشه فارابی به جای «فیلسوف شاه» این «نبی» یا «رئیس اول» است که به دلیل ارتباط با عالم قدسی و تلقی وحی قدرت ایجاد مدینه فاضله را دارد. ابن سینا نیز جامعه مطلوب را تنها مبتنی بر حول و محور پیامبر تلقی نموده و او را بزرگ سنت گذار جامعه می داند.

وجه اهمیت رهبر برگزیده در این اندیشه ها آن است که رهبران برگزیده تنها کسانی هستند که قادر به شناخت ماهیت خیر و زندگی مطلوب بوده و قادرند دیگران را به سعادت برسانند. چنین رهبری دو خصلت بارز دارد. نخست آن که وی فردی عادی نبوده و بدین جهت برگزیده است. دوم آنکه مهمترین نقش و جایگاه رهبر برگزیده، ایجاد جامعه مطلوب بر اساس پیوند با عالم قدسی و دسترسی وی به حقایق جهان هستی است. رهبر برگزیده با بهره گیری از علم خویش به این حقایق قادر است تا اساس جامعه مطلوب را بنا نهاده و انسانها را به سوی آن رهبری نماید.

جایگاه رهبری در حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)

طبق مبانی اسلامی، اساس جامعه فاضله اسلامی بر محوریت شخص امام بنا شده است. در تمامی منابعی که از آرمانشهر سخن گفته شده است، چنین آرمانشهری به دست فردی مبعوث ساخته خواهد شد. در رایجترین این منابع، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله منجی موعود را فردی از فرزندان خویش معرفی نموده است که روزی ظهور نموده و خداوند او را بر زمین حاکم قرار خواهد داد. بدین جهت تمامی معصومین علیهم السلام منتظر ظهور آن حضرت بوده اند. وجه اهمیت و کارکردهای رهبری را در جامعه مهدوی می توان در موارد زیر بیان نمود:

1. نقش آن حضرت به عنوان امام و انسان کامل

بدون تردید حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان حجت و امام کسی است که فقدان وی موجب خالی شدن روی زمین از حجت خدا می گردد. در حدیثی امام رضا علیه السلام فرمودند «اگر زمین خالی از حجت بماند، بر اهل خویش غضب می کند». در زیارت جامعه کبیره نیز امام هادی علیه السلام، بر نقش امام در جهان هستی اشاره فرموده است. «و خدای به خاطر شما آفرینش را آغاز کرد و از برای شما جهان را پایان می دهد. به احترام شما باران فرو می‌ریزد و به جهت شما، آسمان را از فرو ریختن بر زمین باز می‌دارد و به خاطر شما گرفتاریها و غم و اندوه ها را رفع می‌کند و سختی و ناراحتی ها را برطرف می‌سازد».

2. ریشه کن سازی کفر و شرک و هدایت مردم به توحید

امام صادق علیه السلام در این زمینه می فرمایند: «آنگاه که قائم (آل محمد) قیام کند در جهان کافری نخواهد ماند.» هم چنین فرمودند: «هنگام قیام قائم، هیچ زمینی نخواهد بود جز آنکه در آن بر وحدانیت خداوند و رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شهادت داده شود» به نظر می رسد چنین نقشی اساسی است و کارکرد اصلی رهبری دینی در جامعه مهدوی را شکل می دهد.

3. حاکمیت دولت حق

امام باقر علیه السلام فرمود: «اذا قام القائم ذهبت دولة الباطل» یعنی وقتی که قائم (آل محمد) قیام کند دولت باطل نابود می‏ شود. و به جای آن دولت حق و دولت کریمه‏ ای که سبب عزت اسلام و مسلمین باشد بر سرکار می‏ آید. و در حدیثی می‏خوانیم: «دایره حکومت و قدرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شرق و غرب عالم را فرا می‏ گیرد».

4. رشد و تکامل عقول

در روایات آمده است: «اذا قام قائمنا وضع یده علی رۆس العباد فجمع بها عقولهم و کملت به احلامهم». در حکومت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دست خود حضرت که یدالله است بالای سر انسانها است یا دست خدا بر سر بندگان است که آنهم ممکن است به معنای حقیقی کلمه باشد که خداوند مستقیما دست قدرت خویش را بر سر بندگان می‏نهد و خردهای آنان را جمع و متمرکز می ‏سازد و به کمال بلوغ انسانی می‏ رسند.

5. بسط عدل و داد در میان مردم

یکی از خصایص بارز رهبری در جامعه مهدوی، بسط عدل و داد است. «ترازوی عدالت را در میان همه‏ ی انسان ها می‏نهد و در سرتاسر جهان هیچ انسانی به دیگری ستم نخواهد کرد» و زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد، پس از آنکه از ظلم و جور پر شده باشد». طبق روایات شیعی چنین خصلتی تنها به حضرت مهدی عج اختصاص دارد. از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمودند: «هیچ صنفی از مردم باقی نمی ماند جز آنکه قبل از قیام قائم به قدرت می رسد و قادر به بسط عدالت نمی شود، تا کسی نگوید اگر به قدرت می رسیدیم عدالت می ورزیدیم.»

انسان‌ها همیشه شیفته‌ی آدم‌های دیگر می‌شوند. شیفته‌ی مقام، جمال، کمال، قدرت و ...و وقتی شیفته شدند خاضع می‌شوند و سپس به زیارتشان می‌روند و برای گوشه‌ی چشمی از طرف آنان دست و پا می‌شکنند و اگر از دستشان دادند، آثارشان را در موزه می‌گذارند و هر بار که دلشان تنگ می‌شود به آن‌ها نگاه می‌کنند و لذت را مرور می‌نمایند.

چرا همه عاشقیم

از خودمان بپرسیم که ما شیفته‌ی که هستیم؟! کدام هنرپیشه، کدام بازیکن، کدام پادشاه و کدام ... دلمان برده است؟! راستی چرا همه عاشقیم؟ اگر به فطرت خود سرکی بکشیم جواب این سوال را می‌یابیم. بله؛ فطرت ما کمال طلب است از همان ابتدا دنبال بهترین‌ها بودیم و زیبایی و کمال را ستایش می‌کردیم و در مقابلش فروتن بودیم. (1) اما فرق کمال حقیقی و مجازی در این است که حقیقی با تو می‌ماند و افزایش می‌یابد و مجازی می‌رود و می‌گذاردت. مثل کف دریا ابتدا شیفته می‌شوی و سپس می‌بینی محو شد! حقیقت وحدت دارد و باطل پراکنده و مشوش است مثل بیداری و خواب. (2)

وقتی به زیارت کمال حقیقی می‌رویم، احساس لذت می‌کنیم؛ زیرا خود و وجود حقیقی خود را در آینه می‌بینیم؛ با خود می‌گوییم وه که به چه می‌توان رسید! انگار همان موقع قلمویی برمی‌داریم و جمالی را که دوست داریم برای خودمان می‌کشیم؛ درست همان جمالی که به زیارتش آمده‌ایم و فروتنانه مقابلش نشسته‌ایم.

لیلیِ لیلی‌ها

اگر بگویم که همانانی که کمال و جمالشان دلت را برده و به زیارتشان می‌روی، خود نیز عاشقند؛(3) برایت جذاب نیست که بدانی محبوبِ محبوب تو کیست؟ پس با من بیا تا نشانت دهم شیفتگی چیست و شیفته‌ی که باید بود:
خداوند عزّوجلّ در شب معراج به پیامبر خود فرمود: یا محمدُ! أحبِبهُ فَإنّی أحِبُّهُ و اُحِبُّ مَن یُحِبُّهُ (4): ای محمد! او را دوست بدار! به راستی که من او و تمام محبّان او را دوست دارم.
پیامبر رحمت که خاطرخواه زیاد دارد، می‌دانی درباره‌ی او چه فرمود؟: بِأبی وَ أُمّی سَمیی وَ شَبیهی ... (٥): پدر و مادرم فدایش باد! او هم نام من و شبیه من است ...»
مولا علی علیه السّلام که مرام او غیر مسلمانان را نیز شیفته کرده‌ است،(6) وقتی در مورد اوصاف او سخن گفت با حالتی سرشار از عشق و اشتیاق به سینه‌‌ی خود اشاره کرد و آهی کشید. (7)

امام باقر علیه السلام پس از صحبت درباره‌ی حتمی بودن قیام او فرمودند: پدر و مادرم به فدای او که هم نام من و هم کنیه‌ی من است... (8)
و امام صادق علیه السلام را دیدند که روی خاک‌ها نشسته و مانند مادرِ فرزند از دست داده به پهنای صورت اشک می‌ریزد و زمزمه می‌کند: «آقای من! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده و خاطرم پریشان ساخته و آرامش دل را از من گرفته ...» (9)
امام رضا علیه السّلام نیز این‌گونه از مهر خود به او سخن می‌گوید: «بِأبی وَ أُمّی! سَمِیّ جَدّی وَ شَبیهی وَ شَبیه موسی بنِ عَمرانَ عَلیهِ جُیوبُ النّورِ تَتَوَقَّدُ بِشُعاعِ ضیاءِ القُدسِ ...»(10) : پدر و مادرم فدای تو که هم نام جدم و شبیه من و شبیه موسی بن عمرانی بر او جامه ها (نوارها)یی از نور است که از فروغ روشنایی قدس می‌درخشد.

سرمایه عشق، امانت خداوند

به راستی چرا آنان که خوبی جلویشان لُنگ می‌اندازد، امام مهدی علیه افضل الصلاة و السّلام را دوست دارند؟! این افتخار ندارد که همانی که همه‌ی خوبان پس از شناخت او، عاشقش می‌شوند، امام ماست؟!
              دلی را ندیدم ز عشقت نلرزد                          چو از تو نوشتم، چو از تو سرودم  (11)
این باعث لذت نیست که ما به او خدمت کنیم؟! وجودی که آروزی خدمتش را بزرگانمان داشتند. (12)
آیا کمال و جمالی بهتر از او سراغ داریم؟ قهرمان مهربان ما با کدام هنرپیشه و با کدام پادشاه قابل قیاس است؟! (١3)
اگر ما مستعد عاشق شدنیم، چرا عاشق عشقِ بهترین معشوق‌های جهان نشویم؟ اگر ما مستعد این باشیم که خواسته‌های دل انسان کامل؛ شگفت‌انگیزترین موجود خلقت را برآوریم و این نکنیم روزی احساس شرم نخواهیم کرد؟! چرا برای برآوردن خواسته‌های محبوبمان نمی‌دویم؟

ما مستعد عشق هستیم

ما عاشق آفریده شده‌ایم و فطرتاً میل به انسان‌های کامل داریم، انسان‌های کامل و دوست داشتنی خودشان عاشق امام مهدی علیه السلام بودند؛ پس ظرفیت عشقمان را برای غیر او به کار نبریم. وقتی از خود خداوند تعالی تا هر فردی که مولای ما را می‌شناسد عاشقش می‌شود، چرا ما از قافله عقب بمانیم و دلمان را به عشق‌های مجازی که محو شدنی هستند، بسپاریم؟ ما مستعد عشق به حضرت حجت ارواحنا فداه هستیم این استعداد را پرورش دهیم.

پی نوشت:
١) همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی/که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی: مصلح الدین سعدی شیرازی.
2) ر.ک: ادب فنای مقربان(شرح زیارت جامعه کبیره)، عبدالله جوادی آملی، ج1.
3) أین وجه الله الذی یتوجه الیه الاولیاء: کجاست آن وجه خدا که اولیا به سوی او توجه و توسل می‌جویند؟: فرازی از دعای ندبه، مفاتیح الجنان.
4) بحار الانوار، علامه مجلسی، ج36، ص 323.
5) علی بن محمد خزاز قمی، کفایة الاثر، ص 156.
6) به نمونه‌ای اکتفا می‌نماییم: جبران خلیل جبران (م 1883- 1931) نویسنده ی متفکر مسیحی: ... او در گذشت در حالیکه شهید عظمت خویش گردید؛ درگذشت در حالیکه دلش از شوق پروردگار پر بود. حقیقت مقام و منزلتش را عرب نشناخت تا آنکه از همسایگان عرب مردمی از سرزمین پارس به پا خاستند و فرق میان گوهر و سنگریزه را شناختند.(نقل از: صوت العدالة الإنسانیة، ج5، ص1222)
7) الغیبة نعمانی، ص 212، ح1.
8) همان، ص 86.
9) بحارالانوار، ج 51، ص 219.
10) عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج1، ص9.
11) شاعر: محمد علی جعفریان.
12) امام صادق علیه السلام فرمود: اگر او را درک کنم، در ایام زندگانی‌ام خدمتگزار او خواهم بود.: الغیبة نعمانی، ص 245، ح 23.
13) برخی از کمالات و زیبایی‌های حضرت مهدی علیه السلام: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند:
 «... تمام انسان‌های مومن به وسیله‌ی آن شادمان و راضی خواهند شد... او امامی است پرهیزکار و پاک، مسرورکننده و رضایت‌بخش، هدایت‌گر و هدایت‌بخش... در تمام امور، خداوند حکیم را تصدیق می‌کند و خداوند هم او را تصدیق و تأیید خواهد کرد...»: عیون اخبارالرّضا(ع)، ج 1، ص 59،  ح 29.
- «و هو اعظم حسباً و اکرم منصباً و ارحم بالرعیه: حسب او از همه بزرگ‌تر، مقامش از همه گرامی تر و نسبت به مردم از همه مهربان‌تر است. عقدالدرر، ص 204.
- السلام علیک ایها العلم المصبوب: سلام بر تو ای علم سرریز و فراوان و بدون نقص.: فرازی از زیارت آل یس، مفاتیح الجنان.
رسول خدا فرمودند: المَهدی مِن وُلدی ... کَأَنَّ وَجهَهُ کَوکَبٌ دُرِّی ...»:  مهدی از فرزندان من است ... چهره‌اش مانند ستاره‌ای درخشان است ...: فرائدالسمطین، ج2، ص 565.
- «...یَکونُ عَطاوُهُ حثیاً»: ... بخشش او بسیار است: کشف الغمه، ج2، ص 483.
- او خفته‌ای را بیدار نمی‌کند و خونی را (به ناحق) نمی‌ریزد.: منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، ص 478.
و ویژگی‌های دیگری چون:
- دارای بدنی قدرتمند: ر.ک: کمال الدین، ج2، ص 653؛ الحاوی للفتاوی، ص 79.
- شاداب و خرم: السلام علی ربیع الانام و نضره الایام: سلام بر بهار مردمان و خرمی روزگاران.: مفاتیح الجنان زیارت حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف.
- رحمة للعالمین: اصول کافی، ج1، ص528 (حدیث قدسی لوح)
- غوث: فریادرس: مفاتیح الجنان، زیارت آل یس.
- کاشف البلوی: برطرف‌کننده بلا: همان، زیارت حضرت صاحب الامر.
- کهف: پناه: بحارالانوار، ج102، ص 84.
- عضد: پشتیبان: همان.
- و ...

حضرت آیت ا... جوادی آملی در نوشتاری ضمن اشاره به جایگاه و ارزش نیمه شعبان آورده است:

حضرت ولی عصر(عج) و آخرین حجّت الهی که خیر اهل الارض زمان ماست، در سحرگاه نیمه شعبان سال 255 (ه. ق) چشم به جهان گشودند و این شب مبارک که میلاد موفور السرور آن حضرت است، احتمال دارد شب قدر نیز باشد، همان‌گونه که به برخی اعمال لیالی قدر در این شب نیز سفارش شده است.(1) نیمه شعبان، شب مبارکی است که در فضائل شباهت بسیاری به لیالی قدر دارد و همان‌گونه که در برتری شبهای قدر فرموده‌اند که« فإنّها لیلة آلی ا... علی نفسه الا یردّ سائلاً له فیها ما لم یسأل معصیة».(2) در فضیلت شب نیمه شعبان نیز نبی مکرم اسلام صلی ا... علیه و آله و سلم فرمود که خداوند در شب نیمه شعبان به اندازه موی گوسفندان قبیله بنی‌کلب بندگانش را می‌آمرزد: یغفر ا... لیلة النصف من شعبان من خلقه بقدر شعر معزی بنی‌کلب (3) و این سخن، کنایه از فراوانی آمرزیده شدگان در آن شب مبارک است. کلام نورانی دیگری از امام صادق(علیه السلام) نشان می‌دهد نیمه شعبان نیز در حدّ خویش، شب قدر و واجد یکی از درجات تقدیر امور است. ایشان در برابری این سنت با لیالی مبارکه قدر فرمود: «انّها اللیلة التی جعلها الله لنا أهل البیت بإزاء ما جعل لیلة القدر لنبیناصلی الله علیه و آله و سلم» (4)؛ همان‌طور که خداوند به پیامبرصلی ا... علیه و آله و سلم شب قدر مرحمت فرمود، به ما اهل بیت نیز نیمه شعبان را عطا کرد. امام محمد باقر(علیه السلام) در پاسخ پرسشی درباره فضیلت شب نیمه شعبان فرمود که با فضیلت‌ترین شب پس از لیلة القدر شب نیمه شعبان است که خداوند در این شب فضل خویش را بر بندگانش ارزانی می‌دارد و با منّ و کرم خود آنان را می‌آمرزد، پس برای نزدیکی به خدای سبحان در این شب بکوشید چون خداوند سوگند یاد کرده است که هیچ سائلی را تا وقتی که امر ناپسند و گناهی نخواسته است محروم نگرداند: هی أفضل لیلة بعد لیلة القدر؛ فیها یمنح ا... تعالی العباد فضله و یغفر لهم بمنّه. فاجتهدوا فی القربة إلی ا... (تعالی) فیها، فإنّها لیلة آلی الله تعالی علی نفسه ألا یرد سائلاً له فیها، ما لم یسئل معصیة و… فاجتهدوا فی الدعاء و الثناء علی الله (عزّ وجلّ).(5) پیامبر گرامی اسلام صلی ا... علیه و آله و سلم نیز شب نیمه شعبان به عایشه فرمود که در نیمه شعبان اجل‌ها نوشته و ارزاق قسمت می شود و خدای عزّ وجلّ در این شب بیش از موهای بزهای قبیله بنی‌کلب، بندگانش را می‌آمرزد و فرشتگان را به آسمان دنیا و از آنجا به زمین نازل می‌کند و در این نزول ابتدا در مکه فرود می‌آیند: اما تعلمین أیّ لیلة هذه؟ إنّ هذه اللیلة لیلة النصف من شعبان؛ فیها یکتب اجال و فیها تقسم أرزاق و إنّ الله (عزّوجلّ) لیغفر فی هذه اللیلة من خلقه أکثر من عدد شعر معزی بنی کلب و ینزل الله (عزّوجلّ) ملائکة إلی السماء الدنیا و إلی الأرض بمکة.(6)

راز همتایی لیله میلاد امام زمان(عج) با شب قدر
به گزارش خبرگزاری حوزه، در ادامه این نوشتار آمده است: انسان کامل معصوم که مصادیق منحصر آن عترت طاهره‌اند عِدل و همتای قرآن حکیم است و براساس حدیث متواتر ثقلین به هیچ وجه از یکدیگر جدایی نمی‌پذیرند. قرآن تجلّی کتاب تدوینی خدا و انسان کامل معصوم تجلّی کتاب تکوینی اوست. همان‌طور که با نزول قرآن در ظرف زمانی معیّن، آن ظرف معهود، قدر یافته و شب قدر می‌شود، با تجلّی امام معصوم و تنزلش از مخزن غیب الهی در ظرف زمان معیّن، آن ظرف شخصی قدر پیدا می‌کند و شب قدر می‌شود، زیرا هرچند ممکن است زمان و زمین به واسطه صدورشان از منبع غیب الهی حَظّی از قداست داشته باشند؛ امّا آنچه مایه شرافت زمان است همانا متزمّن و آنچه مایه فخر مکان است همانا متمکّن است. بر طبق این بیان جامع، میلاد ولی معصومی که معادل قرآن مجید است، حقیقت او و نبوّت یا امامت او مستلزم شب قدر شدن خواهد بود. و برهمین اساس آنچه درباره حضرت صدیقه کبری، فاطمه زهرا(علیهاالسلام) و نیز درباره میلاد حضرت خاتم الاولیاء(عج) مبنی بر تطابق حقیقت آن ذوات مبارک با لیلة القدر یا معرفی میلاد آنان به عنوان شب قدر مطرح می‌شود، از سنخ تمثیل است نه تعیین، همچنان که در دعای شب مبعث رسول اکرم صلی ا... علیه و آله و سلم سخن از جریان تجلی اعظم به میان می‌آید: اللّهمّ إنّی أسئلک بالتجلّی الأعظم فی هذه اللیلة من الشّهر المعظّم والمرسل المکرّم.(7) روایات معصومان(علیهم السلام) نیز گویای تبیین پیوند ناگسستنی قرآن و عترت‌اند و همسو با حدیث ثقلین، گواه جدایی ناپذیری این دو حقیقت و احکام آنها از یکدیگرند. همین پیوستگی در مقام معرفت نیز جریان دارد. ائمّه(علیهم السلام) برای معرفی خود از قرآن کمک می‌گیرند و برای شناساندن قرآن از حقیقت خودشان سخن می‌گویند، زیرا هیچ یک را بی دیگری نمی‌توان شناخت. از آنجا که حضرت خاتم الاوصیاء حجة بن الحسن المهدی(عج) عصاره فضائل اهل بیت وحی(علیهم السلام) بلکه تمام انسانهای کامل است، ظرف زمانی تجلّی او از مخزن غیب الهی در نشئه مُلک در میان سایر ایام مبارک و موالید حجج الهی(علیهم السلام) برجستگی خاص و ویژه‌ای یافته است که در پرتو آن هم تراز لیالی قدر، بلکه شبی از شبهای محتمل قدر به شمار می‌آید. گویا در عصر ما که زمان ولایت آن آخرین ولی معصوم است، مقدرات عالم در مراتبی رقم می‌خورد که از شب میلاد آن حضرت در نیمه شعبان آغاز می شود و در شبهای ماه مبارک رمضان یکی پس از دیگری تثبیت می‌شود.
عید میلاد امام عصر(عج)
قرآن کریم بزرگداشت و گرامی داشت آیات خدا را از نشانه‌های تقوای قلوب و صفات متقیان می‌داند: ومَن یُعَظِّم شَعئِرَ اللهِ فَاِنَّها مِن تَقوَی القُلوب (8) و وجود گرامی امام معصوم از برترین آیات، نشانه‌ها و شعائر آن ذوات قدسی الهی است و تکریم و بزرگداشت در ایام میلاد یا شهادت، مصداق تعظیم شعائر خدای سبحان است؛ اما در بزرگداشت ائمه هدایت به ویژه امام عصر(عج) کاری شایسته انجام است که در پرتو آن، کشور امام زمان(عج) تا ظهور حضرتش به قدر امکان از خطرها مصون بماند.
برخی اعمال با نیمه شعبان سنخیت ندارد
برخی از اعمال که در این اعیاد شریف صورت می‌پذیرد، مانند تهیه کیک‌های بزرگ، چراغانی‌های زیبا و شادباش گفتن، در برخی موارد کاملاً بی‌ ارتباط به میلاد شریف عصاره هستی است، به گونه‌ای که در چین کمونیست، ژاپن یا سایر ممالک الحادی و در عیدهای موهوم و بی‌اساسی که هیچ بهره‌ای از حقیقت ندارند، این اعمال انجام می‌شود، در حالی که باید این جشنهای بزرگ و ایام خجسته را به برنامه‌ها و اعمالی زینت داد که با مولود آن عید پیوند داشته باشند و چون از دستاوردهای ظهور حضرت بقیة ا... الاعظم(عج) بلوغ عقول انسانها و کشف گنجینه‌های فهم بشر است، در چنین روزهایی خجسته سزاست به اموری پرداخته شود که رشد و تکامل فهم و عقل انسانها و منتظران آن حضرت را تأمین می‌کند.آنجا که تلاش برای فهم و رشد عقل صورت می‌گیرد، شایسته بزرگداشت عید میلاد حجة بن الحسن(علیه السلام) و جایگاه اهل انتظار است.
پی نوشت ها:
(1): ر.ک: اقبال الاعمال، ص 214
(2): الامالی، طوسی، ص297؛ وسائل الشیعه، ج 8، ص 106
(3): فضائل الأشهر الثلاثه؛ ص61؛ بحار الانوار، ج 94، ص 86
(4):  الامالی، طوسی، ص 297؛ مصباح المتهجد، ص762؛ بحار الانوار، ج94، ص85
(5): الامالی، طوسی، ص 297
(6):  فضائل الأشهر الثلاثه، ص62؛ بحار الانوار، ج94، ص89
(7):  البلد الامین، ص183
(8): سوره حج، آیه

جهانی شدن یا جهانی سازی مفهومی است که در قرن 16میلادی جوانه زده و در قرن 20 به اوج خود رسیده و به یک مفهوم مسلط در دوران معاصر تبدیل شده است. پیشرفت تکنولوژی و توسعه ارتباطات از طریق پیشرفت رسانه ها دنیا را در سراشیبی تشکیل دهکده واحد جهانی قرار داده است.
به طور کلی در نظریاتی که چنین مفهومی را به انحاء مختلف مطرح می کنند جهانی شدن به معنای فرآیندی اجتماعی است که از مدت ها پیش آغاز شده و رو به گسترش است و در آن قید و بندهای جغرافیایی که بر روابط اجتماعی و فرهنگ سایه افکنده است از بین می رود. بر حسب این نظریات در دنیای کاملا جهانی شده گویا عمدتا یک جامعه و یک فرهنگ در سراسر سیاره زمین مستقر خواهد شد.(١)
صحبت از حکومتی واحد است که توان یکرنگ کردن سیاره وسیع زمین را دارد. اما کدام ایدئولوژی و مکتب شایستگی حکومت بر سراسر کره زمین و توانایی جمع آوری تمامی بشریت به زیر یک پرچم واحد با رعایت کرامت انسانی و جایگاه خلیفه اللهی آنها را خواهد داشت؟

به طور قطع و یقین نظامی که برخواسته از هواها و خواسته های نفسانی بوده و به دنبال اغنای میل فزون خواه انسان خاکی باشد نمی تواند نجاتبخش بشریت تشنه عدالت گردد. روندی که غرب با ادعاهای پوشالی خود تحت نظام لیبرال دموکراسی در پیش گرفته و نتیجه تدبیر او بر جهان افزایش روزافزون آمار جنگ، قتل، فقر، فساد و فحشا، خودکشی، بی هویتی، فروپاشی خانواده ها، کودکان بی سرپرست، قاچاق زنان و دختران، قاچاق مواد مخدر و... است.

از نظر ما حکومتی که برخواسته از متن وحی و تدبیر انسان کامل که تجلی گاه صفات خداوند باشد، توان مدیریت بر جهانی با این عظمت را خواهد داشت. و بهترین رنگی که جهان پذیرای آن خواهد بود رنگ خدایی است.
امیرالمومنین علیه السلام در مقام معرفی مهدی امت -عجل الله تعالی فرجه الشریف- می فرمایند:
«الذی یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما »(٢)
در عصر حاضر که نظام نامشروع غرب با تمام توان در تلاش برای استقرار حکومت خود بر جهان است، اهمیت زمینه سازی ظهور حضرت مهدی علیه السلام بیش از پیش آشکار می شود. البته مادامی که نگاه تمدن محور در فردی شکل نگیرد وی در جایگاه منتظر قرار نخواهد گرفت.
"انتظار فرج انتظار قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند و مقدمات ظهور تهیه شود."(3)
تا زمانی که تمام دغدغه ی فردی خور و خواب و تحصیل و اشتغال و مسکن و ازدواج باشد قدمی در راستای تشکیل حکومت جهانی بر مبنای توحید بر نمی دارد. امروز نیازمند انسان هایی هستیم که افق دیدشان وسیع تر از زندگی روزمره شان باشد و برای رسیدن به آن جامعه از هیچ کوششی دریغ نورزند. انسان هایی که سه ویژگی زیر در آنها تحقق یافته باشد:

1. شناخت و اعتراض به وضع موجود
منتظر کسی است که اشکالات، انحرافات و کجی های وضع موجود را می شناسد و نسبت به آن اظهار تنفر می کند. هر چه شناخت دقیق تر و عمیق تر باشد، اعتراض به وضع موجود شدیدتر و در نتیجه انتظار برای بهبود شرایط شدیدتر خواهد شد.
2. آگاهی از وضعیت مطلوب

شناخت وضع مطلوب –وضعیتی که باید در جامعه پیاده شود- از طرفی شوق و اشتیاق رسیدن به آن را در منتظر ایجاد کرده و سبب حرکت به سمت آن شده و از طرفی دیگر خلأهای جامعه موجود و فاصله آن از وضع مطلوب را بیش از پیش نمایان کرده و سبب تشدید انتظار خواهد شد.
3. تلاش برای رسیدن به وضع مطلوب

از دو طریق خودسازی و جامعه سازی: در این مرحله منتظر به اصلاح زندگی فردی خود می پردازد و در تلاش است که با آگاهی از وظایف فردی خود اعم از دنیایی و اخروی در مسیر بندگی قدم بردارد.
یک منتظر واقعی نماز متفاوت تری نسبت به بقیه می خواند، اخلاق او بیش از بقیه رنگ و بوی الهی دارد، روحیه خدمتگزاری به مردم در او قویتر است، روابط دوستانه بهتری با اطرافیان خود دارد، انسان با نشاط تری است، ازدواج موفق تری دارد، تربیت فرزند او عالمانه تر از دیگران است، بهتر از انسان های معمولی درس می خواند و در محیط کاری قانون مند و وظیفه شناس است. در یک جمله، منتظر بهترین انسان اجتماع خویش است.

در مرحله دوم او دست به ساختن محیط پیرامون خود می زند. رفع کاستی ها، انحرافات و پُر کردن خلأهای موجود در جامعه از دیگر وظایف منتظر است. او نمی تواند شاهد ظلم به همنوعان خود باشد و بی هیچ اعتراض و تلاش برای رفع ظلم زدگی عادی خود را سپری کند. برای او تفاوتی میان ظلم به فرزندش با ظلم به انسان بی گناه در خارج مرزهای کشورش وجود ندارد. او نمی تواند شاهد جهالت و غفلت همنوعان خود باشد و تلاشی برای رشد آنها نکند.
در یک جمله منتظر زنده است و تلاش و تکاپو برای رسیدن به وضعیت متکامل و بی عیب و نقص از ویژگی های انسان زنده می باشد. اگر این روحیه در مردم اجتماعی فراهم گردد آنها می توانند زمینه ساز ظهور مصلح جهانی باشند.

پی نوشت:

 1. مدرنیته و پایان جهان ص24.

 2. کافی ج1 ص338.
 3. صحیفه امام  ج8  ص374.

Subscribe to RSS - انسان كامل

دسته بندی