یکی از وعده هایی که خداوند متعال در قرآن کریم به انسان داده است از بین رفتن حزن و ترس انسان است، انسان ها همیشه به دنبال یک زندگی آرام هستند و امنیت و آسایش یکی از ارکان زندگی سالم و انسانی است، اما دنیا طلبی و خود خواهی بشر این آرامش را از او سلب کرده است، خداوند در قرآن کریم می فرماید «إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون» كسانى كه گفتند: پروردگار ما اللَّه است، سپس استقامت به خرج دادند، نه ترسى براى آن هاست و نه غمى دارند. (احقاف، آیه 13) این آیه به دو نکته اشاره دارد یکی توحید و یکتا پرستی و دیگر استقامت و صبر در این راه. آدمی که در راه توحید ایستادگی کرد هیچ غصه‌ای نخواهد داشت. این آدم به امنیت می‌رسد. حال این امنیت چه زمانی اجتماعی شده و همه جهان را فرا می گیرد؟ وقتی قرآن می فرماید استقامت در راه دین و توحید هیچ خوف و حزنی برای بشر باقی نمی گذارد مسلما اگر روزی تمام احکام و قوانین اسلام به صورت کامل اجرا شود، امنیت کامل در سایه تقوا و اجرای عدالت ایجاد خواهد شد. واین امر قطعا در عصر ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه محقق خواهد شد. تا حدی که مردم آرزو کنند ای کاش مردگانشان زنده بودند و همچون آنان از نعمت های الهی برخوردار می گشتند.
تبدیل خوف به امنیت

عدالت و امنیت از برترین و مقدم ترین نعمت ها و دستاوردهایی است که توسط امام مهدی عجل الله تعالی فرجه به بشریت هدیه خواهد شد، همان امنیت فراگیری که خداوند وعده داده است. در سوره مبارکه نور می خوانیم «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ‏» خداوند به كسانى كه از شما ایمان آورده‏ اند و اعمال صالح انجام داده ‏اند وعده مى ‏دهد كه آنها را قطعا خلیفه روى زمین خواهد كرد، همانگونه كه پیشینیان را خلافت روى زمین بخشید. همچنین «وَ لَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ‏» و دین و آئینى را كه براى آنها پسندیده، به طور ریشه‏ دار و پا برجا در صفحه زمین مستقر سازد. و نیز «وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً» و خوف و ترس آنها را، به امنیت و آرامش مبدل خواهد كرد. و باز در ادامه می خوانیم «یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِكُونَ بِی شَیْئاً» و آن چنان مى‏ شود كه تنها مرا مى ‏پرستند و چیزى را شریك من قرار نخواهند داد. مسلم است بعد از این سیطره حكومت توحید و استقرار آئین الهى و از میان رفتن هر گونه اضطراب و ناامنى و هر گونه شرك" كسانى كه بعد از آن كافر شوند فاسقان واقعى آنها هستند. «وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ‏» (سوره مبارکه نور، آیه 55) در این آیه تاکید بسیار بر تبدیل خوف و نگرانی مؤمنان به امنیت است که در سایه ی حکومت و خلافت صالحان این امنیت مطلق برقرار می شود.
از مجموع آیه چنین بر مى ‏آید كه خداوند به گروهى از مسلمانان كه داراى این دو صفت هستند، "ایمان" و" عمل صالح" سه نوید داده است: 1- استخلاف و حكومت روى زمین. 2- نشر آئین حق به طور اساسى و ریشه ‏دار در همه جا. 3- از میان رفتن تمام اسباب خوف و ترس و وحشت و ناامنى. نتیجه این امور آن خواهد شد كه با نهایت آزادى خدا را بپرستند و فرمان هاى او را گردن نهند و هیچ شریك و شبیهى براى او قائل نشوند و توحید خالص را در همه جا بگسترانند. روایاتی که در تفسیر این آیه شریفه وارد شده است، منظور از این آیه را عصر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه دانسته است. امام سجاد علیه السلام در باره این آیه فرمودند: این آیه در باره قائم، مهدی علیه السلام نازل شده است.(منتخب الاثر ص 63)
آرامش واقعی در عصر ظهور

آری در پرتو حکومت عدالت گستر مهدوی، جامعه عصر ظهور از نعمت امنیت و آسایش فکری بهره مند خواهد شد. در آن زمان امنیت از جمیع جهات در حد اعلا تأمین است: امنیت مالی، امنیت جانی، امنیت فکری و فرهنگی، امنیت اقتصادی، امنیت اعتقادی، امنیت اجتماعی، به طور کل آرامش بر جامعه حکم فرما خواهد بود. همچنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «امت من در زمان مهدی از چنان نعمتی برخوردار شوند که مانند آن را هرگز ندیده اند، آسمان پی در پی باران بارد و زمین با تمام توان، گیاهانش را برویاند» و نیز فرمودند: «امت او نزدش پناه جویند همچون زنبورهای عسل که نزد ملکه خود گرد آیند، زمین را از عدل و داد مالامال کند همانگونه که از جور وستم مالامال شده است، بگونه ای که مردم به (آرامش) جامعه نخستین خود باز گردند، نه خفته ای را بیدار کنند و نه خونی ریخته شود». (نسخه خطی ابن حماد ص 99، برگرفته از کتاب عصر ظهور علی کورانی)

این روایت و روایات بسیاری که در این مورد بیان شده تأیید می کنند که جامعه انسانی در عصر ظهور حضرت مهدی(عج) جامعه ای در اوج امنیت و آرامش، با محبت و دوستی و بدون اختلاف و کشمکش است زیرا در سایه عدالت مهدوی دشمنی ها به دوستی، نزاع ها به صلح و کینه ها به محبت بدل می شود. صفا و مهر نه تنها میان بشر بلکه میان حیوانات نیز شایع می گردد. و این امنیت چنان فراگیر و با ثبات است که همه راه ها امن می شود.
هنگامی که از امام صادق علیه السلام سوال می شود: چرا آرزوی ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه را داشته باشیم؟ امام صادق علیه السلام در جواب می فرمایند: سبحان الله! آیا دوست نداری که امام، عدالت را در جهان بگستراند و امنیت را در راه ها برقرار سازد و با حکم منصفانه، با ستمدیده رفتار نماید و به او یاری رساند. (بحارالانوار /52/ باب 22 فضل انتظارالفرج)
خلاصه سخن:

حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه با استقرار نظام عدالت گستر و ارزشمدار عصر ظهور، تمام وعده های داده شده در قرآن و احادیث را محقق خواهد کرد، دین خدا را بر کل جهان عرضه خواهد داشت زمام امور را به دست انسان های مظلوم و ستمدیده، خواهد سپرد و به انسان های مؤمن و متقی، عزت خواهد داد، حزب الله، را به پیروزی خواهد رساند، اضطراب و نگرانی ر ا از تمام زوایای زندگی از بین خواهد برد. امنیت و آرامش کامل را به وجود خواهد آورد و بدینسان شب سرد، تاریک و ظلمانی انسانهای مظلوم را به پایان خواهد رساند وانتهای فصل سرما و یخبندان اخلاق و ارزش های انسانی را اعلام خواهد کرد و این است معنای کلام الهی: وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً

شهید آیت الله سید محمد صدر:

مقدمه دوم:

عدالت کامل تنها در چارچوب اسلام تحقق می یابد.
این مطلب نیازمند تحلیلی کلامی است که به طور خلاصه چنین است:
اسلام آخرین دین آسمانی است و خرد جمعی از ایجاد عدالت کامل در جهان نا توان است و خداوند نیز به عملی نمودن عدالت کامل و عبودیّت مطلق بر روی زمین وعده داده است، پس نتیجه می گیریم عدالت مورد نظر، همان اسلام است زیرا این عدالت کامل از عقل بشری بر نمی خیزد و دین دیگری هم جز اسلام نخواهد آمد.
حال که روش نخست با هردو مقدمه اش بیان شد، در می یابیم سعادت و رفاه موجود در حکومت مهدوی در واقع ثمره پیاده شدن قوانین اسلام در آن حکومت است. بدین ترتیب ثابت می شود دینی که امام علیه السلام به آن می گرود و قانونی که در دولت آن حضرت مدار تمامی حرکت هاست، دین اسلام می باشد.
روش دوم: ارائه اخباری که امام مهدی علیه السلام را پیاده کننده ی دین اسلام معرفی می کند.
این اخبار بر چند گونه است:
1.اخباری که ایشان را از نسل پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و از امت و اهل بیت او می داند. بی گمان هرگاه امام دارای این ویژگی ها باشد، مسلمان نیز خواهد بود.
در زیر نمونه هایی از این اخبار را می آوریم:
ابو داوود، نعیم بن حماد و حاکم از ابو سعید نقل کردند که پیامبر صلی الله علیه و اله فرمود:
المهدی منی...1
مهدی از نسل من است...
احمد، باوردی و ابو نعیم از ابو سعید نقل کرده اند که پیامبر صلی الله علیه و اله فرمود:
أبشرکم بالمهدی رجل من قریش من عترتی...2
بشارت می دهم شما را به مهدی که مردی از قریش است و از خاندان من...
ابو داوود، ابن ماجه، طبرانی و حاکم از ام سلمه نقل کردند که رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود:
المهدی من عترتی من ولد فاطمه.3
مهدی از خاندان من و فرزندان فاطمه است.
ابو نعیم از ابو سعید و او هم از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله نقل کرده که فرمود:
ألمهدی  منّا أهل البیت،رجل من امتی...4
مهدی از ما اهل بیت است. او مردی است از امت من.
احمد، ابن ابی شیبه، ان ماجه و نعیم ابن حماد از امام علی علیه السلام نقل کردند که پیامبر صلی الله علیه و اله فرمود:
ألمهدی منّا اهل البیت 5
مهدی از ما اهل بیت است...
ابن ابی شیبه، طبرانی، دار قطنی، ابو نعیم و حاکم از ابن مسعود نقل کردند که پیامبر صلی الله علیه و اله فرمود:
لا تذهب الدنیا حتی یبعث الله تعالی رجلا من اهل بیتی...6
دنیا پایان نمی پذیرد مگر آن که خداوند مردی از اهل بیت مرا برانگیزد...
طبرانی از ابن مسعود و او هم از رسول خدا صلی الله علیه و اله نقل کرده که حضرتش فرمود:
لو لم یبق من الدنیا الا لیله لملک فیها رجل من اهل بیتی.7
اگر از دنیا فقط یک شب باقی مانده باشد، خداوند مردی از اهل بیت مرا به حکومت می رساند.
2.اخباری درباره ی اینکه امام مهدی علیه السلام بر امت اسلامی ـ به طور خاص ـ حکومت می کند و در این صورت حکرانی او نمی تواند جز بر اساس اسلام باشد. در زیر نمونه هایی از این اخبار را می آوریم:
ترمذی از ابو سعید خدری نقل کرده است که پیامبر صلی الله علیه و اله فرمود :
إنّ فی امتی المهدی یخرج...8
بی تردید مهدی در امت من است و ظهور می کند (یعنی در میان آن ها حکومت می کند).
نعیم ابن حماد و ابن ماجه از ابو سعید روایت کردند که رسول خدا فرمود:
یکون فی امتی مهدی...9
مهدی در امت من است...
احمد و مسلم از جابر نقل کردند که پیامبر صلی الله علیه و اله فرمود:
یکون فی آخر امتی خلیفه...10
برای امت من در آخرالزمان خلیفه ای است...
3.اخباری که امام مهدی علیه السلام را پیاده کننده ی دین اسلام و سنت پیامبر صلی الله علیه و اله معرفی می نماید مانند این روایات:
طبرانی و ابو نعیم از ابو سعید خدری روایت کرده اند که پیامبر خدا صلی الله علیه و اله فرمود:
یخرج رجل من اهل بیتی یقول بسنتی...11
 مردی از اهل بیت من خروج می کند که گفتارش طبق سنت من است...
نعیم بن حماد از امام علی علیه السلام و ایشان هم از پیامبر صلی الله علیه و االه نقل کرده است که فرمود:
المهدی رجل من عترتی یقاتل علی سنتی، کما قاتلت انا علی الوحی.12
مهدی مردی از خاندان من است و بر اساس سنت من می جنگد، همچنان که من بر اساس وحی جنگیدم.
بن حجر نوشته است: پیامبر خدا صلی الله علیه و اله فرمود:
یکون اختلاف عند موت خلیفه... و یعمل فی الناس بسنت نبیّهم و یلقی الاسلام بجرانه علی الارض.13
در زمان مهدی علیه السلام میان مردم به سنت پیامبرشان رفتار خواهد شد و دین اسلام به طور کامل در زمین پیاده می گردد.
شیخ طوسی از امام محمد باقر علیه السلام نقل کرده است:
ویقتل الناس حتی لایبقی الا دین محمد صلی الله علیه و اله...14
امام مهدی دشمنان مرا می کشد تا جز دین محمد صلی الله علیه و اله باقی نماند.
ابویعلی از ابو هریره نقل کرده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود:
لا تقوم الساعه حتی یخرج علیهم رجل من اهل بیتی، فیضربهم حتی یرجعوا الی الحق...15
قیامت بر پا نمی شود مگر مردی از اهل بیت من قیام کند و منحرفان را بزن تا به حق باز گردند...
ابو یعلی می گوید: مراد پیامبر صلی الله علیه و اله از حق، اسلام است.
شیخ مفید از مفضل بن عمر جعفی نقل کرده است که امام جعفر صادق علیه السلام فرمود:
اذا اذن الله تعالی للقائم فی الخروج صعد المنبر فدعا الناس الی نفسه و ناشدهم باللهو دعاهم الی حقه، وأن یسیر فیهم بسنته رسول الله صلی الله علیه و اله و یعمل فیهم بعلمه...16
هرگاه خداوند به قائم ما اجازه ظهور دهد، از منبر بالا رود و مردم را به خویش فرا خواند و آن ها را به خدا وند سوگند دهد و به حق خود دعوت نماید و در میان مردم به سنت رسول خدا صلی الله علیه و اله رفتار کند و همچون او عمل نماید...
4.دسته ای از اخبار بیان می کند امام مهدی علیه السلام زمین را از قسط و عدل پر می سازد همان طور که از ستم و بی داد آکنده شده باشد.
این گونه اخبار به طور متواتر از پیامبر و معصومین علیه السلام نقل شده و آن گرامیان معتقدند که قسط و عدل، جز اسلام نیست در نتیجه معنایش این است که امام علیه السلام هم در ساحت اندیشه وهم در ساحت حکومت، اسلام را پذیرفته و اجرا خواهد نمود.
آیت الله صافی یکصد و بیست و نه حدیث را با این عبارت ارجمند نقل کرده است17 ومنابع عامه نیز آن را فراوان نقل نموده اند؛ مانند: صحاح ابو داوود،بن ماجه، ترمذی و منابع بسیار دیگری که در کتاب گذشته بر شمردیم.18 علاوه بر این ها، منابع امامیه بسیار زیاد می باشد. در بخش دوم به شکل روشن تری از این اخبار سخن خواهیم گفت.
اینها دو روش برای اثبات دین امام مهدی علیه السلام بود. واینک در مقام نتیجه گیری از این دو روش استدلالی می گوییم: بی شک مهدی علیه السلام همان طور که در برنامه ی کلی الهی ثابت شده است عدالت کامل را در دولت جهانی پیاده خواهد نمود و به اسلام خواهد گروید و آن را اجرا خواهد نمود: پس اسلام همان طرح عادل و کامل است.

پی نوشت ها:

1 تا 7 . السیوطی ، جلال الدین ،الحاوی للفتاوی ؛ ج2 ، ص124.
8.السیوطی ، جلال الدین ، همان ؛ ص126.
9.همان
10.همان ؛ص131.
11.همان
12.همان ؛ ص148.
13.الهیثمی ، احمد ابن حجر ، الصواعق المحرقه ؛ ص98.
14.الطوسی ، محمد ابن الحسن ،همان ؛ ص283.
15.السیوطی ،جلال الدین ، همان ؛ ج2 ، ص131.
16.المفید ،محمد ابن محمد ، همان ؛ ص342 به بعد.
17. الصافی الگلپایگانی ،لطف الله ،منتخب الاثر ؛ص478.
18.ر . ک :الصدر ، سید محمد ، همان ؛ ص281 به بعد.
منبع : ترجمه کتاب تاریخ ما بعد الظهورـ مترجم: حسن سجادی پور، ص 63

جایگاه امامت و رهبری در نظام اسلامی

بدون تردید نظام مهدوی همانند نظام‌های سیاسی نبوی صلی الله علیه و آله و علوی علیه السلام از مصادیق بارز نظام سیاسی اسلامی است. وجه بارز اشتراک آنها را باید در نقش و جایگاه رهبری در این نظام‌ها دانست. در قرآن کریم بارها بر محوریت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در جامعه اسلامی تأکید شده است. در قرآن کریم یازده بار به صورت توأمان بر اطاعت خدا و رسولش تأکید شده است.

از منظری دیگر قرآن کریم علاوه بر نقش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از نقش امام نیز سخن گفته است. پیامبر و امام در تعابیر قرآنی گاه، همانند حضرت ابراهیم علیه السلام، مصادیق واحدی یافته است. واژه «امام» در قرآن کریم چند بار به کار رفته است. در دو آیه محوریت امام مورد بحث قرار گرفته است: «وَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ أَحْصَیْناهُ فی‏ إِمامٍ مُبین‏» و «یَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِم‏». در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که در ذیل آیه دوم فرمودند: «هنگامی که این آیه نازل شد، مسلمانان از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدند: یا رسول الله آیا شما امام تمامی ما نیستید؟ حضرت فرمودند: من پیامبر خداوند به سوی تمامی مردم هستم، اما بعد از من امامانی از اهل بیتم بر مردم خواهد بود. پس در میان مردم قیام می‌کنند اما تکذیب شده و ائمه کفر و ضلال و اتباع آنان بر ایشان غالب می شوند. هر کس ولایت آنان را پذیرفته و از ایشان پیروی کند از من است و مرا ملاقات خواهد کرد. و هر کس بر ایشان ظلم روا داشته و تکذیبشان کند، از من نبوده و من از او بری هستم.»
نقش و جایگاه رهبری در اندیشه های آرمان شهری

افلاطون از جمله کسانی است که اساس مدینه فاضله خویش را بر نقش محوری فیلسوف ساخته است. ریشه اصلی دیدگاه افلاطون در حاکمیت «فیلسوف شاه» آن است که از نظر وی تنها کسانی که به عالم حقایق یا به تعبیر افلاطونی «عالم مثل» دسترسی دارند، فیلسوفان هستند و دیگران تنها سایه ها را می بینند. در نتیجه برای نیل یک جامعه به فضیلت، باید فیلسوفان رهبری جامعه را بر عهده گیرند. دیدگاه مشابهی را می توان در سنت فلسفی فارابی، فیلسوف مسلمان، یافت. در اندیشه فارابی به جای «فیلسوف شاه» این «نبی» یا «رئیس اول» است که به دلیل ارتباط با عالم قدسی و تلقی وحی قدرت ایجاد مدینه فاضله را دارد. ابن سینا نیز جامعه مطلوب را تنها مبتنی بر حول و محور پیامبر تلقی نموده و او را بزرگ سنت گذار جامعه می داند.

وجه اهمیت رهبر برگزیده در این اندیشه ها آن است که رهبران برگزیده تنها کسانی هستند که قادر به شناخت ماهیت خیر و زندگی مطلوب بوده و قادرند دیگران را به سعادت برسانند. چنین رهبری دو خصلت بارز دارد. نخست آن که وی فردی عادی نبوده و بدین جهت برگزیده است. دوم آنکه مهمترین نقش و جایگاه رهبر برگزیده، ایجاد جامعه مطلوب بر اساس پیوند با عالم قدسی و دسترسی وی به حقایق جهان هستی است. رهبر برگزیده با بهره گیری از علم خویش به این حقایق قادر است تا اساس جامعه مطلوب را بنا نهاده و انسانها را به سوی آن رهبری نماید.

جایگاه رهبری در حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)

طبق مبانی اسلامی، اساس جامعه فاضله اسلامی بر محوریت شخص امام بنا شده است. در تمامی منابعی که از آرمانشهر سخن گفته شده است، چنین آرمانشهری به دست فردی مبعوث ساخته خواهد شد. در رایجترین این منابع، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله منجی موعود را فردی از فرزندان خویش معرفی نموده است که روزی ظهور نموده و خداوند او را بر زمین حاکم قرار خواهد داد. بدین جهت تمامی معصومین علیهم السلام منتظر ظهور آن حضرت بوده اند. وجه اهمیت و کارکردهای رهبری را در جامعه مهدوی می توان در موارد زیر بیان نمود:

1. نقش آن حضرت به عنوان امام و انسان کامل

بدون تردید حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان حجت و امام کسی است که فقدان وی موجب خالی شدن روی زمین از حجت خدا می گردد. در حدیثی امام رضا علیه السلام فرمودند «اگر زمین خالی از حجت بماند، بر اهل خویش غضب می کند». در زیارت جامعه کبیره نیز امام هادی علیه السلام، بر نقش امام در جهان هستی اشاره فرموده است. «و خدای به خاطر شما آفرینش را آغاز کرد و از برای شما جهان را پایان می دهد. به احترام شما باران فرو می‌ریزد و به جهت شما، آسمان را از فرو ریختن بر زمین باز می‌دارد و به خاطر شما گرفتاریها و غم و اندوه ها را رفع می‌کند و سختی و ناراحتی ها را برطرف می‌سازد».

2. ریشه کن سازی کفر و شرک و هدایت مردم به توحید

امام صادق علیه السلام در این زمینه می فرمایند: «آنگاه که قائم (آل محمد) قیام کند در جهان کافری نخواهد ماند.» هم چنین فرمودند: «هنگام قیام قائم، هیچ زمینی نخواهد بود جز آنکه در آن بر وحدانیت خداوند و رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شهادت داده شود» به نظر می رسد چنین نقشی اساسی است و کارکرد اصلی رهبری دینی در جامعه مهدوی را شکل می دهد.

3. حاکمیت دولت حق

امام باقر علیه السلام فرمود: «اذا قام القائم ذهبت دولة الباطل» یعنی وقتی که قائم (آل محمد) قیام کند دولت باطل نابود می‏ شود. و به جای آن دولت حق و دولت کریمه‏ ای که سبب عزت اسلام و مسلمین باشد بر سرکار می‏ آید. و در حدیثی می‏خوانیم: «دایره حکومت و قدرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شرق و غرب عالم را فرا می‏ گیرد».

4. رشد و تکامل عقول

در روایات آمده است: «اذا قام قائمنا وضع یده علی رۆس العباد فجمع بها عقولهم و کملت به احلامهم». در حکومت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دست خود حضرت که یدالله است بالای سر انسانها است یا دست خدا بر سر بندگان است که آنهم ممکن است به معنای حقیقی کلمه باشد که خداوند مستقیما دست قدرت خویش را بر سر بندگان می‏نهد و خردهای آنان را جمع و متمرکز می ‏سازد و به کمال بلوغ انسانی می‏ رسند.

5. بسط عدل و داد در میان مردم

یکی از خصایص بارز رهبری در جامعه مهدوی، بسط عدل و داد است. «ترازوی عدالت را در میان همه‏ ی انسان ها می‏نهد و در سرتاسر جهان هیچ انسانی به دیگری ستم نخواهد کرد» و زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد، پس از آنکه از ظلم و جور پر شده باشد». طبق روایات شیعی چنین خصلتی تنها به حضرت مهدی عج اختصاص دارد. از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمودند: «هیچ صنفی از مردم باقی نمی ماند جز آنکه قبل از قیام قائم به قدرت می رسد و قادر به بسط عدالت نمی شود، تا کسی نگوید اگر به قدرت می رسیدیم عدالت می ورزیدیم.»

شیعه مرتضی علی (علیه السلام) زبان دعبل را شمشیر اهل بیت (علیهم السلام) بر می شمردند در برابر جور و ستم بنی امیه و بنی عباس، خاندان خزاعی وارسته، شاخص و بی پروا بودند و دعبل خزاعی شاعر نامی شیعه حاکمان بانفوذ خلیفه را نیز از شعرهای هزل و طنز خود بی نصیب نمی گذاشت.

دلدادگی دعبل به علی بن موسی الرضا (علیه السلام) او را به همراه کاروانی راهی مرو می کند تا به زیارت مولا و مقتدایش نائل شود. دعبل با همراهی دوستان وارد طوس می شود و فرستاده ای از جانب اباصلت او را به محضر امام رضا (علیه السلام) راه نمایی می کند. دعبل قصیده ای پیشکش آورده است با صدو بیست و یک بیت تحت عنوان "مدارس آیات" که با اذن امام در محضر ایشان می‌خواند.

دعبل بن على خزاعى می گوید: براى مولاى خود حضرت رضا (علیه السلام) قصیده ام را خواندم كه اولین بیتش با این مضمون بود.

«مدرسه ‏هاى آیات الهى كه از تلاوت تهى شده است و محل نزول وحى كه خالی است از عرصه‏ هایش»

و چون به این بیت رسیدم

«امامی از آل محمد (صلی الله علیه و آله) به یقین خروج خواهد کرد، او به برکت اسم اعظم الهی و به برکت نصر آسمانی به پا می خیزد حق و باطل را از هم جدا می کند و همه را بر شادخواری ها و کین توزی ها کیفر می دهد.»

(در این هنگام) حضرت رضا على بن موسى (علیه السلام) سخت گریست و سپس سرش را به جانب من برگرداند و فرمود:

اى خزاعى در این دو بیت روح الامین به زبانت سخن گفته است آیا میدانى این امام كیست و كى قیام می كند؟

عرض كردم نه اى مولایم فقط شنیده ام امامى از شما ظهور می كند كه زمین را از فساد پاك می كند و آن را از عدالت پر می كند همان طور که از ستم پر شده است.

(امام) فرمود اى دعبل امام بعد از من محمد است و پس از محمد فرزندش على است و بعد از على پسرش حسن (عسکری) و پس از حسن پسرش حجت قائم است.

اوست كه در غیبتش (مردمان) در انتظار اویند و در زمان ظهورش همه مطیع او می شوند.

اگر از دنیا جز یك روز نمانده باشد خدا همان روز را آن قدر طولانى می كند تا (قائم) ظهور كند و زمین را پر از عدالت كند چنانچه از ستم پرشده است ... از پیغمبر (صلی الله علیه و آله) سۆال شد چه موقع قائم از ذریه‏ ات خروج می كند؟ فرمود مثل ظهور مثل قیامت است که جز خدا کسی زمانش را آشکار نمی کند و به ناگهان فرا می رسد.

در ادامه قصیده دعبل بیتی را نثار حضرت موسی بن جعفر (پدر بزرگوار امام هشتم) می کند با این مضمون:

«و قبرى در بغداد است از آن نفس طیب و طاهر كه خداوند بخشاینده آن نفس پاک را در غرفه‏ هاى بهشت جای داده است.»

حضرت رضا به دعبل فرمود: در این جا دو بیت به قصیده‏ات بیفزایم كه به وسیله آن معنی اش کامل شود؟ دعبل عرض كرد چه ابیاتی یا ابن رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله)

آن حضرت فرمود:

«و قبری هم در شهر طوس خواهد بود که وامصیبتا از آن قبر

مصیبت های صاحب آن قبر همواره در دل آتش می زند

تا این که به حکم پروردگار قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله ) از ما مبعوث گردد

تا غم ها و اندوه ما پایان یابد و داد ما را از ستم گران بگیرد.»

دعبل عرض كرد یا ابن رسول اللَّه، این قبرى كه در طوس است از آن كیست؟

حضرت رضا علیه السلام فرمود:

قبر من است دیری نخواهد گذشت تا آنكه طوس محل رفت و آمد شیعیان و زوار من گردد.

بدان که هر كس در این دار غربت مرا در طوس زیارت كند روز قیامت هم درجه من باشد و آمرزیده گردد.

دعبل پا به دوران کهنسالی گذاشت در حالی که سال ها از شهادت غریبانه امام رضا (علیه السلام) می گذشت. از هنگام شهادت مولایش کمتر کسی لبخند بر لبانش دیده بود، او همچنان در اشعارش به مدح اهل بیت عصمت (علیهمالسلام) می پرداخت و خلفای عباسی را که عامل شهادت امام می دانست هجو می نمود.

انسان‌ها همیشه شیفته‌ی آدم‌های دیگر می‌شوند. شیفته‌ی مقام، جمال، کمال، قدرت و ...و وقتی شیفته شدند خاضع می‌شوند و سپس به زیارتشان می‌روند و برای گوشه‌ی چشمی از طرف آنان دست و پا می‌شکنند و اگر از دستشان دادند، آثارشان را در موزه می‌گذارند و هر بار که دلشان تنگ می‌شود به آن‌ها نگاه می‌کنند و لذت را مرور می‌نمایند.

چرا همه عاشقیم

از خودمان بپرسیم که ما شیفته‌ی که هستیم؟! کدام هنرپیشه، کدام بازیکن، کدام پادشاه و کدام ... دلمان برده است؟! راستی چرا همه عاشقیم؟ اگر به فطرت خود سرکی بکشیم جواب این سوال را می‌یابیم. بله؛ فطرت ما کمال طلب است از همان ابتدا دنبال بهترین‌ها بودیم و زیبایی و کمال را ستایش می‌کردیم و در مقابلش فروتن بودیم. (1) اما فرق کمال حقیقی و مجازی در این است که حقیقی با تو می‌ماند و افزایش می‌یابد و مجازی می‌رود و می‌گذاردت. مثل کف دریا ابتدا شیفته می‌شوی و سپس می‌بینی محو شد! حقیقت وحدت دارد و باطل پراکنده و مشوش است مثل بیداری و خواب. (2)

وقتی به زیارت کمال حقیقی می‌رویم، احساس لذت می‌کنیم؛ زیرا خود و وجود حقیقی خود را در آینه می‌بینیم؛ با خود می‌گوییم وه که به چه می‌توان رسید! انگار همان موقع قلمویی برمی‌داریم و جمالی را که دوست داریم برای خودمان می‌کشیم؛ درست همان جمالی که به زیارتش آمده‌ایم و فروتنانه مقابلش نشسته‌ایم.

لیلیِ لیلی‌ها

اگر بگویم که همانانی که کمال و جمالشان دلت را برده و به زیارتشان می‌روی، خود نیز عاشقند؛(3) برایت جذاب نیست که بدانی محبوبِ محبوب تو کیست؟ پس با من بیا تا نشانت دهم شیفتگی چیست و شیفته‌ی که باید بود:
خداوند عزّوجلّ در شب معراج به پیامبر خود فرمود: یا محمدُ! أحبِبهُ فَإنّی أحِبُّهُ و اُحِبُّ مَن یُحِبُّهُ (4): ای محمد! او را دوست بدار! به راستی که من او و تمام محبّان او را دوست دارم.
پیامبر رحمت که خاطرخواه زیاد دارد، می‌دانی درباره‌ی او چه فرمود؟: بِأبی وَ أُمّی سَمیی وَ شَبیهی ... (٥): پدر و مادرم فدایش باد! او هم نام من و شبیه من است ...»
مولا علی علیه السّلام که مرام او غیر مسلمانان را نیز شیفته کرده‌ است،(6) وقتی در مورد اوصاف او سخن گفت با حالتی سرشار از عشق و اشتیاق به سینه‌‌ی خود اشاره کرد و آهی کشید. (7)

امام باقر علیه السلام پس از صحبت درباره‌ی حتمی بودن قیام او فرمودند: پدر و مادرم به فدای او که هم نام من و هم کنیه‌ی من است... (8)
و امام صادق علیه السلام را دیدند که روی خاک‌ها نشسته و مانند مادرِ فرزند از دست داده به پهنای صورت اشک می‌ریزد و زمزمه می‌کند: «آقای من! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده و خاطرم پریشان ساخته و آرامش دل را از من گرفته ...» (9)
امام رضا علیه السّلام نیز این‌گونه از مهر خود به او سخن می‌گوید: «بِأبی وَ أُمّی! سَمِیّ جَدّی وَ شَبیهی وَ شَبیه موسی بنِ عَمرانَ عَلیهِ جُیوبُ النّورِ تَتَوَقَّدُ بِشُعاعِ ضیاءِ القُدسِ ...»(10) : پدر و مادرم فدای تو که هم نام جدم و شبیه من و شبیه موسی بن عمرانی بر او جامه ها (نوارها)یی از نور است که از فروغ روشنایی قدس می‌درخشد.

سرمایه عشق، امانت خداوند

به راستی چرا آنان که خوبی جلویشان لُنگ می‌اندازد، امام مهدی علیه افضل الصلاة و السّلام را دوست دارند؟! این افتخار ندارد که همانی که همه‌ی خوبان پس از شناخت او، عاشقش می‌شوند، امام ماست؟!
              دلی را ندیدم ز عشقت نلرزد                          چو از تو نوشتم، چو از تو سرودم  (11)
این باعث لذت نیست که ما به او خدمت کنیم؟! وجودی که آروزی خدمتش را بزرگانمان داشتند. (12)
آیا کمال و جمالی بهتر از او سراغ داریم؟ قهرمان مهربان ما با کدام هنرپیشه و با کدام پادشاه قابل قیاس است؟! (١3)
اگر ما مستعد عاشق شدنیم، چرا عاشق عشقِ بهترین معشوق‌های جهان نشویم؟ اگر ما مستعد این باشیم که خواسته‌های دل انسان کامل؛ شگفت‌انگیزترین موجود خلقت را برآوریم و این نکنیم روزی احساس شرم نخواهیم کرد؟! چرا برای برآوردن خواسته‌های محبوبمان نمی‌دویم؟

ما مستعد عشق هستیم

ما عاشق آفریده شده‌ایم و فطرتاً میل به انسان‌های کامل داریم، انسان‌های کامل و دوست داشتنی خودشان عاشق امام مهدی علیه السلام بودند؛ پس ظرفیت عشقمان را برای غیر او به کار نبریم. وقتی از خود خداوند تعالی تا هر فردی که مولای ما را می‌شناسد عاشقش می‌شود، چرا ما از قافله عقب بمانیم و دلمان را به عشق‌های مجازی که محو شدنی هستند، بسپاریم؟ ما مستعد عشق به حضرت حجت ارواحنا فداه هستیم این استعداد را پرورش دهیم.

پی نوشت:
١) همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی/که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی: مصلح الدین سعدی شیرازی.
2) ر.ک: ادب فنای مقربان(شرح زیارت جامعه کبیره)، عبدالله جوادی آملی، ج1.
3) أین وجه الله الذی یتوجه الیه الاولیاء: کجاست آن وجه خدا که اولیا به سوی او توجه و توسل می‌جویند؟: فرازی از دعای ندبه، مفاتیح الجنان.
4) بحار الانوار، علامه مجلسی، ج36، ص 323.
5) علی بن محمد خزاز قمی، کفایة الاثر، ص 156.
6) به نمونه‌ای اکتفا می‌نماییم: جبران خلیل جبران (م 1883- 1931) نویسنده ی متفکر مسیحی: ... او در گذشت در حالیکه شهید عظمت خویش گردید؛ درگذشت در حالیکه دلش از شوق پروردگار پر بود. حقیقت مقام و منزلتش را عرب نشناخت تا آنکه از همسایگان عرب مردمی از سرزمین پارس به پا خاستند و فرق میان گوهر و سنگریزه را شناختند.(نقل از: صوت العدالة الإنسانیة، ج5، ص1222)
7) الغیبة نعمانی، ص 212، ح1.
8) همان، ص 86.
9) بحارالانوار، ج 51، ص 219.
10) عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج1، ص9.
11) شاعر: محمد علی جعفریان.
12) امام صادق علیه السلام فرمود: اگر او را درک کنم، در ایام زندگانی‌ام خدمتگزار او خواهم بود.: الغیبة نعمانی، ص 245، ح 23.
13) برخی از کمالات و زیبایی‌های حضرت مهدی علیه السلام: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند:
 «... تمام انسان‌های مومن به وسیله‌ی آن شادمان و راضی خواهند شد... او امامی است پرهیزکار و پاک، مسرورکننده و رضایت‌بخش، هدایت‌گر و هدایت‌بخش... در تمام امور، خداوند حکیم را تصدیق می‌کند و خداوند هم او را تصدیق و تأیید خواهد کرد...»: عیون اخبارالرّضا(ع)، ج 1، ص 59،  ح 29.
- «و هو اعظم حسباً و اکرم منصباً و ارحم بالرعیه: حسب او از همه بزرگ‌تر، مقامش از همه گرامی تر و نسبت به مردم از همه مهربان‌تر است. عقدالدرر، ص 204.
- السلام علیک ایها العلم المصبوب: سلام بر تو ای علم سرریز و فراوان و بدون نقص.: فرازی از زیارت آل یس، مفاتیح الجنان.
رسول خدا فرمودند: المَهدی مِن وُلدی ... کَأَنَّ وَجهَهُ کَوکَبٌ دُرِّی ...»:  مهدی از فرزندان من است ... چهره‌اش مانند ستاره‌ای درخشان است ...: فرائدالسمطین، ج2، ص 565.
- «...یَکونُ عَطاوُهُ حثیاً»: ... بخشش او بسیار است: کشف الغمه، ج2، ص 483.
- او خفته‌ای را بیدار نمی‌کند و خونی را (به ناحق) نمی‌ریزد.: منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، ص 478.
و ویژگی‌های دیگری چون:
- دارای بدنی قدرتمند: ر.ک: کمال الدین، ج2، ص 653؛ الحاوی للفتاوی، ص 79.
- شاداب و خرم: السلام علی ربیع الانام و نضره الایام: سلام بر بهار مردمان و خرمی روزگاران.: مفاتیح الجنان زیارت حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف.
- رحمة للعالمین: اصول کافی، ج1، ص528 (حدیث قدسی لوح)
- غوث: فریادرس: مفاتیح الجنان، زیارت آل یس.
- کاشف البلوی: برطرف‌کننده بلا: همان، زیارت حضرت صاحب الامر.
- کهف: پناه: بحارالانوار، ج102، ص 84.
- عضد: پشتیبان: همان.
- و ...

امام، مظهر اسمای حسنای الهی و تجلی رحمت واسع حق است: «السلام علیك أیها الرحمة الواسعة»(1) كسی كه تربیت شده‌ی خدای رحمان باشد، مظهر رحمت بی‌كران الهی است: «ان رحمة ربكم وسعت كل شی و أنا تلك الرحمة»(2) در وسعت سینه‌ی او كه دریاها هم به چشم نمی‌آید، كران، تا به كران عشق به همه‌ی انسان‌ها موج می‌زند: « و اكمل ذلك بابنه رحمة للعالمین»(3) امام، پدری مهربان، همدمی شفیق و همراهی خیر خواه است(4): «و اشفق علیهم من آبائهم و أمّهاتهم»(5)

دریغا! در گوش ما همواره، از قهر مهدی (علیه السّلام) گفته‌اند و ما را از شمشیر و جوی خون او ترسانده‌اند و از مِهر و عشق او به انسان‌ها و تلاش و فریادرسی او به عاشقان و منتظرانِ خود كم‌تر گفته‌اند! هیچ كس به ما نگفت كه اگر او بیاید، فقیران را دستگیری، بی‌خانمان‌ها را سامان، بی‌كسان را همدم، غافلان را تذكّر، گم گشتگان را راه، دردمندان را درمان و در یك كلام، خاك نشینان عالم را تاك نشین خواهد كرد.

قهر او نیز جلوه‌ی محبت او است، چه این كه قهر او بر جماعتی اندك و ناچیز از معاندان و نژاد پرستانی خواهد بود كه علی‌رغم رشد فكری انسان‌ها در آن عصر، و هدایت‌ها و معجزات آن حضرت و نزول مسیح (علیه السّلام) از آسمان و اقتدایش به وی، باز هم به او كفر می‌ورزند و حكومت عدلش را گردن نمی‌گذارند و در زمین فساد می‌كنند، كسانی مانند صهیونیست‌ها كه دشمن انسانیّت‌اند و جز زبان زور، هیچ زبانی نمی‌فهمند، و این، یعنی خارها را از سر راه انسان و انسانیت برداشتن و مهر در چهره‌ی قهر.

آری، چه سخت است مولای مهربانی را كه رحمت واسع حق است و در دلش، عشق به انسان‌ها موج می‌زند، به چنین اتهام‌هایی خواندن و «میرِ مِهر» را، «میرِ قهر» نشان دادن!
جلوه‌هایی از مهر و محبت امام زمان (علیه السلام)

در اینجا، مروری داریم به گوشه‌هایی از جلوه‌های مهر و محبت امام رحمت آخرین ذخیره‌ الهی، حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف):

1. نامیدن (حضرت برخی از دوستدان خود را به اسم یاد می‌كرد)

نام هر كس، عاطفی‌ترین، شخصی‌ترین و مورد علاقه‌ترین نشانه‌ی هر كس است. آن گاه كه نام ما را می‌خوانند، چه بسیار مایه‌ی شادمانی و سرور ما می‌گردد. هر چه، خواننده‌ی ما، محبوب‌تر و زیباتر، شنیدن صدای دل‌ربای او و شنیدن اسم و نام خود از زبان او دل پذیرتر و سرور انگیز‌تر.

مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همه‌ی مردم و به ویژه شیعیان خود را نیك می‌شناسد و با نام تك تك آنان آشناست(6) نامه‌ی اعمال ما، هر هفته، به خدمت حضرتش عرضه می‌شود. او، هرگز، یاد ما را از خاطر نمی‌برد (ولا ناسین لذكركم). چه شعف انگیز است كه در سرزمینی غریب، یكه و تنها آن جا كه راه را گم كرده‌ای، ناگهان، كسی با زبان آشنا، تو را بخواند و با مهربانی، تو را در آغوش نگاه‌اش بنشاند.

2. سلام (تحیّت و سلام امام بر دوستداران خود)

سلام، تحیت و بركت و رحمت و سلامتی است؛ نشانه‌ی محبت و صفا، اخلاص و یك رنگی است؛ رمز عاشق و معشوق، مرید و مراد است. سلام خدا و امام بر هر كس، مُهر تأییدی است بر كارنامه‌ی او.

به راستی چه لذتی دارد سلام مولا!(7)

«سلام علیك أیّها الناصر للحق، الداعی الی كلمة الصدق»(8)

چون ثلث از راه را تقریباً (برگشتم) سیّد جلیلی را دیدم كه از طرف بغداد رو به من می‌آید. چون نزدیك شد، سلام كرد...(9)

3. معانقه و در آغوش گرفتن

در این موقع وارد مسجد سهله شدیم، در مسجد كسی نبود. ولی پدرم در وسط مسجد ایستاد كه نماز استغاثه بخواند. شخص از طرف مقام حجت (علیه السّلام) نزد او آمد. پدرم به او سلام كرد و با او مصافحه نمود. پدرم به من گفت: این كیست؟ گفتم: ‌آیا حضرت حجت ـ علیه السّلام ـ است؟ فرمود: پس كیست؟!.(10)

4. نظارت (آگاهی از احوالات جامعه‌ی شیعه)

«فإنّا نحیط علماً بأنبائكم ولا یعزب عنّا شیء من أخباركم»: ما بر اخبار و احوال شما، آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما، بر ما پوشیده و مخفی نمی‌ماند. «إنا غیر مهملین لمراعاتكم ولاناسین لذكركم و لولا ذلك لنزل بكم اللأواء و اصطلمكم الاعداء»: ما، در رسیدگی و سرپرستی شما، كوتاهی و اهمال نكرده‌ایم و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم، كه اگر جز این بود، دشواری‌ها و مصیبت‌ها، بر شما فرود می‌آمد و دشمنان، شما را ریشه‌كن می‌كردند. «صاحب هذا الأمر یتردد بینهم و یمشی فی أسواقهم و یطأ فرشهم...»؛

صاحب این امر، در میان آنان، راه می‌رود و در بازارهایشان رفت و آمد می‌كند، روی فرش‌هایشان گام برمی‌دارد ... .

5. شریك غم و شادی

در این مورد، دسته ای از روایات وجود دارد كه صاحب مكیال المكارم آنها را متذكّر شده است.(11) جدای از آنها از دیگر ائمه (علیهم السّلام) نیز در این مورد، روایات فراوانی به ما رسیده است:

امام امیر المۆمنین ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «إنا لنفرح لفرحكم و نحزنُ لِحُزنكم...»(12): ما، در شادمانی شما، شاد، و برای اندوه شما، اندوهگین می‌شویم...»

امام رضا (علیه السّلام) نیز می‌فرماید: «ما من احد من شیعتنا ولا یغتّم إلاّ اغتممنا لغمّه ولا یفرح إلاّ فرحنا لفرحه...»(13): هیچ یك از شیعیان ما، غم زده نمی‌شود، مگر این كه ما نیز در غم آنان، غمگین، و از شادی آنان، شادمانیم. و هیچ یك از آنان، در مشرق و مغرب زمین، از نظر ما، دور نیستند و هر یك از شیعیان ما كه بدهی از او بماند (و نتوانسته باشد بپردازد) بر عهده‌ی ما است ... »

6. دعا برای دوستداران خود

امام (علیه السّلام) همواره، بر دوستداران خود دعا می‌كند. صاحب مكیال المكارم در اثبات این مدعا، چنین می‌گوید: چون مقتضای شكرِ احسان، همین است. و دلیل بر آن، فرمایش مولی صاحب الزمان (علیه السّلام) در دعایی است كه در مُهج الدعوات می‌باشد: «و كسانی كه برای یاری دین تو، از من پیروی می‌كنند، نیرومند كن و آنان را جهادگر در راه خودت قرار ده، و بر بدخواهان من و ایشان، پیروزشان گردان....»(14)

واضح است كه دعا، از بهترین انواع نیكی است و اگر مۆمن، برای مولای خود، خالصانه دعا كند، مولایش هم برای او خالصانه دعا می‌كند، و دعای آن حضرت، كلید هر خیر و داس هر شرّ است.

حضرت مهدی (علیه السّلام) شاهد همه‌ی دردها و آلام انسان‌ها است. دل او، دل بیداری است كه همراه هر تازیانه و هر قطره‌ی خون و هر فریاد، حضور دارد و درد و رنج مرا از من بهتر و بیش‌تر احساس می‌كند و برای من بیش از خود من می‌سوزد، چرا كه معرفت و محبت من، محدود و غریزی است، در حالی كه معرفت او، حضوری و محبت او به وسعت وجودی او باز می‌گردد و تجلّی رحمت واسعه‌ی حق است.(15)

پی نوشت ها:

1. مفاتیح الجنان، زیارت آل یاسین.

2. بحار الأنوار، ج53، ص11.

3. حدیث لوح از جابر بن عبدالله انصاری، كافی، ج 1، ص 528 - 527؛ بحار الأنوار، ج 36، ص 195؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص 146 - 143.

4. تحف العقول، ص 324.

5. روزگار رهایی، ج 1، ص 129 (به نقل از الزام الناصب، ص 10.

6. ر.ك: آیه 105 از سوره‌ی توبه و روایت ذیل آن.

7. تفسیر نمونه، ج27، ص186.

8. بحارالانوار، ج53، ص175 ـ 176.

9. مفاتیح الجنان در زیارت كاظمین.

10. توجهات ولی‌عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به علما و مراجع تقلید، عبدالرحمن باقر زاده بابلی، ص84.

11. ترجمه ی مكیال المكارم، ج1، ص341 ـ 342.

12. مكیال المكارم، ج2، ص94 و 53.

13. همان، ج1، 454.

14. مهج الدعوات، ص302.

15. بحارالانوار، ج53، ص11.

Subscribe to RSS - امام زمان در روايات

دسته بندی