شهادت گواه بر آبادانی است که سربازان امام زمان علیه السلام با شب زنده داری و تلاوت قرآن و زمزمه های "یا مهدی عجل علی ظهورک" در سرزمین وجود خویش ایجاد نمودند. آنان امام علیه السلام را با چشم قلب دیدند و لبیک گویان اندیشه مهدویت را در زندگی جهادی، کاربردی و عملی کردند.

شهادت در مکتب مهدویت

شهادت و شهود، حضوری است که همراه با مشاهده چشم سر یا چشم قلب باشد.(1) شهادت، خبر دادن از روی قطع است و اصل شهادت، خبر دادن از چیزهایی که مشاهده کرده است و شهید به معنای گواه است به طوری که هیچ چیز از سیطره او پنهان نباشد و شهید یکی از نام های خداوند می باشد.(2)
این واژه، ریشه ای تک معنایی دارد که بر حضور و آگاهی دادن دلالت می کند.(3) مشتقات شهادت "شهد" (حاضر شد) ماضی ثلاثی مجرد است که در قرآن 44 بار آمده است؛ و "شهید" که در قرآن 36 بار آمده است به معنای گواه؛ و "مشاهده" که در قرآن 16 بار آمده است به معنای حاضر و گواه می باشد.(4)
شهادت همان حضور یافتن در مجالس عشق بازی با خداوند می باشد که از اندیشه مهدویت به عنوان الگو و حجت امت واحده می باشد. شهادت همان شریک و همراه انسان های بزرگ و شجاع و از خود گذشته می باشد که همراه و حاضر در محافل می باشد(5) و آرمان بزرگ شهادت به عنوان ارزش انسانیت می ماند.(6)
شهید کسی است که در رکاب امام عصرش لبیک گویان، شنید و اطاعت کرد و شربت شهادت را نوشید یا در جهاد مشروعی به قتل رسید.

در تعریف شهید چند وجه آمده است:
1- ملائکه شاهد او می باشند و در کنارش رحمت می دهند.
2- خدا و ملائکه در بهشت به صداقت او گواهی می دهند.
3- در روز قیامت شفیع می باشند و در کنار رسول الله صلی الله علیه و آله گواهی در خواست می کنند.
4- شهید زنده و حاضر و ناظر می باشد.(7)
آرمان های انقلاب جهانی مهدوی

اندیشه مهدویت همان پیروزی نهایی نیروی حق و صلح و عدالت بر نیروی باطل و ظلم و ستم، گسترش جهانی ایمان و اسلام، استقرار کامل و همه جانبه ارزش های اساسی، تشکیل مدینه فاضله و جامعه ایده آل و بالاخره اجرای این ایده عمومی و انسانی به وسیله شخصیتی مقدس و عالی قدر است که در روایات متواتر اسلامی از او به "مهدی" تعبیر شده است.

این اندیشه در تمام فرق و مذاهب با تمام اختلاف ها وجود دارد و قابل اثبات است، زیرا این اندیشه به حسب اصل و ریشه، قرآنی است و قرآن با قاطعیت تمام، پیروزی نهایی ایمان اسلامی (8)، غلبه قطعی صالحان و متقیان (9)، کوتاه شدن دست ستمکاران و جباران برای همیشه و آینده درخشان و سعادتمندانه بشریت را نوید داده است. (10)
آرمان قیام و انقلاب مهدوی یک فلسفه اجتماعی است. این آرمان بزرگ، گذشته از اینکه الهام بخش ایده و راهگشا به سوی آینده است، آینه بسیار مناسبی است برای شناخت آرمان های اسلامی در حکومت جهانی واحد و پیروزی نهایی اصلاح و تقوا و صلح و عدالت و آزادی و صداقت بر زور و استکبار و استبداد و ظلم و اختناق، و رسیدن بلوغ بشریت به خردمندی کامل و پیروزی فکر و ایدئولوژی، و آزادی از اسارت در شرایط طبیعی اجتماعی و غرائز حیوانی که حداکثر بهره گیری از مواهب زمین است.
اصول تربیت عبادی در اندیشه مهدویت

برقراری مساوات کامل میان انسان ها در ثروت و سازگاری انسان و طبیعت، اینها نویدها و آرمان های عملی اسلامی است.(11)

ذیل آیه ای (12) در قرآن وعده های خداوند به مؤمنان را در چهار چیز بیان فرموده است:
1. برای آنان جامعه ای صالح مخصوص خود درست كرده و حاكمیت زمین را در اختیار آنان قرار می دهد.
2. دینشان را در زمین برتری می دهد و این همان است كه خدا آن را برای مؤمنین و تمام انسان ها پسندیده است كه همانا دین مقدس اسلام است. چنانكه در سوره مائده آیه 3 می فرماید (13): "و دین اسلام را برای شما پسندیدم".
3. امنیت را جایگزین ترس آنان می گرداند.
4. آنان نیز فقط خدا را عبادت كرده و هیچ چیز را شریك او قرار نمی دهند.
در ذیل این آیه در حدیثی از امام سجاد علیه السلام نقل شده است كه ایشان در مورد «اَلَّذینَ آمَنوا مِنكُم و عَمِلوا الصّالِحات» در این آیه می فرمایند: "به خدا سوگند آنان دوستداران و پیروان ما خاندان پیامبرند كه خداوند به دست مردی از ما كه مهدی این امت است نویدهای جانبخش آیه را درباره آنان تحقق می بخشد".(14)
امام صادق علیه السلام نیز در روایتی دیگر می فرمایند: "تاویل و مصداق این آیه هنوز نیامده است هنگامی كه قائم قیام كند كسی كه او را درك می كند تاویل این آیه را می بیند: هر آینه دین محمد به هر جایی كه شب برسد (همه كره زمین) می رسد به صورتی كه هیچ مشركی بر روی زمین نخواهد بود. همان گونه كه خداوند فرمود: مرا پرستش كنید شریكی را برای من قرار ندهید".(15)
این اصول تربیت عبادی در اندیشه مهدویت می باشد که انسان ها را به اوج از خود گذشتن و ایثار و در نهایت شهادت می رساند.
پی نوشت:

1- الشهود و الشهاده الحضور مع المشاهده اما بالبصر او بالبصیره (مفردات راغب ،ماده شهد )،مفردات قران ، حمید محمدی ،ص 155
2- همان ،والشهاده خبر قاطع و اصل الشهاده الاخبار ما شاهده .....
3- همان ص 156،الشین ووالهاء والدال ......             
4- همان ،ص 156 و 157
5- سوره فرقان آیه 73(لا یشهدون الزور )/مجمع البیان ج1 ص 57 و 416  
6- همان ج10 ص 585
7- مفردات قران ،حمید محمدی ، ص159
8- سوره توبه آیه 33،سوره صف آیه 9
9- سوره انبیاء آیه 105
10- سوره اعراف آیه 128
11- مرتضی مطهری ،قیام و انقلاب مهدی ع ص 13و14 و50 و 51
12- وَعَدَ الله اَلَّذینَ آمَنوا مِنكُم و عَمِلوا الصّالِحات لَیَستَخلِفَنَُهم فی الاَرض كم..سوره نور ایه 55  
13- [وَ رَضیتُ لكم الاِسلام دیناً]  
14- (اثباه الهداه باب 32 ح422)
15- (بحارالانوار ج 51 ح41 ص 55)

شهید آیت الله سید محمد صدر:

مقدمه دوم:

عدالت کامل تنها در چارچوب اسلام تحقق می یابد.
این مطلب نیازمند تحلیلی کلامی است که به طور خلاصه چنین است:
اسلام آخرین دین آسمانی است و خرد جمعی از ایجاد عدالت کامل در جهان نا توان است و خداوند نیز به عملی نمودن عدالت کامل و عبودیّت مطلق بر روی زمین وعده داده است، پس نتیجه می گیریم عدالت مورد نظر، همان اسلام است زیرا این عدالت کامل از عقل بشری بر نمی خیزد و دین دیگری هم جز اسلام نخواهد آمد.
حال که روش نخست با هردو مقدمه اش بیان شد، در می یابیم سعادت و رفاه موجود در حکومت مهدوی در واقع ثمره پیاده شدن قوانین اسلام در آن حکومت است. بدین ترتیب ثابت می شود دینی که امام علیه السلام به آن می گرود و قانونی که در دولت آن حضرت مدار تمامی حرکت هاست، دین اسلام می باشد.
روش دوم: ارائه اخباری که امام مهدی علیه السلام را پیاده کننده ی دین اسلام معرفی می کند.
این اخبار بر چند گونه است:
1.اخباری که ایشان را از نسل پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و از امت و اهل بیت او می داند. بی گمان هرگاه امام دارای این ویژگی ها باشد، مسلمان نیز خواهد بود.
در زیر نمونه هایی از این اخبار را می آوریم:
ابو داوود، نعیم بن حماد و حاکم از ابو سعید نقل کردند که پیامبر صلی الله علیه و اله فرمود:
المهدی منی...1
مهدی از نسل من است...
احمد، باوردی و ابو نعیم از ابو سعید نقل کرده اند که پیامبر صلی الله علیه و اله فرمود:
أبشرکم بالمهدی رجل من قریش من عترتی...2
بشارت می دهم شما را به مهدی که مردی از قریش است و از خاندان من...
ابو داوود، ابن ماجه، طبرانی و حاکم از ام سلمه نقل کردند که رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود:
المهدی من عترتی من ولد فاطمه.3
مهدی از خاندان من و فرزندان فاطمه است.
ابو نعیم از ابو سعید و او هم از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله نقل کرده که فرمود:
ألمهدی  منّا أهل البیت،رجل من امتی...4
مهدی از ما اهل بیت است. او مردی است از امت من.
احمد، ابن ابی شیبه، ان ماجه و نعیم ابن حماد از امام علی علیه السلام نقل کردند که پیامبر صلی الله علیه و اله فرمود:
ألمهدی منّا اهل البیت 5
مهدی از ما اهل بیت است...
ابن ابی شیبه، طبرانی، دار قطنی، ابو نعیم و حاکم از ابن مسعود نقل کردند که پیامبر صلی الله علیه و اله فرمود:
لا تذهب الدنیا حتی یبعث الله تعالی رجلا من اهل بیتی...6
دنیا پایان نمی پذیرد مگر آن که خداوند مردی از اهل بیت مرا برانگیزد...
طبرانی از ابن مسعود و او هم از رسول خدا صلی الله علیه و اله نقل کرده که حضرتش فرمود:
لو لم یبق من الدنیا الا لیله لملک فیها رجل من اهل بیتی.7
اگر از دنیا فقط یک شب باقی مانده باشد، خداوند مردی از اهل بیت مرا به حکومت می رساند.
2.اخباری درباره ی اینکه امام مهدی علیه السلام بر امت اسلامی ـ به طور خاص ـ حکومت می کند و در این صورت حکرانی او نمی تواند جز بر اساس اسلام باشد. در زیر نمونه هایی از این اخبار را می آوریم:
ترمذی از ابو سعید خدری نقل کرده است که پیامبر صلی الله علیه و اله فرمود :
إنّ فی امتی المهدی یخرج...8
بی تردید مهدی در امت من است و ظهور می کند (یعنی در میان آن ها حکومت می کند).
نعیم ابن حماد و ابن ماجه از ابو سعید روایت کردند که رسول خدا فرمود:
یکون فی امتی مهدی...9
مهدی در امت من است...
احمد و مسلم از جابر نقل کردند که پیامبر صلی الله علیه و اله فرمود:
یکون فی آخر امتی خلیفه...10
برای امت من در آخرالزمان خلیفه ای است...
3.اخباری که امام مهدی علیه السلام را پیاده کننده ی دین اسلام و سنت پیامبر صلی الله علیه و اله معرفی می نماید مانند این روایات:
طبرانی و ابو نعیم از ابو سعید خدری روایت کرده اند که پیامبر خدا صلی الله علیه و اله فرمود:
یخرج رجل من اهل بیتی یقول بسنتی...11
 مردی از اهل بیت من خروج می کند که گفتارش طبق سنت من است...
نعیم بن حماد از امام علی علیه السلام و ایشان هم از پیامبر صلی الله علیه و االه نقل کرده است که فرمود:
المهدی رجل من عترتی یقاتل علی سنتی، کما قاتلت انا علی الوحی.12
مهدی مردی از خاندان من است و بر اساس سنت من می جنگد، همچنان که من بر اساس وحی جنگیدم.
بن حجر نوشته است: پیامبر خدا صلی الله علیه و اله فرمود:
یکون اختلاف عند موت خلیفه... و یعمل فی الناس بسنت نبیّهم و یلقی الاسلام بجرانه علی الارض.13
در زمان مهدی علیه السلام میان مردم به سنت پیامبرشان رفتار خواهد شد و دین اسلام به طور کامل در زمین پیاده می گردد.
شیخ طوسی از امام محمد باقر علیه السلام نقل کرده است:
ویقتل الناس حتی لایبقی الا دین محمد صلی الله علیه و اله...14
امام مهدی دشمنان مرا می کشد تا جز دین محمد صلی الله علیه و اله باقی نماند.
ابویعلی از ابو هریره نقل کرده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود:
لا تقوم الساعه حتی یخرج علیهم رجل من اهل بیتی، فیضربهم حتی یرجعوا الی الحق...15
قیامت بر پا نمی شود مگر مردی از اهل بیت من قیام کند و منحرفان را بزن تا به حق باز گردند...
ابو یعلی می گوید: مراد پیامبر صلی الله علیه و اله از حق، اسلام است.
شیخ مفید از مفضل بن عمر جعفی نقل کرده است که امام جعفر صادق علیه السلام فرمود:
اذا اذن الله تعالی للقائم فی الخروج صعد المنبر فدعا الناس الی نفسه و ناشدهم باللهو دعاهم الی حقه، وأن یسیر فیهم بسنته رسول الله صلی الله علیه و اله و یعمل فیهم بعلمه...16
هرگاه خداوند به قائم ما اجازه ظهور دهد، از منبر بالا رود و مردم را به خویش فرا خواند و آن ها را به خدا وند سوگند دهد و به حق خود دعوت نماید و در میان مردم به سنت رسول خدا صلی الله علیه و اله رفتار کند و همچون او عمل نماید...
4.دسته ای از اخبار بیان می کند امام مهدی علیه السلام زمین را از قسط و عدل پر می سازد همان طور که از ستم و بی داد آکنده شده باشد.
این گونه اخبار به طور متواتر از پیامبر و معصومین علیه السلام نقل شده و آن گرامیان معتقدند که قسط و عدل، جز اسلام نیست در نتیجه معنایش این است که امام علیه السلام هم در ساحت اندیشه وهم در ساحت حکومت، اسلام را پذیرفته و اجرا خواهد نمود.
آیت الله صافی یکصد و بیست و نه حدیث را با این عبارت ارجمند نقل کرده است17 ومنابع عامه نیز آن را فراوان نقل نموده اند؛ مانند: صحاح ابو داوود،بن ماجه، ترمذی و منابع بسیار دیگری که در کتاب گذشته بر شمردیم.18 علاوه بر این ها، منابع امامیه بسیار زیاد می باشد. در بخش دوم به شکل روشن تری از این اخبار سخن خواهیم گفت.
اینها دو روش برای اثبات دین امام مهدی علیه السلام بود. واینک در مقام نتیجه گیری از این دو روش استدلالی می گوییم: بی شک مهدی علیه السلام همان طور که در برنامه ی کلی الهی ثابت شده است عدالت کامل را در دولت جهانی پیاده خواهد نمود و به اسلام خواهد گروید و آن را اجرا خواهد نمود: پس اسلام همان طرح عادل و کامل است.

پی نوشت ها:

1 تا 7 . السیوطی ، جلال الدین ،الحاوی للفتاوی ؛ ج2 ، ص124.
8.السیوطی ، جلال الدین ، همان ؛ ص126.
9.همان
10.همان ؛ص131.
11.همان
12.همان ؛ ص148.
13.الهیثمی ، احمد ابن حجر ، الصواعق المحرقه ؛ ص98.
14.الطوسی ، محمد ابن الحسن ،همان ؛ ص283.
15.السیوطی ،جلال الدین ، همان ؛ ج2 ، ص131.
16.المفید ،محمد ابن محمد ، همان ؛ ص342 به بعد.
17. الصافی الگلپایگانی ،لطف الله ،منتخب الاثر ؛ص478.
18.ر . ک :الصدر ، سید محمد ، همان ؛ ص281 به بعد.
منبع : ترجمه کتاب تاریخ ما بعد الظهورـ مترجم: حسن سجادی پور، ص 63

پیامبر(ص) می فرماید: «ماه رمضان برترین ماه سال قمری است.»
هم چنین ايشان در جایی دیگر فرمودند: «مهدی(عج) سید و آقاست.»

اگر امروز امام مهدی(عج) برترین و کامل ترین انسان روی زمین است و ماه رمضان هم بهترین ماه خداست، پس باید بین این دو پیوندی عمیق باشد. اگر ماه رمضان، ماه ویژه سیر و سلوک است، پس باید با امام زمان(عج) که برترین سالک و رهروی خداست، پیوندی خاص وجود داشته و بین سلوک معنوی ما در این ماه با امام زمان(عج) هم رابطه ویژه ای باشد.

 در ماه رمضان سه نوع رابطه است:

• پیوند امام مهدی(عج) و ماه رمضان،

• پیوند سلوک عبادی و معنوی ما در ماه رمضان با امام مهدی(عج)،

• رابطه سه گانه، یعنی رابطه ویژه امام مهدی(عج) با ما در ماه رمضان.

امام مهدی(عج) و ماه رمضان

زیارت آل یاسین شرح حالات عبادی و معنوی امام مهدی(عج) است. امام مهدی که راهش، امتداد راه پیامبر و امیرالمؤمنین و امام زین العابدین(ع) است. عبودیت و بندگی او نه از سر نیاز یا ترس، بلکه از سر درک حقیقت هستی و سپاس گزاری از خداست، عبودیتی که همیشه در وجود امام جاری است و در برخی حالات به نقطه اوج خود می رسد و ماه رمضان نقطه اوج بندگی امام است.

رسیدن به معبود در ماه رمضان به واسطه حضرت مهدی(عج)

فهم حقیقت رمضان و توفیق رسیدن به معبود جز با توسل به پیشگاه مهدی(عج) میسر نمی شود. دعای افتتاح هم در ماه رمضان درس سلوک می دهد که پروردگارا من خواهان تمام خوبی ها و کمالات هستم و می دانم که راه رسیدن به این کمالات توسل به امام مهدی(عج) است. پس مرا به برکت وجود او به نهایت نزدیکی به خود برسان.

هدایت معنوی و باطنی انسان ها به دست امام مهدی(عج) است و به برکت وجود معنوی و نورانی اوست که عالم هستی از فیض حق تعالی بهره مند می شود. حال اگر امام در نهایت بندگی باشد، در عبودیت او رحمت و مهربانی خدا نیز اوج می گیرد.

دعای امامان نشان می دهد که آن ها هم به درگاه حق تعالی رو می آوردند و برای کل هستی و به ویژه برای ما انسان ها از خداوند طلب بخشش می کردند. به همین دلیل است که می گویند به برکت سلوک معنوی امام، حیات بشری شکل می گیرد و امتداد می یابد و عالم به سوی کمال حرکت می کند و تنها با این تعبیر شب قدر معنا می یابد.

خدایا ، این ماه را برما مبارک گردان و ظهورش را در این ماه محقق فرما -  الهی آمین

انسان‌ها همیشه شیفته‌ی آدم‌های دیگر می‌شوند. شیفته‌ی مقام، جمال، کمال، قدرت و ...و وقتی شیفته شدند خاضع می‌شوند و سپس به زیارتشان می‌روند و برای گوشه‌ی چشمی از طرف آنان دست و پا می‌شکنند و اگر از دستشان دادند، آثارشان را در موزه می‌گذارند و هر بار که دلشان تنگ می‌شود به آن‌ها نگاه می‌کنند و لذت را مرور می‌نمایند.

چرا همه عاشقیم

از خودمان بپرسیم که ما شیفته‌ی که هستیم؟! کدام هنرپیشه، کدام بازیکن، کدام پادشاه و کدام ... دلمان برده است؟! راستی چرا همه عاشقیم؟ اگر به فطرت خود سرکی بکشیم جواب این سوال را می‌یابیم. بله؛ فطرت ما کمال طلب است از همان ابتدا دنبال بهترین‌ها بودیم و زیبایی و کمال را ستایش می‌کردیم و در مقابلش فروتن بودیم. (1) اما فرق کمال حقیقی و مجازی در این است که حقیقی با تو می‌ماند و افزایش می‌یابد و مجازی می‌رود و می‌گذاردت. مثل کف دریا ابتدا شیفته می‌شوی و سپس می‌بینی محو شد! حقیقت وحدت دارد و باطل پراکنده و مشوش است مثل بیداری و خواب. (2)

وقتی به زیارت کمال حقیقی می‌رویم، احساس لذت می‌کنیم؛ زیرا خود و وجود حقیقی خود را در آینه می‌بینیم؛ با خود می‌گوییم وه که به چه می‌توان رسید! انگار همان موقع قلمویی برمی‌داریم و جمالی را که دوست داریم برای خودمان می‌کشیم؛ درست همان جمالی که به زیارتش آمده‌ایم و فروتنانه مقابلش نشسته‌ایم.

لیلیِ لیلی‌ها

اگر بگویم که همانانی که کمال و جمالشان دلت را برده و به زیارتشان می‌روی، خود نیز عاشقند؛(3) برایت جذاب نیست که بدانی محبوبِ محبوب تو کیست؟ پس با من بیا تا نشانت دهم شیفتگی چیست و شیفته‌ی که باید بود:
خداوند عزّوجلّ در شب معراج به پیامبر خود فرمود: یا محمدُ! أحبِبهُ فَإنّی أحِبُّهُ و اُحِبُّ مَن یُحِبُّهُ (4): ای محمد! او را دوست بدار! به راستی که من او و تمام محبّان او را دوست دارم.
پیامبر رحمت که خاطرخواه زیاد دارد، می‌دانی درباره‌ی او چه فرمود؟: بِأبی وَ أُمّی سَمیی وَ شَبیهی ... (٥): پدر و مادرم فدایش باد! او هم نام من و شبیه من است ...»
مولا علی علیه السّلام که مرام او غیر مسلمانان را نیز شیفته کرده‌ است،(6) وقتی در مورد اوصاف او سخن گفت با حالتی سرشار از عشق و اشتیاق به سینه‌‌ی خود اشاره کرد و آهی کشید. (7)

امام باقر علیه السلام پس از صحبت درباره‌ی حتمی بودن قیام او فرمودند: پدر و مادرم به فدای او که هم نام من و هم کنیه‌ی من است... (8)
و امام صادق علیه السلام را دیدند که روی خاک‌ها نشسته و مانند مادرِ فرزند از دست داده به پهنای صورت اشک می‌ریزد و زمزمه می‌کند: «آقای من! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده و خاطرم پریشان ساخته و آرامش دل را از من گرفته ...» (9)
امام رضا علیه السّلام نیز این‌گونه از مهر خود به او سخن می‌گوید: «بِأبی وَ أُمّی! سَمِیّ جَدّی وَ شَبیهی وَ شَبیه موسی بنِ عَمرانَ عَلیهِ جُیوبُ النّورِ تَتَوَقَّدُ بِشُعاعِ ضیاءِ القُدسِ ...»(10) : پدر و مادرم فدای تو که هم نام جدم و شبیه من و شبیه موسی بن عمرانی بر او جامه ها (نوارها)یی از نور است که از فروغ روشنایی قدس می‌درخشد.

سرمایه عشق، امانت خداوند

به راستی چرا آنان که خوبی جلویشان لُنگ می‌اندازد، امام مهدی علیه افضل الصلاة و السّلام را دوست دارند؟! این افتخار ندارد که همانی که همه‌ی خوبان پس از شناخت او، عاشقش می‌شوند، امام ماست؟!
              دلی را ندیدم ز عشقت نلرزد                          چو از تو نوشتم، چو از تو سرودم  (11)
این باعث لذت نیست که ما به او خدمت کنیم؟! وجودی که آروزی خدمتش را بزرگانمان داشتند. (12)
آیا کمال و جمالی بهتر از او سراغ داریم؟ قهرمان مهربان ما با کدام هنرپیشه و با کدام پادشاه قابل قیاس است؟! (١3)
اگر ما مستعد عاشق شدنیم، چرا عاشق عشقِ بهترین معشوق‌های جهان نشویم؟ اگر ما مستعد این باشیم که خواسته‌های دل انسان کامل؛ شگفت‌انگیزترین موجود خلقت را برآوریم و این نکنیم روزی احساس شرم نخواهیم کرد؟! چرا برای برآوردن خواسته‌های محبوبمان نمی‌دویم؟

ما مستعد عشق هستیم

ما عاشق آفریده شده‌ایم و فطرتاً میل به انسان‌های کامل داریم، انسان‌های کامل و دوست داشتنی خودشان عاشق امام مهدی علیه السلام بودند؛ پس ظرفیت عشقمان را برای غیر او به کار نبریم. وقتی از خود خداوند تعالی تا هر فردی که مولای ما را می‌شناسد عاشقش می‌شود، چرا ما از قافله عقب بمانیم و دلمان را به عشق‌های مجازی که محو شدنی هستند، بسپاریم؟ ما مستعد عشق به حضرت حجت ارواحنا فداه هستیم این استعداد را پرورش دهیم.

پی نوشت:
١) همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی/که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی: مصلح الدین سعدی شیرازی.
2) ر.ک: ادب فنای مقربان(شرح زیارت جامعه کبیره)، عبدالله جوادی آملی، ج1.
3) أین وجه الله الذی یتوجه الیه الاولیاء: کجاست آن وجه خدا که اولیا به سوی او توجه و توسل می‌جویند؟: فرازی از دعای ندبه، مفاتیح الجنان.
4) بحار الانوار، علامه مجلسی، ج36، ص 323.
5) علی بن محمد خزاز قمی، کفایة الاثر، ص 156.
6) به نمونه‌ای اکتفا می‌نماییم: جبران خلیل جبران (م 1883- 1931) نویسنده ی متفکر مسیحی: ... او در گذشت در حالیکه شهید عظمت خویش گردید؛ درگذشت در حالیکه دلش از شوق پروردگار پر بود. حقیقت مقام و منزلتش را عرب نشناخت تا آنکه از همسایگان عرب مردمی از سرزمین پارس به پا خاستند و فرق میان گوهر و سنگریزه را شناختند.(نقل از: صوت العدالة الإنسانیة، ج5، ص1222)
7) الغیبة نعمانی، ص 212، ح1.
8) همان، ص 86.
9) بحارالانوار، ج 51، ص 219.
10) عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج1، ص9.
11) شاعر: محمد علی جعفریان.
12) امام صادق علیه السلام فرمود: اگر او را درک کنم، در ایام زندگانی‌ام خدمتگزار او خواهم بود.: الغیبة نعمانی، ص 245، ح 23.
13) برخی از کمالات و زیبایی‌های حضرت مهدی علیه السلام: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند:
 «... تمام انسان‌های مومن به وسیله‌ی آن شادمان و راضی خواهند شد... او امامی است پرهیزکار و پاک، مسرورکننده و رضایت‌بخش، هدایت‌گر و هدایت‌بخش... در تمام امور، خداوند حکیم را تصدیق می‌کند و خداوند هم او را تصدیق و تأیید خواهد کرد...»: عیون اخبارالرّضا(ع)، ج 1، ص 59،  ح 29.
- «و هو اعظم حسباً و اکرم منصباً و ارحم بالرعیه: حسب او از همه بزرگ‌تر، مقامش از همه گرامی تر و نسبت به مردم از همه مهربان‌تر است. عقدالدرر، ص 204.
- السلام علیک ایها العلم المصبوب: سلام بر تو ای علم سرریز و فراوان و بدون نقص.: فرازی از زیارت آل یس، مفاتیح الجنان.
رسول خدا فرمودند: المَهدی مِن وُلدی ... کَأَنَّ وَجهَهُ کَوکَبٌ دُرِّی ...»:  مهدی از فرزندان من است ... چهره‌اش مانند ستاره‌ای درخشان است ...: فرائدالسمطین، ج2، ص 565.
- «...یَکونُ عَطاوُهُ حثیاً»: ... بخشش او بسیار است: کشف الغمه، ج2، ص 483.
- او خفته‌ای را بیدار نمی‌کند و خونی را (به ناحق) نمی‌ریزد.: منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، ص 478.
و ویژگی‌های دیگری چون:
- دارای بدنی قدرتمند: ر.ک: کمال الدین، ج2، ص 653؛ الحاوی للفتاوی، ص 79.
- شاداب و خرم: السلام علی ربیع الانام و نضره الایام: سلام بر بهار مردمان و خرمی روزگاران.: مفاتیح الجنان زیارت حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف.
- رحمة للعالمین: اصول کافی، ج1، ص528 (حدیث قدسی لوح)
- غوث: فریادرس: مفاتیح الجنان، زیارت آل یس.
- کاشف البلوی: برطرف‌کننده بلا: همان، زیارت حضرت صاحب الامر.
- کهف: پناه: بحارالانوار، ج102، ص 84.
- عضد: پشتیبان: همان.
- و ...

امام، مظهر اسمای حسنای الهی و تجلی رحمت واسع حق است: «السلام علیك أیها الرحمة الواسعة»(1) كسی كه تربیت شده‌ی خدای رحمان باشد، مظهر رحمت بی‌كران الهی است: «ان رحمة ربكم وسعت كل شی و أنا تلك الرحمة»(2) در وسعت سینه‌ی او كه دریاها هم به چشم نمی‌آید، كران، تا به كران عشق به همه‌ی انسان‌ها موج می‌زند: « و اكمل ذلك بابنه رحمة للعالمین»(3) امام، پدری مهربان، همدمی شفیق و همراهی خیر خواه است(4): «و اشفق علیهم من آبائهم و أمّهاتهم»(5)

دریغا! در گوش ما همواره، از قهر مهدی (علیه السّلام) گفته‌اند و ما را از شمشیر و جوی خون او ترسانده‌اند و از مِهر و عشق او به انسان‌ها و تلاش و فریادرسی او به عاشقان و منتظرانِ خود كم‌تر گفته‌اند! هیچ كس به ما نگفت كه اگر او بیاید، فقیران را دستگیری، بی‌خانمان‌ها را سامان، بی‌كسان را همدم، غافلان را تذكّر، گم گشتگان را راه، دردمندان را درمان و در یك كلام، خاك نشینان عالم را تاك نشین خواهد كرد.

قهر او نیز جلوه‌ی محبت او است، چه این كه قهر او بر جماعتی اندك و ناچیز از معاندان و نژاد پرستانی خواهد بود كه علی‌رغم رشد فكری انسان‌ها در آن عصر، و هدایت‌ها و معجزات آن حضرت و نزول مسیح (علیه السّلام) از آسمان و اقتدایش به وی، باز هم به او كفر می‌ورزند و حكومت عدلش را گردن نمی‌گذارند و در زمین فساد می‌كنند، كسانی مانند صهیونیست‌ها كه دشمن انسانیّت‌اند و جز زبان زور، هیچ زبانی نمی‌فهمند، و این، یعنی خارها را از سر راه انسان و انسانیت برداشتن و مهر در چهره‌ی قهر.

آری، چه سخت است مولای مهربانی را كه رحمت واسع حق است و در دلش، عشق به انسان‌ها موج می‌زند، به چنین اتهام‌هایی خواندن و «میرِ مِهر» را، «میرِ قهر» نشان دادن!
جلوه‌هایی از مهر و محبت امام زمان (علیه السلام)

در اینجا، مروری داریم به گوشه‌هایی از جلوه‌های مهر و محبت امام رحمت آخرین ذخیره‌ الهی، حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف):

1. نامیدن (حضرت برخی از دوستدان خود را به اسم یاد می‌كرد)

نام هر كس، عاطفی‌ترین، شخصی‌ترین و مورد علاقه‌ترین نشانه‌ی هر كس است. آن گاه كه نام ما را می‌خوانند، چه بسیار مایه‌ی شادمانی و سرور ما می‌گردد. هر چه، خواننده‌ی ما، محبوب‌تر و زیباتر، شنیدن صدای دل‌ربای او و شنیدن اسم و نام خود از زبان او دل پذیرتر و سرور انگیز‌تر.

مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همه‌ی مردم و به ویژه شیعیان خود را نیك می‌شناسد و با نام تك تك آنان آشناست(6) نامه‌ی اعمال ما، هر هفته، به خدمت حضرتش عرضه می‌شود. او، هرگز، یاد ما را از خاطر نمی‌برد (ولا ناسین لذكركم). چه شعف انگیز است كه در سرزمینی غریب، یكه و تنها آن جا كه راه را گم كرده‌ای، ناگهان، كسی با زبان آشنا، تو را بخواند و با مهربانی، تو را در آغوش نگاه‌اش بنشاند.

2. سلام (تحیّت و سلام امام بر دوستداران خود)

سلام، تحیت و بركت و رحمت و سلامتی است؛ نشانه‌ی محبت و صفا، اخلاص و یك رنگی است؛ رمز عاشق و معشوق، مرید و مراد است. سلام خدا و امام بر هر كس، مُهر تأییدی است بر كارنامه‌ی او.

به راستی چه لذتی دارد سلام مولا!(7)

«سلام علیك أیّها الناصر للحق، الداعی الی كلمة الصدق»(8)

چون ثلث از راه را تقریباً (برگشتم) سیّد جلیلی را دیدم كه از طرف بغداد رو به من می‌آید. چون نزدیك شد، سلام كرد...(9)

3. معانقه و در آغوش گرفتن

در این موقع وارد مسجد سهله شدیم، در مسجد كسی نبود. ولی پدرم در وسط مسجد ایستاد كه نماز استغاثه بخواند. شخص از طرف مقام حجت (علیه السّلام) نزد او آمد. پدرم به او سلام كرد و با او مصافحه نمود. پدرم به من گفت: این كیست؟ گفتم: ‌آیا حضرت حجت ـ علیه السّلام ـ است؟ فرمود: پس كیست؟!.(10)

4. نظارت (آگاهی از احوالات جامعه‌ی شیعه)

«فإنّا نحیط علماً بأنبائكم ولا یعزب عنّا شیء من أخباركم»: ما بر اخبار و احوال شما، آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما، بر ما پوشیده و مخفی نمی‌ماند. «إنا غیر مهملین لمراعاتكم ولاناسین لذكركم و لولا ذلك لنزل بكم اللأواء و اصطلمكم الاعداء»: ما، در رسیدگی و سرپرستی شما، كوتاهی و اهمال نكرده‌ایم و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم، كه اگر جز این بود، دشواری‌ها و مصیبت‌ها، بر شما فرود می‌آمد و دشمنان، شما را ریشه‌كن می‌كردند. «صاحب هذا الأمر یتردد بینهم و یمشی فی أسواقهم و یطأ فرشهم...»؛

صاحب این امر، در میان آنان، راه می‌رود و در بازارهایشان رفت و آمد می‌كند، روی فرش‌هایشان گام برمی‌دارد ... .

5. شریك غم و شادی

در این مورد، دسته ای از روایات وجود دارد كه صاحب مكیال المكارم آنها را متذكّر شده است.(11) جدای از آنها از دیگر ائمه (علیهم السّلام) نیز در این مورد، روایات فراوانی به ما رسیده است:

امام امیر المۆمنین ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «إنا لنفرح لفرحكم و نحزنُ لِحُزنكم...»(12): ما، در شادمانی شما، شاد، و برای اندوه شما، اندوهگین می‌شویم...»

امام رضا (علیه السّلام) نیز می‌فرماید: «ما من احد من شیعتنا ولا یغتّم إلاّ اغتممنا لغمّه ولا یفرح إلاّ فرحنا لفرحه...»(13): هیچ یك از شیعیان ما، غم زده نمی‌شود، مگر این كه ما نیز در غم آنان، غمگین، و از شادی آنان، شادمانیم. و هیچ یك از آنان، در مشرق و مغرب زمین، از نظر ما، دور نیستند و هر یك از شیعیان ما كه بدهی از او بماند (و نتوانسته باشد بپردازد) بر عهده‌ی ما است ... »

6. دعا برای دوستداران خود

امام (علیه السّلام) همواره، بر دوستداران خود دعا می‌كند. صاحب مكیال المكارم در اثبات این مدعا، چنین می‌گوید: چون مقتضای شكرِ احسان، همین است. و دلیل بر آن، فرمایش مولی صاحب الزمان (علیه السّلام) در دعایی است كه در مُهج الدعوات می‌باشد: «و كسانی كه برای یاری دین تو، از من پیروی می‌كنند، نیرومند كن و آنان را جهادگر در راه خودت قرار ده، و بر بدخواهان من و ایشان، پیروزشان گردان....»(14)

واضح است كه دعا، از بهترین انواع نیكی است و اگر مۆمن، برای مولای خود، خالصانه دعا كند، مولایش هم برای او خالصانه دعا می‌كند، و دعای آن حضرت، كلید هر خیر و داس هر شرّ است.

حضرت مهدی (علیه السّلام) شاهد همه‌ی دردها و آلام انسان‌ها است. دل او، دل بیداری است كه همراه هر تازیانه و هر قطره‌ی خون و هر فریاد، حضور دارد و درد و رنج مرا از من بهتر و بیش‌تر احساس می‌كند و برای من بیش از خود من می‌سوزد، چرا كه معرفت و محبت من، محدود و غریزی است، در حالی كه معرفت او، حضوری و محبت او به وسعت وجودی او باز می‌گردد و تجلّی رحمت واسعه‌ی حق است.(15)

پی نوشت ها:

1. مفاتیح الجنان، زیارت آل یاسین.

2. بحار الأنوار، ج53، ص11.

3. حدیث لوح از جابر بن عبدالله انصاری، كافی، ج 1، ص 528 - 527؛ بحار الأنوار، ج 36، ص 195؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص 146 - 143.

4. تحف العقول، ص 324.

5. روزگار رهایی، ج 1، ص 129 (به نقل از الزام الناصب، ص 10.

6. ر.ك: آیه 105 از سوره‌ی توبه و روایت ذیل آن.

7. تفسیر نمونه، ج27، ص186.

8. بحارالانوار، ج53، ص175 ـ 176.

9. مفاتیح الجنان در زیارت كاظمین.

10. توجهات ولی‌عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به علما و مراجع تقلید، عبدالرحمن باقر زاده بابلی، ص84.

11. ترجمه ی مكیال المكارم، ج1، ص341 ـ 342.

12. مكیال المكارم، ج2، ص94 و 53.

13. همان، ج1، 454.

14. مهج الدعوات، ص302.

15. بحارالانوار، ج53، ص11.

Subscribe to RSS - امام زمان در احاديث

دسته بندی