• گفتم که بی قرار تو باشم ولی نشد تنها در انتظار تو باشم ولی نشد گفتم به دل که جلب رضایت کند، نکرد گفتم که جان نثار تو باشم ولی نشد
  • الا طراوت سر سبز بوستان دلم  شکوه بی مثل اوج آسمان دلم  قلم به دست من امشب عجیب می لرزد و بند آمده پیش شما زبان دلم
  • من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم از آن روزی که مولایم شود بیمار میترسم! همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوس من از خوابیدن مهدی درون غار میترسم
  • این روزها که می‌گذرد، غرق حسرتم مثل قنوت‌های بدون اجابتم! بسته‌ست چشم‌های مرا غفلت گناه تو حاضری! منم که گرفتار غیبتم!
  • مى شود فرصت ديدار مهيّا حتماً بد به دل راه مده مى رسد آقا حتماً اى كه دنبال دواى غم هجران هستى مى شود درد نهان تو مداوا حتماً
  • دیدن روی شما کاش میسّر می شد شام هجران شما کاش که آخر می شد بین ما فاصله ها فاصله انداخته اند کاش این فاصله با آمدنت سر می شد
  • دل مرده ایم و یاد تو جان می دهد به ما قلبیم و بودنت ضربان می دهد به ما ماه خدا دو مرتبه بی ماه روی تو دارد بشارت رمضان می دهد به ما
  • اين روزها که شيعه کشي رخ نموده است شايد نويد آمدنت را دلالت است آقا! شکايت دلمان را کجا بريم "عجل علي ظهور"شما اوج حاجت است
  • دلگیرم از زمانه بیا مهربان من بر لب رسیده از غم ایّام، جان من دنیا مرا به بند اسارت کشیده است رنگ قفس شده همه‌ی آسمان من

صفحه‌ها

دسته بندی