• سلام وارث تنهای بی نشان ها... چشم ما خشک مانده و چشم یار گریان ...
  • گرچه خسته ام گرچه دلشکسته ام بازهم گشوده ام دری به روی انتظار تا بگویمت هنوز هم به آن صدای آشنا امید بسته ام.
  • سرباز متعلق به امام است و روی پیشانی خود حک کرده: وقف صاحب الزمان سرباز دنبال زیارت نیست، دنبال رضایت است...
  • دست بـﮧ قلم بردم تا برایتان حرف ها بزنم اما نشد ... خواستم از "دردم" بگویم دیدم دردِ شما ...
  • مدتی می‌شود که بهانه‌های مختلف، پنجره ی روشنی را بر من بسته است... مثل همه ی اهل زمانه‌ام!
  • آقای من، بر منابر و معابرمان فریادت می ‌زنیم تا بازگردی! اما غافلیم از این که، آن که باید باز گردد شما نیستید! آن ما هستیم که باید به خودمان بازگردیم...!
  • آقاجان! سالهاست که در کوچه های زندگی، سرگردان به دنبال یک سنگ صبور می گردم، اما افسوس که نمی یابم. سال هاست که چشمان کورم، دنبال نور می گردند تا به وسیله آن بینا شوند اما افسوس...
  • مولا جان! ای خورشید عالم تاب دل شکستگان! بیا که جهان در انتظار است، شقایق ها چشم به راه تو دوخته اند، لاله ها در غیاب تو قلبشان ...
  • قدم میزنم در میان عطری آکنده از نعمت های الهی بویی به مشامم می رسد بویی سرشار از معنویت وجودم را پر از عطوفت و مهربانی می کند. عطر؛عطر رمضان و زیبایی هایش است که با جان و دل استشمام می کنم

صفحه‌ها

دسته بندی