سخن روز

امیرالمومنین امام علي (ع) :

درانتظارفرج باشید واز رحمت وکارگشایی خدا ناامید نشوید، زیرا بهترین اعمال در نزد خدای بزرگ انتظار فرج است.

 

ای آشنای غربت جمعه ظهور کن
یک مرتبه ز کوچه ما هم عبور کن
حک شد به روی بال قنوت نمازمان
این خواهش قدیمی: آقا ظهور کن

 

وقتی میان نفس و هوس جنگ می شود
قلبم به چشم همزدنی سنگ می شود
آقا ببخش که سرم گرم زندگی است
کمتر دلم برای شما تنگ می شود

 

چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا؟
دل سرگشته کجا، وصف رخ یار کجا؟
کاش در نافله ات نام مرا هم ببری
که دعای تو کجا، عبد گنه کار کجا؟

 

تا که نزدیک شود وقت ظهورش صلوات
تا رسد از سوی حق اذن حضورش صلوات
بهر دیدار رخش خیز و دعایی تو بخوان
تا که آید به عیان پرتو نورش صلوات

 

آنـچـه مـا کـردیـم بـا خــود هـیـــچ نـابـیـــنـا نـکـرد
در مـیـان خـانـه گـم کـردیـم صـاحـب ایـن خـانـه را

 

از نسل گل و بهار و آیینه تویی
منظومه انتظار دیرینه تویی
ما منتظران وعده دیداریم
خورشید زلال روز آدینه تویی

 

همه گويند به اميد ظهورش صلوات
كاش اين جمعه بگويند به يمن حضورش صلوات

 

کدام جمعه دعا مستجاب خواهد شد
سوار صاعقه پا در رکاب خواهد شد
کدام جمعه ز عطر بهشتي گل ياس
بهار غرق شميمي گلاب خواهد

 

مثل نسیم آمدنت ناگهانی است
مثل شمیم یاس، حضور تو آنی است
مثل بهار در همه جا پخش می شود
اخبار سبز صبح ظهورت جهانی است

 

نور است در دوعالم، از روی ماه مهدی
گل های باغ جنت، شــد فرش راه مهدی
عشق و صفـا و خوبی، دارایی دل مــــا
دلهـــــای عاشق مــــا، نذر نگاه مهدی

 

مهدی جان... با چشمی اشکبار تو را می خوانم...
می دانم که صدای چشمانم و نجوای غریبانه ام

را از پس بغضی که توان ترک برداشتن
برای فریادی برایش نمانده را می شنوی

 

بیا که صبر برایم چه خوب معنا شد
در انتظار ظهورت دلم شکیبا شد
تمام دفترعمرم سیاه شد اما
امید دیدن رویت دوباره پیدا شد

 

بازآ كه دل هنوز به ياد تو دلبر است
جان از دريچه نظرم، چشم بر در است
بازآ دگر كه سايه ديوار انتظار
سوزنده تر ز تابش خورشيد محشر است

 

هجر تو ز درد و داغ دلگيرم‎ ‎كرد
اندوه و غم زمان زمين گيرم كرد
گفتند كه جمعه ميرسي از كعبه
اين رفتن جمعه جمعه ها پيرم كرد

 

گلي گم کرده‌ام مي‌ جويم او را
به هر گل مي‌ رسم مي‌ بويم او را
گل من ني بود اين و نه آنست
گل من مهدي صاحب زمان است

 

از فکر گناه پاک بودن عشق است
از هجر تو سینه چاک بودن عشق است
آن لحظه که راه می روی آقاجان
زیر قدم تو خاک بودن عشق است

 

گر چه عمریست که از دیده نهانی آقا!
به خدا سبزترین مرد جهانی آقا!
دلم از یاد وصالت به تنگ آمده است
کاش این جمعه خودت را برسانی آقا!

 

جــــمعه بوی یـــاس زهــــرا می دهد
بـــــوی نیــــکوی مسیـــــحا می دهد
جــــمعه معــــــــراج دل ما می شود
غنـــــــــچه امــــــیدها وا می شود
جــــمعه بر لبها نـــوایی دیگر است
زمــــــزمه در ماجــــرایی دیگر است

 

پر از عطشم، مرا تو دريايي کن
سرشار از احساس و تماشايي کن
هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم
اي خوب بيا دوباره آقايي کن

 

بـــگذار بگویمـت دلم غـم دارد
یک عالمه اشک و آه و ماتم دارد
عجّل به ظهور عصـــــر آدینه ها
ای یوســف فاطمـه تو را کم دارد

دیدگاه‌ها

عالی بود .....

دسته بندی