سخن روز

امیرالمومنین امام علي (ع) :

درانتظارفرج باشید واز رحمت وکارگشایی خدا ناامید نشوید، زیرا بهترین اعمال در نزد خدای بزرگ انتظار فرج است.

 

تاریخ انتشار: 11 شهريور, 1392 - 19:00

كاهن به معناى غيبگو است و"سطيح كاهن "يكى از مشهورترين غيبگويان تاريخ است. وى از مردم يمن بوده وهمواره بر زمين افتاده بود ومي گويند 50 سال عمركرده است. (2) مرحوم علامه مجلسى دركتاب "بحارالانوار" ازكتاب مشارق الانوار تأليف حافظ رجب برسى، كه از علما ومحدثان شيعه است، خبرى را درباره ظهور امام زمان (ع)از سطيح كاهن بدين مضمون نقل نموده است:
● منجم يهودى
هنگام تولد حضرت ولى عصر(ع)منجمى يهودى در قم اقامت مى كرد كه در آن سامان شهرت بسزايى داشت. احمد بن اسحاق كه از شخصيت هاى معروف قم و وكيل امام حسن عسكرى (ع)در قم بود، پيش منجم يهودى رفت وگفت: براى ما در فلان روز مولودى به دنيا آمده است، فالى او را براى ما ببين. يهودى گفت: آن چه من از محاسبه هاى خود به دست مى آورم، اين است كه او يا پيامبر خواهد بود و يا وصي پيامبر. او شرق و غرب جهان را تحت حكومت و سيطره خود در خواهد آورد. من چنين در مى يابم كه احدى روى زمين نمى ماند، جز اين كه در برابر او تسليم مى شود(1)
● سطيح كاهن
كاهن به معناى غيبگو است و"سطيح كاهن "يكى از مشهورترين غيبگويان تاريخ است. وى از مردم يمن بوده وهمواره بر زمين افتاده بود ومي گويند 50 سال عمركرده است. (2) مرحوم علامه مجلسى دركتاب "بحارالانوار" ازكتاب مشارق الانوار تأليف حافظ رجب برسى، كه از علما ومحدثان شيعه است، خبرى را درباره ظهور امام زمان (ع)از سطيح كاهن بدين مضمون نقل نموده است: ذاجدن پادشاه براى استفسار از موضوعى كه در آَن ترديد داشت به دنبال سطيح كامن فرستاد . چون سطيح آَمد خواست او را امتحان كند، لذا يك دينار دركفش خود پنهان كرد و آَن گاه به وى اجازه داد كه داخل شود. چون وارد شد، شاه گفت: اى سطيح براى تو چه پنهان كرده ام سطيح گفت: دركفش خود يك دينار پنهان كرده اى شاه پرسيد: اين را ازكجا دانستى؟ سطيح گفت: از يك نفر جن كه مانند برادر، همه جا با من همراه است. شاه گفت: اى سطيح از آَن چه در روزگاران پديد مى آَيد مرا مطلع گردان سطيح گفت: هنگامى كه نيكان از ميان بروند واشرار به جاه و مقام برسند، و مقدرات الهى را تكذيب نمايند، واموال را به سختى حمل كنند... و اختلاف كلمه پديد اَيد... ستاره ی دنباله دارى كه عرب را پريشان كند، طلوع نمايد. در آَن هنگام، باران نبارد و رودها خشك شود و اوضاع روزگار دگرگون گردد... آن گاه مردى از اولاد صَخر (3) خروج مي كند وپرچم هاى سياه را به پرچم هاى سرخ تبديل مى نمايد و محرمات را مباح می گرداند... در آن موقع مهدى فرزند پيغمبر ظاهر مى شود و اين در وقتى است كه مظلومى در مدينه وپسر عموى وى در خانه خداكشته شود .... او حق را به اهل حقبرگرداند و ميهماني را در ميان مردم افزون گرداد و با عدالت خوى غبار ضلالت را از ميان ببرد (4)
پي نوشت ها :
1.روزگار رهايي ج 1، ص 141.
2. بحارالانوار ج 51، ص 65 غيبة طوسى، ص 13 1 كشف الغمه، ج 3، ص 263 و 267.
3. صَخر: نام ابوسفيان پدر معاويه است و مقصود از او سفيانى مشهور مى باشد.
4.بحارالانوار ج 51 ص 162

دسته بندی