سخن روز

امیرالمومنین امام علي (ع) :

درانتظارفرج باشید واز رحمت وکارگشایی خدا ناامید نشوید، زیرا بهترین اعمال در نزد خدای بزرگ انتظار فرج است.

 

شخصیت بهنجار از نظر اسلام، شخصیتی است که جسم و روح در آن متعادل باشند و نیازهای هر کدام ارضا شوند. انسانی که دارای شخصیت بهنجار است به جسم و سلامت و نیرومندی آن اهمیت می‌دهد و نیازهای آن را در حدودی که شرع مقدس روا می‌دارد برآورده می‌سازد و همزمان با آن به خدا ایمان می‌آورد. از نظر اسلام فردی که پیرو هوای نفس خودش باشد فردی نابهنجار است و نیز کسی که خواسته های جسمانی خود را سرکوب و مقهور کند و رهبانیت افراطی و ریاضت شدید دارد و تنها به ارضا نیازهای معنوی می‌پردازد شخصی نابهنجار است زیرا این گونه گرایش‌های افراطی و تفریطی با فطرت انسان مخالف هستند. به همین دلیل هیچ کدام از این دو گرایش به شکل گیری و تحقق ماهیت حقیقی انسان نمی انجامد. ملاک‌های سلامت روانی در اسلام از این قرارند :

1. خودآگاه و هشیار زیستن: انسان سالم پیوسته خودآگاه است. در مکاتب گشتالتی و روان کاوی و بسیاری مکاتب دیگر معتقدند انسان بهنجار خودآگاه و هوشیار است و نسبت به تمام حالات درونی و رفتاری خودآگاه است.

2. شناخت واقعیت و پذیرش آن: انسان سالم با جهان درون و جهان برون خود ارتباطی مبتنی بر واقعیت و پذیرش آن دارد. پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «خدایا اشیاء را آن گونه که هستند به ما بنمایان». انسان‌های سالم مصداق این آیه اند : انسان سالم جهان را با عقل خویش می‌شناسد نه با هوای نفس خود.

3. در حال زیستن: انسان هوشیار سالم اوقات خود را در حال می‌گذراند. او در همه حال در حال زندگی می‌کند. انسان‌های ناسالم در حال نفس می‌کشند ولی یا درگذشته زندگی می‌کنند یا در آینده که این موضوع در کلیه مکاتب روان درمانی مورد تاکید است. در قرآن آمده است: «یا ایها الذین آمنو، آمنو» : یعنی اینکه پیوسته در حال باشید و به گذشته و ایمانی که درگذشته داشته‌اید اکتفا نکنید.

4. پویا و متکامل زیستن: انسان سالم در نظر اسلام انسانی پویاست. انسانی که امروزش با دیروزش مساوی است انسانی مغبون است.

5. در جمع زیستن: انسان سالمی که واقعیت‌ها را می‌شناسد در جمع زندگی می‌کند. او فرد است و فردیت او مسئول و متعهد است لذا جمع نه مسئولیت را از وی ساقط می‌کند و نه تعهد او را زایل می‌کند ولی با این حال او در جمع زندگی می‌کند. پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند : «تجمع رحمت است و تنهایی عذاب» و نیز می‌فرماید : «دست خدا بر جماعت است».

6. با خدا زیستن و تواب بودن: انسان هوشیار و آگاه و پویا به طرف عالی‌ترین کمال هستی و عالی‌ترین حقیقت وجود یعنی حق و در واقع خداوند در حرکت است. او هر گامی را که در جهت تکامل بر می‌دارد قدمی است که او را به حقیقت نزدیک می‌سازد. او با ذکر خویش ارتباطی قلبی و عقلی با خدا پیدا می‌کند. انسان سالم هرگاه که از مسیر حق منحرف می‌شود بلافاصله بازگشت کرده (توبه می‌نماید) و متکی به عالی‌ترین مرتبه هستی می‌شود.

دسته بندی