سخن روز

امیرالمومنین امام علي (ع) :

درانتظارفرج باشید واز رحمت وکارگشایی خدا ناامید نشوید، زیرا بهترین اعمال در نزد خدای بزرگ انتظار فرج است.

 

تاریخ انتشار: 17 دى, 1394 - 23:03

فرزند از آغاز زاده شدن، تا آن‌گاه كه از محيط خانواده جدا مي‌شود و زندگي مشتركي را با ديگران آغاز مي‌كند، بايد دو دوره تربيتي را بگذراند.

1- دوران كودكي كه شامل يك تا هفت سالگي مي‌شود،‌ و اين زماني است كه كودك آمادگي چنداني براي تربيت مستقيم ندارد،‌ چرا كه او دنياي خود را نمي‌شناسد.

2- از هفت تا چهارده سالگي، كه در اين دوران عقل به تدريج رشد مي‌كند و براي فعاليت‌هاي فكري آماده مي‌شود و مي‌تواند بياموزد و تعليم ببيند.

در دوران نخست، تربيت بايد غير مستقيم باشد و هيچ گاه امر و نهي تربيتي نبايد با فشار روحي همراه باشد. بلكه كودك از طريق اطرافيان خود با ادب و تربيت آشنا مي‌شود و اصل پايه‌هاي نخست اخلاقي وي پي‌ريزي مي‌گردد و از محيط خود خاطره‌هاي خوب و رفتارهاي مناسب را در ذهن خود ثبت و ضبط مي‌كند. در دوران دوم نيز، نبايد كودك را آزاد گذاشت و خلاف‌هاي او را ناديده گرفت، بلكه بايد از بي‌ادبي‌هاي وي جلوگيري كرد، نظم و انضباط را به وي آموخت و از بازيگوشي و بيهوده گذراني اوقات او جلوگيري و به كارهاي عبادي و نيكو تشويق كرد.

متأسفانه دركشور ما بيشتر مردم نمي‌دانند كه تربيت فرزندان خود را از چه زماني بايد شروع كنند. برخي از پدر و مادرها بر اين باورند كه تربيت پس از تمام شدن شش سالگي و برخي مي‌گويند آغاز تربيت از سه سالگي است.

اما اين انديشه‌ها اشتباه است؛ زيرا هنگامي كه سه سالگي كودك تمام شد، 75 درصد صفات خوب و بد در كودك شكل گرفته است.

عده‌اي از روان‌شناسان بر اين باورند كه تربيت كودك از همان روز اول تولد است. اما برخي ديگر تا اندازه‌اي احتياط مي‌كنند و شروع تربيت كودك را از روز اول ماه دوم زاده شدن كودك مي‌دانند، اما در تحقيقات عملي دقيق در دانشگاه «شيكاگو» به اين نتيجه رسيدند كه:

هر كودك سالم تقريباً سطح هوش خود را 50 درصد در چهارسالگي، 30 درصد در هشت سالگي، و 20 درصد در هفده سالگي به دست مي‌آورد. پس هر كودك چهار ساله 50 درصد قدرت هوشي دارد و تغييرات بين 2 تا 3 سالگي به مراتب بيشتر و مهم‌تر از تغييرات بين 8 تا 9 سالگي مي‌باشد.

براي تربيت كودك از كجا شروع كنيم

براي آن كه آموزش و تربيت مفيد واقع شود، خيلي زودتر از آنچه كه امروزه فكر مي‌كنند بايد شروع كرد، يعني از همان هفته‌هاي پس از تولد، نخست بايد منحصراً به مسائل فيزيولوژيكي و پس از سال اول به مسائل رواني توجه شود.

يك نكته قابل ذكر اين است كه ارزش زمان براي كودك يكسان نيست، زيرا مدت يك روز در يك سالگي به مراتب طولاني‌تر از يك روز در دوران سي‌ سالگي مي‌باشد. و شايد شش برابر، بيشتر از حوادث فيزيولوژيكي و رواني را شامل شود. بنابراين نبايد چنين دوران پر مايه كودكي را بدون بهره برداري گذاشت. به احتمال زياد در طول شش سال اول زندگي، نتيجه اجراي مقررات زندگي قطعي‌تر است.

بدين جهت است كه حضرت علي(ع) مي‌فرمايد:‌

من لم يتعلم في الصغر لم يتقّدم في الكبر.

«كسي كه در كودكي چيزي نياموزد، در بزرگي نمي‌تواند بزرگي كند.»

بنابراين، دوران كودكي بهترين زمان براي فرا گرفتن راه و روش درست زندگي مي‌باشد. زيرا قدرت تقليد و اقتباس و يادگيري كودك بسيار شديد است. كودك در اين زمان تمام حركات، گفتار و رفتار اطرافيان خود را با تمام دقت، همانند فيلم عكاسي در خود ضبط مي‌كند.

از اين رو، هم‌زمان با رشد و تكامل جسم كودك، بايد روان او را به راه صحيح هدايت كرد تا صفات پسنديده در وجودش قرار گيرد. زيرا، كودكاني كه با شيوه درست تربيت نشده‌اند، تغيير صفات اخلاقي آنان در بزرگسالي بسيار دشوار مي‌نمايد.

خوشبخت‌ترين و سعادتمندترين افراد كساني هستند كه از آغاز، با پرورش درست و سالم رشد يافته‌اند و صفات برجسته و ارزشمند، آويزه گوش و جان آنان شده است.

برخي از روان‌شناسان، كودك را همانند نهال كوچكي دانسته‌اند كه باغبان به آساني مي‌تواند با برنامه‌هاي صحيح وضع او را تغيير دهد. ولي كساني كه همانند درخت كهنسال به پرورش‌هاي پليد و ناپسند عادت كرده‌اند، اصلاح آنان بسيار دشوار است، و كسي كه مي‌خواهد رفتار اين گونه افراد را تغيير دهد بايد دشواري‌هاي فراواني را تحمل كند.

شخصيت دادن به كودك

در دنياي كنوني به كودك بسيار اهميت مي‌دهند. پرورش كودكان و احترام به شخصيت آنان در خانواده و اجتماع مورد توجه كامل دولت و ملت است؛ اما با همه اين مسائل، آن اندازه كه پيشواي مسلمانان به تربيت كودكان توجه داشته است، ‌دنياي امروز به آن توجه ندارد. اگر چه، گاهي حكمرانان و زمامداران كشورهاي متمدن به يتيم‌خانه‌هاو كودكستانها مي‌روند و يكي دو ساعت را با آنان مي‌گذرانند و گاهي برخي از آنان را در آغوش مي‌گيرند و از اين صحنه‌ها، عكس‌ها و فيلم‌هايي تهيه مي‌كنند، و پيرامون آن مقالات بسياري مي‌نويسند و از اين راه مراتب احترام خويش را نسبت به كودك در افكار عمومي منعكس مي‌كنند، اما تاكنون هيچ فردي همانند رسول گرامي اسلام در نهايت سادگي و مهرباني در كوچه و خيابان اين گونه به كودكان مهرباني و محبت نكرده و آنان را در آغوش نگرفته است. بنابراين پيامبر(ص) نسبت به تمام كودكان، خواه فرزندان خود و يا اطفال ديگران محبت مخصوص داشت، از اين رو، درباره آن حضرت نوشته‌اند كه: و التلطّف بالصبّيان من عادة الرّسول يعني: «مهرباني درباره كودكان از شيوه‌هاي مخصوص پيامبر(ص) بوده است.»

همين شيوه را ديگر پيشوايان ديني و امامان شيعه نيز ادامه دادند، و براي كودكان شخصيت قائل بودند كه به چند مورد اشاره مي‌كنيم:‌

حسن معاشرت

يكي از اساسي‌ترين عوامل ايجاد شخصيت در كودك، حسن معاشرت و رفتار نيكو با اوست، كه رسول خدا(ص) در يك عبارت بسيار كوتاه و زيبا بيان فرموده و آشكارا اجراي آن را به پيروانش دستور داده است:‌ به فرزندان خود احترام گذاريد و با آداب و روش پسنديده با آنها رفتار كنيد.

بنابراين، كساني كه مي‌خواهند فرزند با شخصيت داشته باشند، بايد حتماً با آموزش پسنديده آنها را راهنمايي كنند،‌ و از رفتار زشت و ناپسند و توهين آميز بپرهيزند، زيرا با روش ناپسند هرگز نمي‌توان فرزندان ارزنده و با شخصيتي تربيت كرد و به جامعه تقديم كرد.

وفاي به عهد

وفاي به عهد يكي از عواملي است كه اعتماد را در كودك به وجود مي‌آورد و در رشد شخصيت او بسيار مؤثر است. پيشوايان راستين اسلام درباره وفاي به عهد نسبت به كودك سفارش‌هاي فراواني كرده‌اند كه چند نمونه از آن را يادآور مي‌شويم.

حضرت علي(ع) مي‌فرمايد: شايسته نيست انسان به جدي و يا به شوخي، دروغ بگويد.

شايسته نيست كسي به فرزند خود وعده‌اي بدهد و به آن وفا نكند.

آن حضرت مي‌فرمايند:‌ رسول خدا(ص) فرمود:‌ اگر يكي از شما به فرزند خود وعده‌اي دهد، بايد به آن وفا كند و از عهد خود تخلف ننمايد.

بها دادن به كار كودك

رسول خدا(ص) بر آنچه درباره پرورش كودكان و شخصيت دادن به آنان براي پيراون خود فرموده، تمام نكات را نيز خود انجام مي‌داد. يكي از شيوه‌هاي آن حضرت اين بود كه براي كارهاي كودكان ارزش قائل بود.

از عمرو بن حريث چنين روايت شده كه گفت: رسول خدا(ص) از كنار عبدالله بن جعفر بن ابي طالب گذشت. او در حالي كه فرزند كوچكي بود حضرت درباره او چنين دعا كرد. خداوندا، در كار معامله يا تجارت به او بركت عنايت فرما.

بلند شدن در برابر كودكان

يكي از شيوه‌هايي كه رسول گرامي اسلام انجام مي‌داد و بدين وسيله براي كودكان شخصيتي قايل مي‌شد، اين بود كه گاهي به احترام كودك خود، سجده نماز را طولاني مي‌كرد و يا براي احترام به كودك مردم، نماز را با سرعت پايان مي‌داد و در هر صورت به كودكان احترام مي‌گذاشت و عملاً به مردم درس پرورش شخصيت كودكان را مي‌آموخت.

روزي پيامبر(ص) نشسته بود. امام حسن و امام حسين(ع) وارد شدند، حضرت به احترام آنان از جا برخاست و به انتظار ايستاد. چون كودكان در راه رفتن ضعيف بودند، لحظاتي چند طول كشيد. بدين جهت پيامبر(ص) به سوي آنان رفت و استقبال كرد. آغوش خود را گشود و هر دو را بر دوش خويش سوار كرد و به راه افتاد و مي‌فرمود: فرزندان عزيز، مركب شما چه خوب مركبي است و شما چه سواران خوبي هستيد.

آن حضرت در برابر حضرت زهرا عليها السلام نيز به طور تمام قد بر مي‌خاست.

پيامبر سرمشق مردم است.  خداوند در قرآن مي‌فرمايد: «لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة» «در واقع رسول خدا(ص) براي شما بهترين سرمشق و پيشوايي است كه مي‌توانيد از وجودش بهره‌مند گرديد.»

رسول گرامي اسلام در طول تاريخ، بزرگ‌ترين سرمشق بشريت بوده است؛ زيرا پيش از اين كه با گفتار خود مربي و راهنماي مردم باشد، با رفتار شخصي خويش بهترين تربيت كننده و راهبر بود.

شخصيت پيامبر(ص) نمونه‌اي براي يك روزگار، نسل، ملت، مذهب و مكان خاص نمي‌باشد، بلكه يك سمبل جهاني و هميشگي براي تمام مردم در همه زمان‌هاست.

ما در اين جا با توجه و استناد به شواهد و مدارك معتبر، به رفتار و شيوه‌هاي عملي رسول گرامي درباره كودكان و جوانان مي‌پردازيم.

نياز به محبت از نيازهاي اساسي انسان است كه از ابتداي وجود تا زمان مرگ در انسان وجود دارد.

پيامدها و نتايج

محبت والدين به فرزند بهتر است كه در رفتار نشان داده و اظهار شود.

محبت به كودك موجب سلامت جسمي، رواني، قدرشناسي، اعتماد به نفس و مصونيت از انحراف كودك مي‌شود.

رسول خدا(ص) مي‌فرمود:‌ من بچه ها را به جهت پنج خصوصيت دوست دارم:‌

آنكه بسيار گريه مي‌كنند و ديده‌ گريان كليد جنت است؛

آنكه با خاك بازي مي‌كنند (متكبر و پر نخوت نيستند)؛

آنكه با يكديگر دعوا مي‌كنند اما زود آشتي كرده و كينه به دل نمي‌گيرند؛

آنكه چيزي براي فرداي خود ذخيره نمي‌كنند، چون آرزوي دور و دراز ندارند؛

آنكه خانه مي‌سازند و بعد خراب مي‌كنند، دل‌بسته و وابسته به چيزي نيستند.

دسته بندی